تیم برتون

تیم برتون از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری، جستجو برای دیگر کاربردها، برتون (ابهام‌زدایی) را ببینید. تیم برتون تیم برتون در نمایشگاه سینماتک فرانسه، مارس ۲۰۱۲ زادروز ۲۵ اوت ۱۹۵۸ ‏(۵۴ سال) بربنک، کالیفرنیا ملیت آمریکایی نام‌های دیگر تیموتی والتر برتون پیشه کارگردان، تهیه‌کننده، نویسنده، طراح و نقاش سال‌های فعالیت ۱۹۸۲ تا کنون شناخته‌شده برای سبک منحصربه‌فرد در فیلمسازی همسر لنا جیسک (۱۹۹۲–۱۹۸۹) شریک زندگی لیزا ماری (۲۰۰۱–۱۹۹۲) هلنا بونهام کارتر (۲۰۰۱ تا کنون) فرزندان بیلی ریموند برتون (۲۰۰۳) نل برتون (۲۰۰۷) والدین بیل برتون (متوفی ۲۰۰۰)[۱] جین برتون (متوفی ۲۰۰۲)[۱] امضا وبگاه timburton.com صفحه در وب‌گاه IMDb
تیموتی والتر «تیم» برتون (به انگلیسی:Timothy Walter "Tim" Burton؛ زادهٔ ۲۵ اوت ۱۹۵۸) کارگردان، تهیه‌کننده، نویسنده، طراح، نقاش و شاعر آمریکایی است.[۲] تیم برتون به دلیل دیدگاه متفاوت، سبک ویژه و منحصربه‌فرد در فیلمسازی و طراحی شخصیت‌هایی عجیب و متفاوت معروف شده‌است و از برجسته‌ترین کارگردان‌ها به شمار می‌رود. او تاکنون بارها برای جوایز گوناگونی از جمله گلدن گلوب و اسکار نامزد شده‌است و جوایزی را نیز دریافت کرده‌است. برتون همچنین نویسنده و نقاش کتاب شعر مرگ غم‌انگیز پسر صدفی و قصه‌های دیگر که در سال ۱۹۹۷ منتشر شد[۳] و نیز کتاب طراحی‌هایش یعنی هنر تیم برتون که در سال ۲۰۰۹ انتشار یافت، است.[۴] تیم برتون در بربنک، کالیفرنیا زاده شد. او در کودکی به دیدن فیلم‌های ترسناک و علمی–تخیلی علاقه داشت و از نوجوانی شروع به ساخت پویانمایی‌هایی به روش استاپ موشن و فیلم‌های ۸ میلیمتری سیاه و سفید کرد. بعد از دبیرستان، برای یادگرفتن فیلمسازی و انیمیشن به صورت حرفه‌ای به موسسهٔ هنرهای کالیفرنیا رفت و سپس در استودیوی والت دیزنی مشغول به کار شد. او از سال ۱۹۸۲ تاکنون در عرصهٔ فیلمسازی فعال بوده‌است. تیم برتون با فیلم‌های عجیبی مثل: بیتل جوس، ادوارد دست قیچی، کابوس قبل از کریسمس، اد وود، اسلیپی هالو، عروس مرده، سوئینی تاد: آرایشگر شیطانی خیابان فلیت، ۹، سایه‌های سیاه و فیلم‌های محبوب و موفقی مثل: ماجراجویی بزرگ پی وی، بتمن، بازگشت بتمن، سیارهٔ میمون‌ها، چارلی و کارخانهٔ شکلات سازی، آلیس در سرزمین عجایب و فرنکن‌وینی شناخته شده‌است. او همچنین علاوه بر کارگردانی و تهیه‌کنندگی، نویسندهٔ داستان فیلم‌های ادوارد دست قیچی، کابوس قبل از کریسمس و فرنکن‌وینی و طراح شخصیت‌های انیمیشن‌های عروس مرده و کابوس قبل از کریسمس بوده‌است. برتون اغلب با تعداد خاصی از هنرمندان در آثارش همکاری می‌کند؛ مثل جانی دپ که از اولین همکاری‌شان در فیلم ادوارد دست قیچی تا به حال دوست صمیمی برتون بوده‌است و در ۸ فیلم با هم همکاری کرده‌اند، هلنا بونهام کارتر، شریک زندگیش که در بیشتر آثار او حضور دارد و موسیقیدانی به نام دنی الفمن که برای همهٔ آثار برتون در مقام کارگردان و/ یا تهیه‌کننده به جز ۵ فیلم، آهنگ ساخته‌است. محتویات ۱ کودکی تا جوانی۲ سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰۳ سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰۴ سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰۵ سال‌های ۲۰۱۰ به بعد۶ زندگی خصوصی۷ فیلم‌شناسی۸ جوایز۹ نمایشگاه‌ها۱۰ همکاری‌های متعدد۱۱ منابع۱۲ برای مطالعه بیشتر۱۳ پیوند به بیرون کودکی تا جوانی تیم برتون ۲۵ اوت ۱۹۵۸ در بربنک، کالیفرنیا به دنیا آمد.[۵] مادرش جین برتون (اریکسون) مالک یک فروشگاه هدیه بود و پدرش بیل برتون در پارک بربنک و ادارهٔ تفریحات و سرگرمی کار می‌کرد.[۶] یک برادر به نام دنیل دارد که ۳ سال از او کوچکتر است و او هم هنرمند است.[۵] در کودکی خیلی درونگرا بود و به سینما رفتن و نقاشی کشیدن علاقه داشت.[۵][۷] او همچنین به فیلم‌های ترسناک و علمی–تخیلی مثل گودزیلا و فرانکشتاین، محصولات شرکت همر، آثار ری هری‌هازن مثل جیسون و آرگونات‌ها و هفتمین سفر دریایی سندباد،[۸] فیلم‌های وینسنت پرایس و آثار ادگار آلن پو علاقه داشت و ساخته‌هایش هم تحت تاثیر این آثار قرار گرفته‌اند.[۶][۹] برتون در کودکی در حیاط خانه‌شان فیلم‌های کوتاه به روش استاپ موشن و فیلم‌های ۸ میلیمتری سیاه و سفید می‌ساخت.[۸][۱۰] یکی از فیلم‌های دورهٔ نوجوانیش جزیرهٔ دکتر آگر است[۸] که در سن ۱۳ سالگی آن را ساخت.[۱۱]او در دبیرستان بربنک تحصیل کرد اما دانش‌آموز خیلی خوبی نبود و به جای درس خواندن، فیلم می‌ساخت.[۱۰][۱۲] استعداد هنری او زود آشکار شد، در نوجوانی در یک مسابقهٔ طراحی پوستر برای ترویج زباله نریختن شرکت کرد. علاوه بر این که اول شد و ۱۰ دلار جایزه گرفت، تا ۲ ماه هم از طرحش روی کامیون‌های حمل زبالهٔ شهر بربنک استفاده شد.[۱۰] با فرارسیدن کریسمس و هالووین هم ساکنین شهر به او پول می‌دادند تا برایشان روی شیشه، طرح‌های مناسب فصل، مثل کدوی هالووین، اسکلت، عنکبوت و آدم برفی بکشد.[۱۰] تیم برتون در سن ۱۸ سالگی و بعد از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان به موسسهٔ هنرهای کالیفرنیا که استودیوی والت دیزنی آن را تأسیس کرده بود، برای یادگیری انیمیشن رفت.[۱۳] او در زمان دانشجویی در موسسهٔ هنرهای کالیفرنیا فیلم‌های کوتاهی مثل ساقهٔ کرفس غول‌پیکر و پادشاه و اختاپوس را ساخت که از آنها فقط قسمت‌هایی باقی‌مانده‌است.[۱۴] سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ برتون سال ۱۹۷۹ از موسسهٔ هنرهای کالیفرنیا فارغ‌التحصیل شد و به عنوان انیمیشن‌ساز برای فیلم روباه و سگ شکاری به استودیو دیزنی پیوست.[۱۵] او انیمیشن‌ساز و ایده‌پرداز فیلم‌هایی مثل روباه و سگ شکاری، دیگ سیاه و ترون بوده‌است.[۱۶][۱۷] در سال ۱۹۸۲ در حالی که در استودیو دیزنی کار می‌کرد اولین فیلم کوتاهش یعنی وینسنت که فیلمی ۶ دقیقه‌ای و سیاه و سفید بود را بر اساس شعری از خودش و به روش استاپ موشن ساخت.[۱۸] این فیلم داستان پسر جوانی است که در خیالش، خودش را به جای وینسنت پرایس، قهرمانش (و قهرمان برتون) می‌بیند. تیم برتون و پرایس راوی این فیلم بودند.[۱۲] پروژهٔ بعدی برتون فیلم کوتاه هنسل و گرتل بود که اقتباسی با تم ژاپنی از داستان برادران گریم بود که برای کانال دیزنی ساخته شد.[۱۹] این فیلم فقط یک بار در شب هالووین سال ۱۹۸۳ پخش شد و بعد از آن کنار گذاشته شد.[۱۹] فیلم کوتاه بعدی او، فرنکن‌وینی، فیلمی الهام‌گرفته از داستان فرانکشتاین است که سال ۱۹۸۴ اکران شد.[۱۸] داستان این فیلم دربارهٔ پسر جوانی است که سعی می‌کند سگش را بعد از اینکه با ماشین تصادف می‌کند، دوباره زنده کند.[۱۲] تیم برتون در سال ۱۹۸۴ و بعد از ساخت این فیلم، استودیو دیزنی را ترک کرد[۱۹] چون سبک شخصی او با استانداردهای دیزنی متفاوت بود و برتون علاقه داشت که در پروژه‌هایی کار کند که متناسب با دیدگاه خاص خودش باشد.[۱۹] ماجراجویی بزرگ پی‌وی کمی بعد از اینکه بازیگری به نام پل روبنس فیلم فرنکن‌وینی را دید، برتون را برای کارگردانی فیلمی سینمایی برگرفته از شخصیت مورد علاقه‌اش «پی‌وی هرمان» انتخاب کرد.[۲۰] تیم برتون که طرفدار گروه موسیقی عجیب و غریب اوینگو بوینگو بود از دنی الفمن، آهنگساز گروه خواست تا برای این فیلم آهنگسازی کند. بعد از آن الفمن، آهنگسازی همه به جز ۵ فیلم (پسر ملوان، اد وود، جیمز و هلوی غول پیکر، بتمن برای همیشه و سوئینی تاد: آرایشگر شیطانی خیابان فلیت) از آثار برتون در مقام کارگردان و/یا تهیه کننده را بر عهده داشته‌است.[۲۱] فیلم ماجراجویی بزرگ پی‌وی در سال ۱۹۸۵ و با بودجهٔ ۷ میلیون دلاری ساخته شد و بیش از ۴۰ میلیون دلار فروش کرد.[۶] بیتل جوس بعد از کارگردانی چند اپیزود از مجموعهٔ تلویزیونی آلفرد هیچکاک تقدیم می‌کند و تئاتر افسانه پریان ساختهٔ شلی دووال، به برتون پروژهٔ بزرگ بعدیش یعنی بیتل جوس پیشنهاد داده شد. بیتل جوس یک کمدی ترسناک ماورائی دربارهٔ زوج جوانی است که بعد از مرگ مجبور می‌شوند در همین دنیا بمانند و خانواده‌ای مالک خانه‌شان می‌شوند اما دختر نوجوان خانواده روح آنها را می‌بیند.[۱۲] بازیگران این فیلم الک بالدوین، جینا دیویس، وینونا رایدر، گلن شادیکس و مایکل کیتون (بیتل جوس) هستند.[۱۲] فیلم با بودجهٔ ۱۳ میلیون دلاری، ۸۰ میلیون دلار فروش داشت[۶][۲۲] و دهمین فیلم پرفروش سال ۱۹۸۸ شد[۲۳] بعد از موفقیت این فیلم، یک مجموعهٔ پویانمایی به همین نام از روی آن ساخته شد که برتون مدیر اجرایی تولید آن بود و از شبکهٔ ای‌بی‌سی و بعداً از شبکهٔ فاکس پخش شد.[۲۴] بتمن تیم برتون در جشنوارهٔ فیلم ونیز، ۵ سپتامبر ۲۰۰۷ توانایی تیم برتون در ساختن فیلم‌های موفق با بودجهٔ کم، مدیران استودیوها را تحت تاثیر قرار داد و به او فیلم بتمن که اولین فیلمش با بودجهٔ زیاد بود پیشنهاد داده شد. تولید فیلم با مشکلات زیادی مواجه شد به طوری‌که برتون از آن به عنوان «شکنجه و بدترین دوران زندگی‌ام» یاد می‌کند.[۲۵] اما بزرگترین مشکل در مورد بازیگران بود. برتون، مایکل کیتون را به دلیل همکاری قبلی‌شان دربیتل جوس با وجود جثهٔ متوسط، بی‌تجربگی در فیلم‌های اکشن و شهرتش به عنوان بازیگر کمدی، برای نقش بتمن انتخاب کرد.[۶] اگرچه برتون در نهایت پیروز شد اما طرفداران زیادی در ابتدا نسبت به این انتخاب خشمگین شدند، طوری که ۵۰٬۰۰۰ نامهٔ اعتراض‌آمیز به دفتر وارنر بروس فرستاده شد.[۲۶] برتون عنوان کرد که مسخره است که مردی درشت‌هیکل را برای نقش بتمن انتخاب کند و اصرار داشت که یک جنگجوی شنل‌دار باید فردی عادی (البته خیلی ثروتمند) باشد که لباسی خفاشی می‌پوشد تا با خلافکاران بجنگد. جک نیکلسون هم برای نقش ژوکر برگزیده شد. فیلم ژوئن ۱۹۸۹ منتشر شد و با فروش بیش از ۲۵۰ میلیون دلار در آمریکا و ۴۰۰ میلیون دلار در جهان یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ شد.[۲۷][۱۲] در نقدهای این فیلم بازی کیتون و نیکلسون و جنبه‌های تولید فیلم مورد تحسین قرار گرفت و جک نیکلسون نامزد جایزهٔ گلدن گلوب شد.[۲۸] موفقیت این فیلم، برتون را به عنوان کارگردانی سودآور معرفی کرد و الهام‌بخش پویانمایی بتمن که بعد از آن ساخته شد، بود.[۲۹] بتمن تاثیر زیادی بر فیلم‌های ابرقهرمانانه‌ای که بعداً ساخته‌شد گذاشت و تیم برتون دربارهٔ این تاثیرگذاری به شوخی گفته‌است: «وقتی من بتمن را ساختم مثل این بود که اولین فیلم سیاه از روی کتاب کمیک ساخته شده‌است. حالا همه می‌خواهند که فیلم ابرقهرمانانهٔ سیاه و جدی بسازند. فکر می کنم من مسئول این تغییر هستم.»[۳۰] تیم برتون همچنین گفته‌است که از کتاب بتمن:کشتن ژوکر برای فیلم بتمن الهام گرفته‌است: « من هیچ‌وقت طرفدار کتاب‌های کمیک نبودم اما همیشه عاشق تصویر بتمن و ژوکر بودم. دلیل اینکه طرفدار کتاب کمیک نبودم و فکر می‌کنم به زمان کودکیم برمی‌گردد، این بود که به سختی می‌توانستم بگویم کدام قسمت را باید بخوانم. نمی‌دانم این خوانش‌پریشی یا چیز دیگری بود اما دلیل اینکه عاشق کتاب کشتن ژوکر بودم این بود که برای اولین بار می‌توانستم بگویم کدام قسمت را باید بخوانم. آن کتاب مورد علاقه‌ام بود. اولین کتاب کمیکی بود که دوستش داشتم. و موفقیت آن رمان‌های تصویری، ایده‌های ما را قابل‌قبول‌تر کرد.»[۳۱]  » سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ ادوارد دست قیچی سال ۱۹۹۰ برتون، نویسندگی (به همراه کارولین تامپسون) و کارگردانی ادوارد دست قیچی را انجام داد. این فیلم که نشان‌دهندهٔ دید متفاوت برتون است، با موفقیت زیادی روبرو شد و در آمریکای شمالی حدود ۵۶ میلیون دلار و در جهان حدود ۸۶ میلیون دلار فروش کرد.[۳۲] وینونا رایدر برای دومین بار در این فیلم با او همکاری کرد و جانی دپ که در اواخر دههٔ ۱۹۸۰ به خاطر بازی در مجموعه تلویزیونی خیابان جامپ شمارهٔ ۲۱ به بازیگری محبوب تبدیل شده بود، نقش ادوارد را که اختراع جدید مخترعی عجیب (با بازی وینسنت پرایس) بود را ایفا کرد. ادوارد در ظاهر انسان بود اما به دلیل مرگ ناگهانی سازنده‌اش به جای دستانش قیچی داشت و به همین خاطر به تنهایی در قصری در اطراف شهر زندگی می‌کرد. قرار داشتن مکان فیلم در حومهٔ شهر و فیلمبرداری در لاتز کالیفرنیا، باعث شد که فیلم به عنوان زندگینامهٔ شخصی برتون از دوران کودکیش در بربنک دیده شود. پرایس عنوان کرده‌است که: «تیم همان ادوارد است.»[۳۳] جانی دپ هم نظری مشابه این گفته را با توجه به اولین ملاقاتش با تیم برتون برای این فیلم در مقدمهٔ کتاب برتون به روایت برتون نوشتهٔ مارک سالیسبری عنوان کرده‌است.[۳۴] در چندین نقد، ادوارد دست قیچی یکی از بهترین فیلم‌های برتون معرفی شده‌است.[۳۵] جانی دپ بعد از این فیلم در فیلم‌های اد وود، اسلیپی هالو، چارلی و کارخانهٔ شکلات سازی، عروس مرده، سوئینی تاد: آرایشگر شیطانی خیابان فلیت، آلیس در سرزمین عجایب و سایه‌های سیاه با برتون همکاری کرده‌است. بازگشت بتمن بعد از موفقیت فیلم بتمن، وارنر بروس پیشنهاد کارگردانی بازگشت بتمن را به برتون داد. برتون عنوان کرده‌بود: «پیشنهاد را قبول می‌کنم به شرطی که ادامهٔ آن چیزی جدید و هیجان‌انگیز ارائه کند، در غیر این صورت این متعحب‌کننده‌ترین پیشنهاد است.»[۳۶] درنهایت برتون پیشنهاد را پذیرفت و نتیجهٔ کار، بازگشت بتمن با بازی مایکل کیتون در نقش شوالیهٔ تاریکی و تبهکارانی جدید مثل دنی دیویتو (پنگوئن)، میشل فایفر (زن گربه‌ای) و کریستوفر واکن (مکس شرک) بودند. پل روبنس هم که نقش پی‌وی را در ماجراجویی بزرگ پی‌وی بازی کرده بود، نقش کوتاهی به عنوان پدر پنگوئن ایفا کرد. بازگشت بتمن که در سال ۱۹۹۲ اکران شد حدود ۲۶۷ میلیون دلار در جهان فروش کرد[۳۷] این فیلم، سومین فیلم پرفروش آن سال در آمریکا[۳۸] و ششمین فیلم پرفروش جهان شد و موفقیت دیگری برای برتون بود.[۳۹] کابوس قبل از کریسمس برتون نویسنده و تهیه‌کنندهٔ فیلم کابوس قبل از کریسمس (۱۹۹۳) است و به دلیل محدودیت‌های برنامهٔ کاری فیلم بازگشت بتمن نتوانست کارگردانی آن را انجام بدهد[۴۰] و کارگردانی آن را به هنری سلیک واگذار کرد.[۴۱] مایکل مک دووال و کارولین تامپسون بر اساس داستان، شخصیت‌ها و دنیایی که برتون ساخته‌است، فیلمنامهٔ آن را نوشته‌اند. دنی الفمن علاوه بر آهنگسازی و سرودن اشعار فیلم، آوازهای شخصیت جک اسکلینگتون را هم اجرا کرده‌است. الفمن این کار را این‌گونه توصیف کرد: «یکی از آسان‌ترین کارهایی که تا به حال انجام داده‌ام. من با جک اسکلینگتون شباهت‌های زیادی داشتم.»[۴۲] فیلم با نظرهای مثبتی دربارهٔ روش استاپ موشن انیمیشن، موسیقی و داستان اصلی مواجه شد و به موفقیت در گیشه دست‌یافت. این فیلم سال ۲۰۰۶ به صورت سه‌بعدی درآمد.[۴۳] پسر ملوان تیم برتون در حال قدم زدن بین مومیایی‌ها در موزه گواناخواتو، ۱۴ ژوئن ۲۰۰۹ برتون سال ۱۹۹۴ با دنیس دی نووی تهیه‌کنندگی فیلم کمدی–فانتزی پسر ملوان را به عهده گرفتند. آدام رزنیک، کارگردان و نویسندهٔ فیلم و کریس الیوت، نقش اول فیلم بود. در ابتدا برتون می‌خواست کارگردان این فیلم باشد اما وقتی فیلم اد وود به او پیشنهاد شد کارگردانی این فیلم را به رزنیک واگذار کرد. فیلم با موفقیت روبرو نشد و درنظرسنجی راتن تومیتوز نمرهٔ ۴۶ از ۱۰۰ گرفت.[۴۴] اد وود این فیلم که سال ۱۹۹۴ و به کارگردانی برتون ساخته شد، زندگی اد وود، فیلمسازی که از او به عنوان «بدترین کارگردان تاریخ» نام می‌برند را نشان می‌دهد.[۱۲] جانی دپ در این فیلم نقش اد وود را بازی کرد و دربارهٔ این فیلم بعداً گفت: «فقط با شنیدن ۱۰ دقیقه دربارهٔ پروژه، آن را قبول کردم.»[۴۵] آهنگسازی این فیلم به هاوارد شور سپرده شد. در حالی که اد وود با شکست تجاری مواجه شد[۴۶] اما با نقدهای مثبتی روبرو شد و مارتین لاندو جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل را برای ایفای نقش بلا لوگاسی دریافت کرد.[۴۷][۴۸] بتمن برای همیشه با وجود اینکه بازگشت بتمن به کارگردانی برتون، موفقیت زیادی کسب کرده بود، وارنر بروس، جوئل شوماخر را برای کارگردانی فیلم سوم بتمن یعنی بتمن برای همیشه استخدام کرد و برتون به همراه پیتر مک‌کروگراسکات، تهیه‌کنندگی آن را به عهده گرفت. به دنبال تغییر کارگردان، مایکل کیتون از نقش بتمن کناره گیری کرد[۴۹] و وال کیلمر جای او را گرفت. فیلم با بازیگران جدیدی مثل تامی لی جونز، نیکول کیدمن، کریس اودانل و جیم کری شناخته شد. این فیلم بافروش ۳۳۶ میلیون دلار به موفقیت بزرگی در گیشه دست یافت.[۵۰] شوماخر برای کارگردانی فیلم بعدی یعنی بتمن و رابین که فیلمی مشهور نشد، استخدام شد و برتون در این فیلم همکاری نکرد. جیمز و هلوی غول‌پیکر سال ۱۹۹۶ تیم برتون و سلیک در فیلم تخیلی و موزیکال جیمز و هلوی غول‌پیکر بر اساس کتاب رولد دال دوباره با هم همکاری کردند.[۵۱] برتون تهیه‌کننده و سلیک کارگردان این فیلم بودند. بازیگران و صداپیشگان فیلم پل تری، ریچارد دریفوس، سوزان ساراندون، دیوید تیولیس بودند. آهنگساز فیلم هم رندی نیومن است. فیلم حدود ۲۹ میلیون دلار فروش کرد.[۵۲] مریخ حمله می‌کند! مریخ حمله می‌کند! فیلمی علمی–تخیلی، کمدی و دلهره‌آور است که در سال ۱۹۹۶ ساخته شد. برتون و دنی الفمن در این فیلم دوباره با هم همکاری کردند. جک نیکلسون، پیرس برازنان، مایکل جی فاکس، سارا جسیکا پارکر، ناتالی پورتمن، آنت بنینگ، لوکاس هاس، گلن کلوز، آنت بنینگ، کریستینا اپل‌گیت، جک بلک و لیزا ماری بازیگران این فیلم بودند. این فیلم خیلی موفق نبود و در جهان ۱۰۱ میلیون دلار فروش کرد.[۵۳] اسلیپی هالو فیلم اسلیپی هالو به کارگردانی برتون که سال ۱۹۹۹ اکران شد، داستانی ماورائی دارد و بر اساس داستان کوتاه واشنگتن اروینگ ساخته شده‌است. جانی دپ در این فیلم نقش «ایکابد کرین»، کارآگاهی علاقه‌مند به تحقیقات جرم‌شناسی را ایفا کرده‌است (در حالی که در داستان اصلی واشنگتن اروینگ، ایکابد معلم است.)[۵۴] اسلیپی هالو نشان دهندهٔ مبارزهٔ تیم برتون با سیستم هالیوود بود.[۵۵] برتون با ساخت این فیلم ادای احترامی به فیلم‌های ترسناک کمپانی انگلیسی فیلم همر کرده‌است.[۵۶] کریستوفر لی که یکی از ستاره‌های کمپانی همر بود هم نقش کوتاهی در این فیلم ایفا کرده‌است. مایکل گاف، جفری جونز و کریستوفر واکن نقش‌های مکمل را بازی کرده‌اند. کریستینا ریچی هم که قبلاً با تهیه‌کنندهٔ فیلم، اسکات رودین همکاری کرده‌بود، نقش کاترینا ون‌تسل را ایفا کرد.[۵۷] آهنگسازی خاص دنی الفمن به سبک گوتیک هم به جذابیت فیلم افزود. اسلیپی هالو حدود ۲۰۶ میلیون دلار فروش کرد و با موفقیت زیادی روبرو شد.[۵۸] این فیلم برنده «جایزهٔ اسکار بهترین کارگردان هنری»[۵۹] و دو جایزهٔ بفتا برای «بهترین طراح لباس» و «بهترین طراح اجرایی» شد.[۵۹] سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ سیارهٔ میمون‌ها فیلم سیارهٔ میمون‌ها به کارگردانی برتون، فیلمی علمی–تخیلی است که در سال ۲۰۰۱ و بر اساس رمان پیر بول ساخته شد. این فیلم با فروش ۳۶۲ میلیون دلار در جهان به موفقیت دست یافت[۶۰] و نهمین فیلم پرفروش جهان در آن سال شد.[۶۱] آهنگساز این فیلم هم دنی الفمن است. در زمان فیلمبرداری سیارهٔ میمون‌ها برتون با هلنا بونهام کارتر آشنا شد که از آن زمان تا به حال شریک زندگی او بوده‌است.[۶۲]همچنین این فیلم اولین همکاری برتون با تهیه‌کننده، ریچارد دی زانوک بود.[۶۳] ماهی بزرگ ماهی بزرگ فیلمی تخیلی و ماجراجویانه به کارگردانی برتون است که در سال ۲۰۰۳ و بر اساس رمان «ماهی بزرگ:رمان تناسب‌های افسانه‌ای» نوشتهٔ دنیل والاس ساخته شده‌است. داستان فیلم دربارهٔ آشتی پسری با پدری در حال مرگ به نام ادوارد بلوم است که داستان‌هایی آمیخته با رنگ و مبالغه دربارهٔ زندگیش می‌گوید. نقش‌های اصلی فیلم ایوان مک‌گرگور در نقش جوانی ادوارد بلوم و آلبرت فینی در نقش پیری ادوارد بلوم هستند. جسیکا لنگ، بیلی کروداپ، دنی دیویتو، الیسون لومن، ماریون کاتیلرد و هلنا بونهام کارتر دیگر بازیگران فیلم هستند. ماهی بزرگ، ۱۲۲ میلیون دلار در جهان فروش کرد[۶۴] و نامزد ۴ جایزهٔ گولدن گلوب شد.[۶۵] دنی الفمن هم برای آهنگسازی این فیلم، نامزد جایزهٔ اسکار بهترین موسیقی فیلم و نامزد جایزهٔ گرمی بهترین موسیقی فیلم شد.[۶۶] چارلی و کارخانهٔ شکلات سازی چارلی و کارخانهٔ شکلات سازی که سال ۲۰۰۵ و به کارگردانی برتون ساخته‌شد، اقتباسی از کتابی به همین نام نوشتهٔ رولد دال است. جانی دپ در نقش ویلی وانکا، فردریک هایمور در نقش چارلی باکت، هلنا بونهام کارتر در نقش خانم باکت (مادر چارلی)، کریستوفر لی در نقش پدر ویلی وانکا و دیپ روی در نقش اومپا لومپا بازی کرده‌اند. این فیلم ۴۷۴ میلیون دلار در جهان فروش کرد[۶۷] و هشتمین فیلم پرفروش جهان در آن سال[۶۸] و نامزد جایزهٔ اسکار بهترین طراح لباس شد.[۶۹] جانی دپ هم برای این فیلم نامزد جایزهٔ گولدن گلوب بازیگر مرد نقش اصلی در ژانر موزیکال یا کمدی شد.[۶۹] دنی الفمن، آهنگساز فیلم و جان آگست، نویسندهٔ فیلمنامه، نامزد جایزهٔ گرمی برای قسمت موزیکال خوشامدگویی ویلی وانکا شدند.[۷۰] برتون و الفمن همزمان با این فیلم روی انیمیشن عروس مرده نیز کار می‌کردند. عروس مرده عروس مرده یک پویانمایی تخیلی و موزیکال به کارگردانی برتون و مایک جانسون است که در سال ۲۰۰۵ و به روش استاپ موشن ساخته شده‌است. جانی دپ صداپیشهٔ ویکتور ون دورت و هلنا بونهام کارتر صداپیشهٔ امیلی (عروس مرده) است. برتون در این فیلم، بار دیگر توانست که از سبک آشنا و مخصوص به خودش مثل تقابل پیچیدهٔ نور و تاریکی و گیر افتادن بین دو دنیای متفاوت و متضاد استفاده کند. عروس مرده با فروش ۱۱۷ میلیون دلاری به موفقیت در گیشه دست یافت.[۷۱] استخوان‌ها استخوان‌ها (۲۰۰۶) یک کلیپ موسیقی است که برتون آن را کارگردانی کرده‌است.[۷۲] استخوان‌ها یکی از تک‌آهنگ‌های گروه کیلرز از آلبوم دومشان یعنی شهر سام است. بازیگران این کلیپ ویدیویی مایکل استگر و دون آوکی هستند. در این کلیپ صحنه‌هایی هم از فیلم‌های موجودات مرداب سیاه، جیسون و آرگوناتها و لولیتا وجود دارد. گروه موسیقی به همراه استگر و آوکی در طول فیلم کم‌کم به اسکلت تبدیل می‌شوند. سوئینی تاد،آرایشگر شیطانی خیابان فلیت تیم برتون در افتتاحیهٔ نمایش سوئینی تاد در مادرید (اسپانیا)، سال ۲۰۰۷ سوئینی تاد، فیلمی ترسناک و موزیکال به کارگردانی برتون است که سال ۲۰۰۷ ساخته شد. این فیلم بازسازی فیلمی به همین نام است که سال ۱۹۷۹ ساخته شده بود. تهیه‌کنندگان آن دریم ورکز و برادران وارنر هستند. این فیلم موفق، حدود ۱۵۲ میلیون دلار در جهان فروش کرد[۷۳] و نامزد ۲ جایزهٔ گولدن گلوب و برندهٔ ۲ جایزهٔ گولدن گلوب شد.[۷۴] برتون نامزد جایزهٔ گولدن گلوب بهترین کارگردان[۱۲] و برندهٔ جایزهٔ بهترین کارگردان از جوایز هیئت ملی بازبینی فیلم شد.[۷۵] همچنین این فیلم برندهٔ جایزهٔ گلدن گلوب بهترین فیلم موزیکال یا کمدی[۷۴]، نامزد دو جایزهٔ بفتا در طراحی لباس و گریم،[۷۴] نامزد جایزهٔ اسکار بهترین دستاورد در طراحی لباس و برندهٔ جایزهٔ اسکار بهترین دستاورد برای کارگردان هنری شد.[۷۴] جانی دپ برای ایفای نقش سوئینی تاد نامزد «جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش اول»[۷۴]، برندهٔ جایزهٔ گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال یا کمدی[۷۴]، «برندهٔ جایزهٔ بهترین نقش منفی» از جوایز سینمایی ام‌تی‌وی[۷۴] و «برندهٔ جایزهٔ ملی فیلم انگلیس» شد.[۷۴] هلنا بونهام کارتر هم برای ایفای نقش خانم لاوت برندهٔ «جایزه فیلم‌های انگلیسی» و نامزد جایزهٔ گولدن گلوب شد.[۷۴] کریس نشاویتی در نقدش در مجلهٔ انترتینمنت ویکلی به این فیلم نمرهٔ A منفی داده‌است و بیان کرد: «بالا و پایینی صدای دپ هنگام آواز خواندن باعث تحیر می‌شود و با خودت فکر می‌کنی که او دیگر چه مهارت‌هایی دارد که نشان نداده است. دیدن دپ در نقش آرایشگری که با تیغ کار می‌کند تو را یاد ۱۸ سال پیش می‌اندازد که ادوارد دست قیچی به سرعت درختان را به شکل‌های مختلف در می‌آورد و اگر تیم برتون و جانی دپ با هم آشنا نمی‌شدند ما همهٔ این زیبایی‌های عجیب را از دست می‌دادیم». [۷۶] ۹ سال ۲۰۰۵ فیلمسازی به نام شان اکر فیلم کوتاهی به نام ۹ را منتشر کرد که دربارهٔ عروسکی با ادراک است که در دنیایی رو به نابودی در آینده، سعی می‌کند تا از نابودی خودش و ۸ عروسک دیگر توسط ماشین‌ها جلوگیری کند. این فیلم نامزد جایزهٔ اسکار بهترین فیلم کوتاه پویانمایی شد.[۷۷] تیم برتون و تیمر بکمامبتوف بعد از دیدن این فیلم کوتاه به ساخت فیلمی بلند بر اساس همین داستان علاقه نشان‌دادند. کارگردان فیلم بلند ۹، که فیلمی علمی–تخیلی، اکشن و ماجراجویانه است، شان آکر و تهیه‌کنندگان آن تیم برتون و تیمر بکمامبتوف هستند. آکر و پاملا پتلر فیلمنامهٔ آن را نوشتند و الیجا وود، جان سی ریلی، جنیفر کانلی، کریستوفر پلامر و مارتین لاندو صداپیشگان فیلم هستند.[۷۷] آهنگساز فیلم هم دنی الفمن است. این فیلم ۴۸ میلیون دلار در جهان فروش کرد.[۷۸] سال‌های ۲۰۱۰ به بعد آلیس در سرزمین عجایب تیم برتون در مراسم افتتاحیهٔ نمایش فرنکن‌وینی در فرانسه، ۲۳ اکتبر ۲۰۱۲ آلیس در سرزمین عجایب ترکیبی از فیلم و پویانمایی رایانه‌ای در ژانر تخیلی و ماجراجویانه است که سال ۲۰۱۰ به کارگردانی برتون ساخته شد. داستان این فیلم ۱۳ سال بعد از زمان داستان اصلی، نوشتهٔ لوئیس کارول اتفاق می‌افتد. زمان فیلم دورهٔ ویکتوریا است. در طول این مدت فیلمبرداری در خانهٔ آنتونی (مکانی تاریخی) در تورپوینت انجام شد.[۷۹] بقیهٔ کار تولید در لندن انجام شد. ابتدا قرار بود که اکران فیلم سال ۲۰۰۹ باشد اما به ۱۹ مارس ۲۰۱۰ موکول شد.[۸۰] میا واشیکوفسکا در نقش آلیس، جانی دپ در نقش کلاهدوز دیوانه، هلنا بونهام کارتر در نقش ملکهٔ قرمز، آن هاتاوی در نقش ملکهٔ سفید، و کریسپین گلوور در نقش شوالیهٔ قلب‌ها ایفای نقش کردند و استفن فرای صداپیشهٔ گربه چشایر، آلن ریکمن صداپیشهٔ هزارپایی به نام ابسولم، مایکل شین صداپیشهٔ خرگوش سفیدی به نام مک توئیسپ و مت لوکاس صداپیشهٔ دوقلوها بودند.[۸۱] این فیلم با بودجهٔ ۲۰۰ میلیون دلاری[۸۲]، یک میلیارد در جهان فروش کرد[۸۳] و یازدهمین فیلم پرفروش جهان[۸۴] و دومین فیلم پرفروش سال ۲۰۱۰ شد.[۸۵] این فیلم برندهٔ دو جایزهٔ اسکار برای «بهترین کارگردان هنری» و «بهترین طراح لباس»[۸۱] و نامزد «گلدن گلوب بهترین فیلم کمدی یا موزیکال» شده‌است.[۸۱] جانی دپ برای ایفای نقش کلاهدوز دیوانه، نامزد «جایزهٔ گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال یا کمدی»[۸۱] و دنی الفمن هم نامزد «جایزهٔ گلدن گلوب بهترین آهنگسازی» شد.[۸۱] سایه‌های سیاه سایه‌های سیاه فیلمی کمدی–ترسناک به کارگردانی برتون است که سال ۲۰۱۲ و براساس مجموعه‌ای گوتیک (۱۹۶۶–۱۹۷۱) به همین نام ساخته شده‌است. تهیه‌کنندگان فیلم، ریچارد دی زانوک، جانی دپ، کریستی دمبروفسکی، گراهام کینگ و دیوید کندی هستند. این فیلم، آخرین فیلمی بود که ریچارد دی زانوک پیش از مرگش تهیه‌کنندگی کرد. جانی دپ علاوه بر تهیه‌کنندگی این فیلم، نقش خون آشامی به نام بارناباس کالینز را نیز ایفا کرده‌است. هلنا بونهام کارتر، اوا گرین، میشل فایفر، جانی لی میلر، کلویی مورتز، جکی ارل هالی، بلا هتکوت و آلیس کوپر دیگر بازیگران این فیلم هستند. آهنگساز فیلم دنی الفمن است.[۸۶] سایه‌های سیاه ۱۰ مه ۲۰۱۲ اکران شد[۸۷] و با بودجهٔ ۱۵۰ میلیون دلاری، ۲۳۸٬۷۲۷٬۱۴۹ دلار در جهان فروش کرد.[۸۸] آبراهام لینکلن شکارچی خون آشام کارگردان این فیلم اکشن، ترسناک و سه بعدی تیمر بکمامبتوف است و برتون به همراه او تهیه‌کنندهٔ این فیلم بوده‌است. ست گراهام‌اسمیت فیلمنامهٔ آن را بر اساس رمان خودش نوشته‌است. بنجامین واکر (در نقش آبراهام لینکلن)، دومنیک کوپر، مری الیزابت وینستد و روفوس سیول بازیگران آن هستند. آبراهام لینکلن: شکارچی خون آشام ۲۲ ژوئن ۲۰۱۲ اکران شد.[۸۹] این فیلم با بودجهٔ ۶۹ میلیون دلاری، حدود ۱۱۶ میلیون دلار در جهان فروش کرد.[۹۰] فرنکن‌وینی فرنکن‌وینی انیمیشنی سه‌بعدی و سیاه و سفید به کارگردانی، تهیه‌کنندگی و نویسندگی برتون است که به روش استاپ موشن ساخته‌شده‌است و بازسازی فیلم کوتاه فرنکن‌وینی است که برتون در سال ۱۹۸۴ ساخت. با اینکه آن زمان دیزنی از این فیلم استقبال نکرد و برتون دیزنی را ترک کرد، اما توزیع‌کنندهٔ این فیلم دیزنی است. مراسم افتتاحیهٔ نمایش این فیلم ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۲ در جشنوارهٔ فیلم فنتستک، در آستین، تگزاس برگزار شد. فرنکن‌وینی ۵ اکتبر ۲۰۱۲ در سینماهای آمریکا به نمایش درآمد.[۹۱] این فیلم با بودجهٔ ۳۹ میلیون دلاری، حدود ۶۷ میلیون دلار در جهان فروش کرد.[۹۲] و نامزد جایزهٔ اسکار بهترین پویانمایی سال ۲۰۱۳ شد.[۹۳] زندگی خصوصی سال ۱۹۸۹ برتون با هنرمندی آلمانی به نام لنا جیسک ازدواج کرد اما سال ۱۹۹۲ از هم جدا شدند.[۹۴] همان سال با بازیگر و مدلی با نام لیزا ماری آشنا شد و رابطه‌شان تا سال ۲۰۰۱ طول کشید.[۹۴] در این مدت لیزا ماری در فیلم‌های برتون مثل اد وود و مریخ حمله می‌کند! بازی کرد. بعد از آن در زمان ساخت فیلم سیارهٔ میمون‌ها با هلنا بونهام کارتر آشنا شد[۹۴] که رابطه‌شان تا به حال دوام داشته‌است. برتون و هلنا دو فرزند دارند: پسری به نام بیلی ریموند (ترکیب اسم پدر هلنا و اسم پدر برتون)، زادهٔ ۴ اکتبر ۲۰۰۳ و دختری به نام نل، زادهٔ ۱۵ دسامبر ۲۰۰۷.[۹۵] جانی دپ که دوست صمیمی تیم برتون است، پدرخواندگی فرزندان آنها را به عهده گرفته‌است. در مقدمهٔ کتاب «برتون به روایت برتون» جانی دپ عنوان کرده‌است: «دربارهٔ او دیگر چه می‌توانم بگویم؟ او برادر، دوست و پدر فرزندخوانده‌ام است. او بی نظیر و شجاع است. او کسی است که به خاطرش تا آخر دنیا می‌روم و به خوبی می‌دانم که او هم برای من همین کار را خواهد کرد.»[۹۶] تیم برتون رئیس هیئت داوران شصت و سومین جشنوارهٔ فیلم کن ۲۰۱۰ که از ۱۲ تا ۲۴ مه ۲۰۱۲ در کن (فرانسه) برگزار شد، بود.[۹۷] او همچنین ۱۵ مارس ۲۰۱۰ نشان افتخار «شوالیهٔ هنر و ادب» را از وزیر فرهنگ فرانسه، فردریک میتران دریافت کرد.[۹۸] فیلم‌شناسی سینما[۹۹] سال فیلم کارگردان تهیه‌کننده نویسنده ۱۹۸۲ وینسنت ۱۹۸۴ فرنکن‌وینی ۱۹۸۵ ماجراجویی بزرگ پی‌وی ۱۹۸۸ بیتل جوس ۱۹۸۹ بتمن ۱۹۹۰ ادوارد دست‌قیچی ۱۹۹۲ بازگشت بتمن ۱۹۹۳ کابوس قبل از کریسمس ۱۹۹۴ پسر ملوان اد وود ۱۹۹۵ بتمن برای همیشه ۱۹۹۶ جیمز و هلوی غول‌پیکر مریخ حمله می‌کند! ۱۹۹۹ اسلیپی هالو ۲۰۰۱ سیارهٔ میمون‌ها ۲۰۰۳ ماهی بزرگ ۲۰۰۵ چارلی و کارخانهٔ شکلات سازی عروس مرده ۲۰۰۷ سوئینی تاد: آرایشگر شیطانی خیابان فلیت ۲۰۰۹ ۹ ۲۰۱۰ آلیس در سرزمین عجایب ۲۰۱۲ سایه‌های سیاه آبراهام لینکلن: شکارچی خون آشام فرنکن‌وینی تلویزیون سال فیلم توضیح ۱۹۸۲ هنسل و گرتل[۱۹] کارگردان ۱۹۸۹ تئاتر افسانهٔ پریان[۱۰۰] کارگردان اپیزود علاءالدین و چراغ جادو ۱۹۸۴ آلفرد هیچکاک جدید تقدیم می‌کند[۱۰۰] کارگردان اپیزود کوزه ۱۹۸۹-۱۹۹۱ بیتل جوس (مجموعه تلویزیونی)[۲۴] تهیه‌کننده ۱۹۹۳ سگ خانواده[۱۰۱] تهیه‌کننده اجرایی یک اپیزود فیلم کوتاه [۱۰۰] سال فیلم توضیح ۱۹۷۱ جزیرهٔ دکتر آگر ۱۹۷۶ هودینی: داستان نگفته ۱۹۷۹ ساقهٔ کرفس غول‌پیکر ۱۹۷۹ دکتر سرنوشت شوم ۱۹۸۲ لیوا انیمیشن سازی سال فیلم توضیح ۱۹۷۹ ساقهٔ کرفس غول‌پیکر[۱۰۰] ۱۹۸۱ روباه و سگ شکاری[۱۶] ۱۹۸۲ ترون[۱۶] نقش کوتاه سال فیلم توضیح ۱۹۹۲ مجردها[۱۰۲] طراحی سال فیلم توضیح ۱۹۸۴ فرنکن‌وینی[۱۸] طراح داستان ۱۹۸۵ دیگ سیاه[۱۶] ایده پردازی فیلم کوتاه اینترنتی[۱۰۳] سال فیلم توضیح ۲۰۰۰ دنیای پسر لکه‌ای کلیپ سال کلیپ توضیح ۲۰۰۶ استخوان‌ها[۷۲] اثر گروه کیلرز ۲۰۱۲ اینجا با من اثر گروه کیلرز جوایز برتون در طی ۳۰ سال فعالیت در عرصهٔ فیلم‌سازی، در جشنواره‌ها و مراسم متعددی نامزد شده و جوایزی را نیز دریافت کرده‌است: جایزهٔ اسکار سال جایزه بخش فیلم نتیجه ۲۰۰۶ جایزهٔ اسکار بهترین انیمیشن سال عروس مرده[۱۰۴] نامزد شد جایزهٔ گلدن گلوب سال جایزه بخش فیلم نتیجه ۲۰۰۸ گوی طلایی بهترین کارگردان سوئینی تاد[۷۴] نامزد شد جایزهٔ آکادمی فیلم‌های علمی –تخیلی، فانتزی و ترسناک آمریکا سال جایزه بخش فیلم نتیجه ۲۰۰۸ جایزهٔ ساترن بهترین کارگردان سوئینی تاد[۷۴] نامزد شد ۲۰۰۰ جایزهٔ ساترن بهترین کارگردان اسلیپی هالو[۵۹] نامزد شد ۱۹۹۷ جایزهٔ ساترن بهترین کارگردان مریخ حمله می‌کند![۱۰۵] نامزد شد ۱۹۹۳ جایزهٔ ساترن بهترین کارگردان بازگشت بتمن[۱۰۵] نامزد شد ۱۹۹۰ جایزهٔ ساترن بهترین کارگردان بیتل جوس[۱۰۵] نامزد شد جایزهٔ بفتا سال جایزه بخش فیلم نتیجه ۲۰۰۴ جایزهٔ دیوید لین بهترین کارگردان ماهی بزرگ[۱۰۵] نامزد شد جایزهٔ جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز سال جایزه بخش فیلم نتیجه ۲۰۰۷ جایزهٔ افتخاری شیر طلایی برای یک عمر دستاوردهای هنری[۱۰۵] برنده ۲۰۰۵ جایزهٔ جشنوارهٔ فیلم عروس مرده[۱۰۴] برنده جایزهٔ انجمن منتقدان فیلم آرژانتین سال جایزه بخش فیلم نتیجه ۲۰۰۶ شاهین نقره‌ای بهترین فیلم خارجی عروس مرده[۱۰۴] نامزد شد ۲۰۰۵ شاهین نقره‌ای بهترین فیلم خارجی ماهی بزرگ[۱۰۵] نامزد شد ۱۹۹۶ شاهین نقره‌ای بهترین فیلم خارجی اد وود[۱۰۶] نامزد شد جایزهٔ انجمن ملی فیلم ایتالیا سال جایزه بخش فیلم نتیجه ۲۰۰۸ ربان نقره‌ای بهترین کارگردان غیراروپایی سوئینی تاد[۷۴] نامزد شد ۲۰۰۶ ربان نقره‌ای بهترین کارگردان خارجی عروس مرده[۱۰۴] نامزد شد ۲۰۰۰ ربان نقره‌ای بهترین کارگردان خارجی اسلیپی هالو[۵۹] نامزد شد جایزهٔ آنی سال جایزه بخش فیلم نتیجه ۲۰۰۶ جایزهٔ آنی بهترین کارگردان انیمیشن عروس مرده[۱۰۴] نامزد شد جایزهٔ انجمن منتقدان پخش‌کنندهٔ فیلم سال جایزه بخش فیلم نتیجه ۲۰۰۸ جایزهٔ انتخاب منتقدین بهترین کارگردان سوئینی تاد[۷۴] نامزد شد ۲۰۰۴ جایزهٔ انتخاب منتقدین بهترین کارگردان ماهی بزرگ[۱۰۵] نامزد شد جایزهٔ انجمن تهیه‌کنندگان آمریکا سال جایزه بخش فیلم نتیجه ۲۰۱۰ جایزهٔ تهیه‌کنندهٔ فیلم سال بهترین انیمیشن ۹ [۱۰۷] نامزد شد ۲۰۰۶ جایزهٔ تهیه‌کنندهٔ فیلم سال بهترین انیمیشن عروس مرده[۱۰۴] نامزد شد جوایز دیگر سال جایزه بخش فیلم نتیجه ۲۰۰۹ جایزهٔ امپایر بهترین کارگردان سوئینی تاد[۷۴] نامزد شد ۲۰۰۸ جشنوارهٔ فیلم‌های فانتزی آمستردام جایزهٔ دستاوردهای حرفه‌ای برنده ۲۰۰۷ هیئت ملی بازبینی فیلم‏ جایزهٔ بهترین کارگردان سوئینی تاد[۷۴] برنده ۲۰۰۶ جایزهٔ آماندا بهترین فیلم خارجی چارلی و کارخانه شکلات سازی[۶۹] نامزد شد ۲۰۰۴ جایزهٔ انجمن منتقدان فیلم شیکاگو جایزه CFCA بهترین کارگردان ماهی بزرگ[۱۰۸] نامزد شد ۲۰۰۴ جایزهٔ دیوید دی‌دناتلو بهترین فیلم خارجی ماهی بزرگ[۱۰۵] نامزد شد ۲۰۰۱ جایزهٔ انحصاری دی‌وی‌دی بهترین فیلم اینترنتی دنیای پسر لکه‌ای[۱۰۵] نامزد شد ۱۹۹۷ جایزهٔ گلدن ستلایت بهترین فیلم یا انیمیشن جیمز و هلوی غول‌پیکر[۱۰۵] نامزد شد ۱۹۹۵ نخل طلای جشنوارهٔ فیلم کن بهترین فیلم اد وود[۱۰۶] نامزد شد ۱۹۹۲ جایزهٔ سنت جوردی بهترین فیلم خارجی ادوارد دست قیچی[۱۰۵] برنده ۱۹۹۰ انجمن ملی صاحبان سینما (جایزه شووست) بهترین کارگردان سال[۱۰۵] برنده ۱۹۸۴ جشنوارهٔ بین‌المللی انیمیشن اتاوا جایزهٔ مخاطب وینسنت[۱۰۵] برنده نمایشگاه‌ها تیم برتون در موزهٔ هنر مدرن (MOMA) برتون از ۲۲ نوامبر ۲۰۰۹ تا ۲۶ آوریل ۲۰۱۰ نمایشگاهی از آثارش را در موزهٔ هنر مدرن در نیویورک با بیش از ۷۰۰ طراحی، نقاشی، عکس، طرح داستان، تصاویر متحرک، عروسک، ماکت، لباس و پوسترهای سینمایی برگزار کرد.[۱۰۹][۱۱۰] تیم برتون در مرکز استرالیایی تصاویر متحرک (ACMI) نمایشگاه برتون بعد از موزهٔ هنر مدرن، مستقیم به نمایشگاه «مرکز استرالیایی تصاویر متحرک» در ملبورن رفت. او در این نمایشگاه که از ۲۴ ژوئیه تا ۱۰ اکتبر ۲۰۱۰ برگزار شد،[۱۱۱] آثار دیگری هم مربوط به فیلم آلیس در سرزمین عجایب که مارس همان سال اکران شد را به آثارش اضافه کرده بود.[۱۱۲] تیم برتون در نمایشگاه جشنوارهٔ بین‌المللی فیلم تورنتو (TIFF) جشنوارهٔ بین‌المللی فیلم تورنتو در آنتاریو، کانادا از ۲۶ نوامبر ۲۰۱۰ تا ۱۷ آوریل ۲۰۱۱ برگزار شد.[۱۱۳] در این نمایشگاه علاوه بر آثاری که از فیلم‌های برتون وجود داشت خودش هم چند بار در آن حضور پیدا کرد. تیم برتون در نمایشگاه موزهٔ هنر لس آنجلس (LACMA) کتاب «هنر تیم برتون» در نمایشگاه موزهٔ هنر لس آنجلس (لاکما) از ۲۹ مه تا ۳۱ اکتبر ۲۰۱۱ در غرفهٔ رزنیک به نمایش درآمد.[۱۱۴] همچنین لاکما ۶ فیلم از وینسنت پرایس که بازیگر محبوب برتون بود را به مناسبت صدمین تولد پرایس در طول هفتهٔ آخر نمایشگاه نشان داد. تیم برتون در نمایشگاه سینماتک فرانسه نمایشگاه آثار برتون در نمایشگاه سینماتک فرانسه از ۷ مارس تا ۵ اوت ۲۰۱۲ در پاریس برگزار شد.[۱۱۵] تیم برتون در موزهٔ هنر سئول (SeMA) آثار برتون در موزهٔ هنر سئول از ۱۲ دسامبر ۲۰۱۲ تا ۱۴ آوریل ۲۰۱۳ در سئول، کرهٔ جنوبی به نمایش گذاشته شده‌است. در این نمایشگاه ۸۶۲ اثر از آثار برتون مثل نقاشی، طراحی، فیلم کوتاه و دیگر آثار مربوط به او مثل مجسمه، موسیقی و لباس‌هایی که در فیلم‌های بلند او استفاده شده‌است به نمایش گذاشته شده‌است.[۱۱۶] همکاری‌های متعدد تیم برتون اغلب با تعداد خاصی از بازیگران در آثارش همکاری می‌کند. جانی دپ، هلنا بونهام کارتر، مایکل گاف و کریستوفر لی شماری از این بازیگران هستند که در فیلم‌های متعددی از تیم برتون نقش‌آفرینی کرده‌اند. عکس بازیگر فیلم نقش جانی دپ ۱۹۹۰ - ادوارد دست‌قیچی۱۹۹۴ - اد وود۱۹۹۹ - اسلیپی هالو۲۰۰۵ - چارلی و کارخانهٔ شکلات سازی۲۰۰۵ - عروس مرده۲۰۰۷ - سوئینی تاد۲۰۱۰ - آلیس در سرزمین عجایب۲۰۱۲ - سایه‌های سیاه ادواردادوارد دی وودایکابد کرینویلی وانکاصداپیشهٔ ویکتور ون دورتسوئینی تاد/بنجامین بارکرکلاهدوز دیوانهبارناباس کالینز هلنا بونهام کارتر ۲۰۰۱ - سیارهٔ میمون‌ها۲۰۰۳ - ماهی بزرگ۲۰۰۵ - چارلی و کارخانهٔ شکلات سازی۲۰۰۵ - عروس مرده۲۰۰۷ - سوئینی تاد۲۰۱۰ - آلیس در سرزمین عجایب۲۰۱۲ - سایه‌های سیاه آریجنی/جادوگرخانم باکتصداپیشهٔ عروس مردهخانم لاوتملکهٔ قرمزدکتر جولیا هافمن مایکل گاف ۱۹۸۹ - بتمن۱۹۹۲ - بازگشت بتمن۱۹۹۹ - اسلیپی هالو۲۰۰۵ - عروس مرده۲۰۱۰ - آلیس در سرزمین عجایب آلفرد پنی‌ورثآلفرد پنی‌ورثهاردنبروک دفتردارصداپیشهٔ الدر گوتنچتدودو کریستوفر لی ۱۹۹۹ - اسلیپی هالو۲۰۰۵ - چارلی و کارخانهٔ شکلات سازی۲۰۰۵ - عروس مرده۲۰۱۰ - آلیس در سرزمین عجایب۲۰۱۲ - سایه‌های سیاه قاضیدکتر وانکاصداپیشهٔ پاستور گلس‌ولزجَبرواکیسیلاس کلارنی لیزا ماری ۱۹۹۴ - اد وود۱۹۹۶ - مریخ حمله می‌کند!۱۹۹۹ - اسلیپی هالو۲۰۰۱ - سیارهٔ میمون‌ها خون‌آشامدختر مریخیخانم کریننووا دیپ روی ۲۰۰۱ - سیارهٔ میمون‌ها۲۰۰۳ - ماهی بزرگ۲۰۰۵ - چارلی و کارخانهٔ شکلات سازی۲۰۰۵ - عروس مرده بچه گوریلآقای ساگی‌باتماومپا لومپاصداپیشهٔ ژنرال بونساپارت مایکل کیتون ۱۹۸۸ - بیتل جوس۱۹۸۹ - بتمن۱۹۹۲ - بازگشت بتمن بیتل جوسبتمن/بروس وینبتمن/بروس وین دنی دیویتو ۱۹۹۲ - بازگشت بتمن۱۹۹۶ - مریخ حمله می‌کند!۲۰۰۳ - ماهی بزرگ پنگوئن/اوسوالد کابلپاتراد گمبلرآموس کالووی جفری جونز ۱۹۸۸ - بیتل جوس۱۹۹۴ - اد وود۱۹۹۹ - اسلیپی هالو چارلز دیتزکریس‌ولرورند استینویک پل روبنس ۱۹۸۵ - ماجراجویی بزرگ پی‌وی۱۹۹۲ - بازگشت بتمن۱۹۹۳ کابوس قبل از کریسمس پی‌وی هرمانپدر پنگوئنصداپیشهٔ لاک گلن شادیکس ۱۹۸۸ - بیتل جوس۱۹۹۳ کابوس قبل از کریسمس۲۰۰۱ - سیارهٔ میمون‌ها اوتوصداپیشهٔ شهردارسناتور نادو وینونا رایدر ۱۹۸۸ - بیتل جوس۱۹۹۰ - ادوارد دست‌قیچی۲۰۱۲ - فرنکن‌وینی لیدیا دیتزکیمصداپیشهٔ السا کاترین اوهارا ۱۹۸۸ - بیتل جوس۱۹۹۳ کابوس قبل از کریسمس۲۰۱۲ - فرنکن‌وینی دلیا دیتزصداپیشهٔ سالیصداپیشهٔ سوزان فرانکنشتاین مارتین لاندو ۱۹۹۴ - اد وود۱۹۹۹ - اسلیپی هالو۲۰۱۲ - فرنکن‌وینی بلا لوگاسیپیتر ون گارتصداپیشهٔ آقای ژیکرسکی جک نیکلسون ۱۹۸۹ - بتمن۱۹۹۶ - مریخ حمله می‌کند! جوکررئیس‌جمهور جیمز دیل کریستوفر واکن ۱۹۹۲ - بازگشت بتمن۱۹۹۹ - اسلیپی هالو مکس شرکسوارکار هسی میشل فایفر ۱۹۹۲ - بازگشت بتمن۲۰۱۲ - سایه‌های سیاه زن گربه‌ای/سلینا کایلالیزابت کالینز استادرد وینسنت پرایس ۱۹۸۲ - وینسنت۱۹۹۰ - ادوارد دست‌قیچی راویمخترع ادوارد

توماس جفرسون

توماس جفرسون

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
توماس جفرسون
Thomas Jefferson by Rembrandt Peale, 1800.jpg
توماس جفرسون
شناسنامه
زادروز ۱۳ آوریل ۱۷۴۳
زادگاه شادول، ایالت ویرجینیا، ایالات متحده آمریکا پرچم ایالات متحده آمریکا
تاریخ مرگ ۴ ژوئیه ۱۸۲۶
محل مرگ شارلوتز ویل، ایالت ویرجینیا، ایالات متحده آمریکا پرچم ایالات متحده آمریکا
همسر مارتا ویلز اسکلتون جفرسون
فرزندان مارتا واشنگتن، جین راندولف
اطلاعات سیاسی
تاریخ ریاست ۱۸۰۱-۱۸۰۹
ترتیب سومین رئیس جمهور
پیش از جیمز مادیسون
پس از جان آدامز
جناح سیاسی حزب جمهوریخواه-دموکرات

توماس جفرسون (به انگلیسی: Thomas Jefferson)‏ یکی از متفکرین اصلی و بنیانگذاران آمریکا (برای ترویج دادن ایده‌آل‌های جمهوری خواهی در آمریکا)، نویسندهٔ اصلی اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا و سومین رییس جمهور آمریکا است. توماس جفرسون از سال ۱۸۰۱ میلادی دو دوره متوالی چهار ساله رییس جمهوری آمریکا بود. این زمان مصادف است با سالهای ۱۱۷۹-۱۱۸۷ هجری خورشیدی که طی آن فتحعلی شاه قاجار پادشاه ایران بود.[۱]

مهم‌ترین وقایع در طول ریاست جمهوری وی خرید ایالت لوئیزیانا در ۱۸۰۳ و اکتشاف لوییس و کلارک (۱۸۰۶-۱۸۰۴) هستند.

به عنوان یک سیاست مدار فیلسوف وی حامی روشنگری بود و بسیاری از رهبران روشن فکر در بریتانیا و فرانسه را می‌شناخت.

وی کشاورزی مستقل که در زمین خود کشت می‌کند را به صورت مثالی ایده ال برای ارزش‌های جمهوری خواهی می‌دید و معتقد بود که خط مشی سیاسی دولت باید به سود وی باشد.[۲] وی به شهرها و سرمایه گذاران بی اعتماد بود و طرف دار حقوق ملت و یک دولت فدرال به شدت محدود شده بود. دموکراسی جفرسونی به نام وی نامگذاری شده‌است. وی همچنین به همراه جیمز مادیسون پایه گذار حزب دموکرات-جمهوری خواه است که به مدت یک ربع قرن سیاست‌های آمریکا را قبضه کرده بود. وی همچنین فرماندار ایالت ویرجینیا (۱۷۷۹–۱۷۸۱) در زمان جنگ و اولین دبیر دولت آمریکا (۱۷۸۹–۱۷۹۳) و دومین معاون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا (۱۷۹۷–۱۸۰۱) بود.

وی حامی جدایی دین از سیاست[۳] و نویسندهٔ قانون آزادی ادیان ویرجینیا بود.

وی به عنوان یک سیاست مدار، باستان شناس، دیرین شناس، نویسنده، مخترع و بنیان گذار دانشگاه ویرجینیا نیز بود.

توماس جفرسون به همراه مارتین ون بورن تنها نفراتی هستند که توانسته‌اند به عنوان دبیر دولت آمریکا، معاون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا و رییس جمهور آمریکا خدمت کنند.

در اوج درگیریهای حزبی در سال ۱۸۰۰ توماس جفرسون در یک نامه محرمانه نوشت:[۴]

«من در حضور خدای سوگند خورده‌ام که دشمن همیشگی هرگونه خودکامگی در اندیشه بشر باشم».

محتویات

زندگی

تولد و بچگی

توماس جفرسون در ۱۷۴۳ در مستعمره ویرجینیا در آمریکای شمالی در خانواده‌ای نزدیک به اشخاص برجستهٔ ویرجینیا به دنیا آمد. وی سومین فرزند از هشت فرزند خانواده بود. مادر وی جین رندولف دختر ایشام رندولف (ناخدای کشتی و گاهی کشاورز) بود. پدر وی پیتر جفرسون یک کشاورز و بازرس کشاورزی البه مارله در ویرجینیا بود. پدر وی از نژاد ویلزی بود. زمانی که سرهنگ ویلیام رندولف در ۱۷۴۵ درگذشت پدر توماس وظیفهٔ نگهداری از مزرعهٔ تاکاهو، املاک ویلیام رندولف و پسر خردسال وی توماس مان رندولف را به دست گرفت. همان سال خانوادهٔ توماس به تاکاهو تغییر مکان دادند و به مدت ۷ سال در ان جا ماندند تا زمانی که به خانهٔ خود در البه مارله باز گشتند تا در ان جا پیتر به مقام کولونلی (مقامی مهم در آن زمان) دست یابد.

تحصیل

در سال ۱۷۵۲ وی به مدرسه‌ای محلی که توسط ویلیام داگلاس اداره می‌شد رفت. وی در سن نه سالگی شروع به خواندن زبان‌های فرانسوی، لاتین و یونانی کرد . در سال ۱۷۵۷ زمانی که چهارده سال داشت پدرش در گذشت و به وی ۲۰ ک.م. زمین و تعداد بسیاری برده ارث رسید. وی خانهٔ خود را در آن جا بنا کرد که بعدها با نام مانتیسلو شناخته شد.

بعد از مرگ پدرش وی از ۱۷۵۸ تا ۱۷۶۰ در مدرسهٔ وزیر فرهیخته جمیز مائوری(James Maury) به تحصیل پرداخت. این مدرسه در گوردون اسویل ویرجینیا بود. وی با خانوادهٔ مائوری هم منزل و برخوردار از تحصیلات کلاسیک شد و تاریخ و علوم خواند.

در سال ۱۷۶۰ وی در ۱۶ سالگی وارد کالج ویلیام اند ماری شد و در آنجا به تحصیل رشته حقوق زیر نظر استاد خود جورج وفی پرداخت و سپس با بالاترین افتخارات از آنجا فارغ التحصیل شد و در دانشگاه آنجا در دانشکده فلسفه نام نویسی کرد و در زیر نظر استاد خود ویلییام اسمال به مطالعهٔ ریاضیات، متافیزیک و فلسفه پرداخت. ویلیام اسمال توماس مشتاق را با نوشته‌های تجربه گرای بریتانیا مانند جان لاک، فرانسیس بیکن و آیزاک نیوتن آشنا کرد؛ سه تنی که توماس جفرسون آن‌ها را «بزرگترین مردانی که جهان زاییده‌است» خواند. وی همچنین به نواختن ویولن و خواندن تاسیتوس و هومر روی آورد. وی در سال ۱۷۶۲ با بالاترین نمرات فارغ التحصیل شد و در ۱۷۶۷ به هیأت وکلای ویرجینیا پیوست.[۵]

خانواده

در یکم اکتبر ۱۷۶۵ بزرگترین خواهر وی در سن ۲۵ درگذشت [۶] . توماس برای مدتی برای مرگ وی سوگوار بود زیرا این خواهر وی خود نیز روشنفکر و با توماس همفکر بود . وی هر سال با پرونده‌های قضایی زیادی سر و کار داشت[۷] . در ۱۷۷۲ با مارتا ویلز اسکلتون، یک بیوه، ازدواج کرد و او را برای زندگی به یک خانه کوهستانی نیمساخته در مانتیسلو برد .[۸]

سالهای آخر

جفرسون در مانتیسلو بازنشسته شد تا بتواند زمان بیشتری برای فکر کردن درباره طرحهای بزرگش برای دانشگاه ویرجینیا داشته باشد. یک اشراف زاده فرانسوی بیان داشت که «او خانه و اندیشه اش را در بلندی قرار داده‌است که از آنجا می‌تواند جهان را با دید دیگری ببیند». وی در ۴ ژوییه ۱۸۲۶ از دنیا رفت.[۹]

سالهای حضور در کنگره ویرجینیا

اعلان استقلال اثر معروف جان ترامبول (کمیته پنج نفره در حال ارائهٔ لایحه استقلال پیشنهادیشان به کنگره)

به روشنی می‌نوشت هر چند سخنران خوبی نبود. در کنگره ویرجینیا از قلمش به جای زبانش برای بیان باورهایش استفاده می‌کرد. این عضو خاموش کنگره، در ۳۳ سالگی اعلامیه استقلال آمریکا را طرحریزی کرد. در سالهای بعد تلاش او بر این بود که نظراتش را به واقعیت بدل کند. مهم‌ترین کاری که وی در این سالها کرد نوشتن لایحه آزادی مذهبی برای ایالت ویرجینیا بود که این لایحه در ۱۷۸۶ تصویب شد.[۱۰]

تلاش برای استقلال از بریتانیا

سالهای پس از استقلال آمریکا

جفرسون اولین رئیس جمهور آمریکا است که مراسم تحلیف ریاست جمهوری را درشهر واشینگتن به جا آورد. جفرسون علایق و مهارت‌هایی متفاوت در زمینه‌های مختلف از امور آموزشی گرفته تا معماری و موسیقی داشت. حمایت وی از افزایش اقتدار دولت مرکزی باعث شد تا جرج واشینگتن در سال ۱۷۸۹ وی را به عنوان وزیر امور خارجه خود برگزیند. اگرچه وی در سال ۱۷۹۳ از این سمت کناره گیری کرد، اما بار دیگر در سال ۱۷۹۶ در سمت معاون رئیس جمهور وارد عرصه شد و به عنوان رهبر معنوی مخالفت با فدرالیسم به اوج رسید. جفرسون در حالی دور دوم ریاست جمهوری خود را در سال ۱۸۰۹ به پایان رساند که تلاش می‌کرد کشورش را از درگیر شدن در جنگ‌های ناپلئون در اروپا برحذر دارد.[۱۱]

جفرسون و برده داری

جستارهای وابسته

مردم‌سالاری جفرسونی

نگارخانه

توماس ادیسون

توماس ادیسون

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
توماس آلوا ادیسون
زادروز ۱۱ فوریه ۱۸۴۷
میلان، اوهایو ایالات متحده آمریکا پرچم ایالات متحده آمریکا
درگذشت ۱۸ اکتبر ۱۹۳۱
وست اورنج، نیوجرسی ایالات متحده آمریکا پرچم ایالات متحده آمریکا
مذهب خداانگاری
همسر ماری استیل‌ول
مینا ادیسون
فرزندان ماریون استل
توماس آلوا
ویلیام لزلی
مادلین
چارلز
و تئودور میلر ادیسون
والدین ساموئل اوژن ادیسون (۱۸۰۴-۱۸۹۶)
نانسی ماتئوس الیوت(۱۸۱۰-۱۸۷۱)

توماس آلوا ادیسون (۱۱ فوریه ۱۸۴۷ - ۱۸ اکتبر ۱۹۳۱) مخترع و بازرگانی آمریکایی بود. او وسایل متعددی را طراحی یا کامل کرد که مهم‌ترین و معروفترین آنها لامپ رشته‌ای است.

هنگامی که ادیسون در دوره ابتدایی درس می خواند مدیر مدرسه وی اعتقاد داشت که ادیسون شاگرد کودنی است و عذر وی را از مدرسه خواست.[نیازمند منبع] ادیسون در طول حیات علمی خویش توانست ۲۵۰۰ امتیاز اختراع را در ایالات متحدهٔ آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان به نام خود ثبت کند که رقمی حیرت‌انگیز و باورنکردنی به نظر می‌رسد. واقعیت این است که بیشتر اختراعات وی تکمیل شدهٔ کارهای دانشمندان پیشین بودند و ادیسون کارمندان و متخصصان پرشماری در کنار خود داشت که در پیشبرد تحقیقات و به سرانجام رسانیدن نوآوری‌هایش یاریش می‌کردند. دهنی ذغالی تلفن، ماشین چاپ، میکروفن، گرامافون، دیکتافون، کینتوسکوپ (نوعی دستگاه نمایش فیلم)، دینام موتور و لاستیک مصنوعی از جمله مواد و وسایلی هستند که بدست ادیسون و همکارانش ابداع یا بهینه شدند.

ادیسون از اولین مخترعانی بود که توانست با موفقیت، بسیاری از اختراعات خود را به تولید انبوه برساند.

محتویات

سال‌های میانه

نخستین پله‌های ترقی

در سال ۱۸۶۹ م. ادیسون که ادارهٔ راه‌آهن را ترک کرده بود، به‌عنوان سرپرست فنی به استخدام یک مؤسسهٔ صرافی بزرگ در نیویورک در آمد. در این مقام او توانست نخستین اختراع موفقش را که نوعی تلگراف چاپی بود، به نام خود ثبت کند. تلگراف ادیسون برخلاف انواع رایج که علائم مورس را به صورت صداهای کوتاه و کشیده به گوش اپراتور می‌رسانیدند، آنها را به شکل خط و نقطه بر روی نوار کاغذی چاپ می‌کرد. او حق امتیاز اختراعش را در مقابل چهل هزار دلار به مدیر صرافخانه واگذار کرد و با پول آن در شهر نیوآرک ایالت نیوجرسی یک کارگاه تحقیقاتی برای خود برپا نمود. در محل جدید او علاوه بر تکمیل لوازم جانبی تلگراف، یک سامانهٔ پیشرفتهٔ نمایشگر اطلاعات بورس را طراحی کرد که سود هنگفتی از آن حاصل آمد. او خیلی مرد جالبی است

منلو پارک

ادیسون مدتها این فکر را در سرداشت که کارگاهش را به محل بازتر و بزرگ‌تری منتقل کند. با فراهم شدن سرمایهٔ کافی، سرانجام در سال ۱۸۷۶ م. در منطقهٔ «منلوپارک» نیوجرسی یک لابراتوار پژوهشی مجهز بنیاد نهاد و گروهی از افراد لایق و مستعد را به همکاری فراخواند.

تأسیس این آزمایشگاه نقطهٔ عطفی در رشته فعالیت‌های ادیسون و از بزرگ‌ترین ابتکارهای او به شمار می‌رود. آزمایشگاه منلو پارک نخستین مؤسسه‌ای بود که منحصراً با هدف تولید و تکمیل ابداعات علمی برپا شد و آن را باید نمونهٔ اولیهٔ آزمایشگاه‌های تحقیقاتی بزرگی دانست که از آن پس تمام صنایع مهم در کنار کارگاه‌های خود ایجاد کردند. در سایهٔ نظارت و سازماندهی توماس ادیسون و کار گروهی کارمندان وی صدها اختراع کوچک و بزرگ در این مؤسسه به ثمر رسیدند که البته همگی به نام ادیسون تمام شدند.

گرامافون

ادیسون در کنار گرامافون اولیه

از قدیم الایام، داشتن وسیله‌ای که بتوان با آن صدا را ضبط کرد از آرزوهای بشر بوده‌است. قبل از آنکه توجه ادیسون به این مقوله جلب شود، لئون اسکوت مارتین‌ویل فرانسوی (۱۸۵۷ م.) و دیگران تحقیقاتی کرده و گام‌هایی در این راه برداشته بودند؛ اما دستگاه‌های آنها عملاً ً قابل استفاده نبود زیرا تنها با یک دور گوش دادن، صدای ضبط شده از بین می‌رفت.

در سال ۱۸۷۷ م. ادیسون موفق به ساخت وسیله‌ای شد که واقعاً کار می‌کرد؛ یعنی می‌توانست صدا را ضبط و دو تا سه بار پخش کند. «ضبط صوت» ادیسون که فونوگراف (آوانگار) نام گرفته بود، ساختمانی ساده داشت: استوانه‌ای فلزی بود با یک دستهٔ گرداننده که در یک انتهای آن سوزنی همراه با یک بوق تعبیه شده بود. وقتی کسی استوانه را می‌چرخاند و درون بوق صحبت می‌کرد، بر اثر ارتعاش سوزن، روی ورقهٔ نازک حلبی ِدور استوانه خراش‌هایی می‌افتاد. برای شنیدن صدای ضبط شده نیز کافی بود سوزن را به ابتدای مسیر برگردانده و دوباره استوانه را به‌چرخش در آورند. کیفیت صدا البته بسیار پایین بود و صفحه حلبی هم پس از چند بار استفاده خراب می‌شد. با اینحال همین وسیله ابتدایی در نظر مردم بسیار شگفت‌انگیز می‌نمود و بشدت مورد استقبال قرار گرفت. روزنامه‌ها ادیسون را «جادوگر منلوپارک» لقب دادند. حتی دولت رسماً وی را به واشینگتن دعوت کرد تا اختراعش را در برابر مقامات به نمایش بگذارد. ده سال بعد (۱۸۸۷ م.) ادیسون (یا به روایتی الکساندر گراهام بل)، استوانهٔ مومی را جایگزین ورق حلبی کرد و بالاخره امیل برلینر مخترع آمریکایی آلمانی‌تبار با تبدیل استوانهٔ مومی به صفحهٔ پلاستیکی، گرامافون را به شکل امروزی درآورد.

صدای ضبط شده توماس ادیسون

انیمیشن صدای اديسون ضبط شده با گرامافونش در مرداد ماه 1306 خورشیدی با خواندن داستان ( مري يک بره کوچک داشت )

لامپ الکتریکی

Light bulb.png

ادیسون اولین کسی نبود که لامپ را اختراع کردقبل از وی نوعی لامپ اختراع شده بود اما ادیسون لامپی اختراع کردکه مورد استفاده منازل و خانه شد. سابقهٔ سیستم روشنایی الکتریکی به اواسط قرن نوزدهم می‌رسد. در سال ۱۸۵۴ م. هاینریش گوبل نخستین لامپ برق را اختراع کرد که حدود چهارصد ساعت نور می‌داد اما آن را به نام خود به ثبت نرساند. پس از وی جیمز وودوارد، ویلیام سایر، متیو ایوانز (۱۸۷۵ م.) و جوزف سووان (۱۸۷۸ م.) مدل‌های دیگر چراغ‌های الکتریکی را ارائه کردند.

کمی پیش از آنکه ادیسون نیز وارد این عرصهٔ جدید شود، والیس صنعتگر آمریکایی نوعی چراغ برق را روانهٔ بازارکرده بود که نمونه‌ای از آن به دست ادیسون رسید (۱۸۷۸ م.). دستگاه والیس تشکیل می‌شد از چارچوبی با یک حباب و دو میلهٔ فلزی متحرک که به هر کدام تکه ذغالی متصل بود. عبور جریان برق از میله‌ها باعث می‌شد که دو قطعه ذغال بسوزند و میانشان قوس الکتریکی بسیار درخشانی به رنگ آبی پدیدار شود.

این چراغ الکتریکی ابتدایی بازده پایینی داشت زیرا مصرف برق آن زیاد و عمر ذغال‌هایش کم بود. با این وجود، ادیسون که به اهمیت اختراع والیس پی‌برده بود، تصمیم گرفت آن را اصلاح کند و به جای ذغال مادهٔ مناسب تری بیابد که با برق کمتر مدت درازی روشنایی بدهد و به مرور زمان نسوزد و از بین نرود.

پس از یک سال تلاش بی‌وقفه و آزمایش صدها مادهٔ گوناگون، سرانجام ادیسون و همکارانش توانستند با خالی کردن هوای داخل حباب و استفاده از نخ معمولی کربونیزه (ذغالی‌شده) لامپی بسازند که تا چهل ساعت نور بدهد. این موفقیت اولیه موجب شد تا آنها با پشتکار بیشتری به تحقیقات خود ادامه دهند و زمانیکه موفق شدند عمر متوسط چراغ برق را به پانصد ساعت برسانند، ادیسون تشخیص داد که زمان مناسب برای نمایش آن فرا رسیده‌است.

البته نمونه لامپ ادیسون قبل از ارائه توسط شخص دیگری تولید و در اداره ثبت بریتانیا به اسم دانشمندی به نام سوان ثبت شده بود و این ثابت می کند لامپ ادیسون چیز جدیدی نبود ولی با این حال نباید تلاش های ادیسون را در راستای ترویج این تکنولوژی نادیده گرفت [۱]

او از روزنامه‌نگاران و صاحبان سرمایه دعوت کرد تا در شب ۳۱ دسامبر ۱۸۷۹ م. برای دیدن اختراع جدیدش به منلوپارک بیایند. به دستور او آزمایشگاه و اطراف آن را با صدها لامپ برق آراستند بطوریکه محوطهٔ منلوپارک و جادهٔ منتهی به آن غرق در نور شده بود. ادیسون میهمانان خود را با چیزی روبرو کرده بود که برایشان سابقه نداشت. منظرهٔ لامپ‌های نورانی بازدیدکنندگان را به شدت تحت تأثیر قرار داد؛ بطوریکه وقتی ادیسون نقشهٔ خود را برای تأسیس یک کارخانهٔ بزرگ الکتریسیته در نیویورک مطرح کرد پیشنهادش با استقبال گرم سرمایه‌داران حاضر روبرو شد.

عصر الکتریسیته

در ۲۷ ژانویه ۱۸۸۰ م. ادیسون تقاضانامهٔ دریافت امتیاز اختراع «لامپ روشنایی الکتریکی» را به ادارهٔ اختراعات آمریکا تسلیم کرد اما با درخواستش موافقت نشد. کارشناسان سازمان معتقد بودند که طراحی و ساخت لامپ ادیسون بر مبنای مطالعات ویلیام سایر انجام شده است؛ بنابراین تنها امتیاز اختراع رشتهٔ ذغالی شده پرمقاومت (مادهٔ تولیدکنندهٔ نور لامپ) به ادیسون تعلق گرفت.

در ۱۳ فوریه ۱۸۸۰ م. وی به کشف یک پدیدهٔ مهم فیزیکی نائل آمد که اکنون به اثر ادیسون معروف است.

دو سال پس از نمایش عمومی لامپ الکتریکی، (۱۸۸۲ م.) ساختمان کارخانهٔ مرکزی تولید برق موسوم به «ایستگاه پرل استر یت» به پایان رسید و در چهارم سپتامبر همان سال نخستین سیستم توزیع نیروی الکتریسیته در جهان با قدرت ۱۱۰ ولت و ۵۹ مشتری در پایین محلهٔ منهتن به دست ادیسون افتتاح گردید.

چندی بعد ادیسون کوشید تا حق امتیاز لامپ برق را در بریتانیا از آن خود کند و بر رقیبش جوزف سووان – که مستقل از ادیسون موفق به اختراع لامپ حرارتی ِرشته کربنی شده بود- پیروز شود اما پس از یک دعوای حقوقی بی‌حاصل، دو طرف با یکدیگر به توافق رسیدند و برای بهره‌مند شدن از منافع اختراعشان در بریتانیا شرکت «ادیسووان» را تأسیس کردند. این شرکت در سال ۱۸۹۲ م. جزئی از کمپانی بزرگ جنرال الکتریک (متعلق به ادیسون) گردید.

شیوهٔ ادیسون

همانطور که گفته شد، بیشتر اختراعات ادیسون حاصل تکمیل ایده‌های دیگران و کار دسته‌جمعی گروه بزرگی از تکنسین‌ها و کارمندانی بود که تحت نظارت او به تحقیق و آزمایش می‌پرداختند. لویس لاتیمر دستیار آفریقایی-آمریکایی ادیسون که در پروژهٔ چراغ الکتریکی نقش مهمی داشت، از جملهٔ این افراد است. اگر امروز کمتر نامی از کسانی مانند او به میان می‌آید، به این دلیل است که ادیسون غالبا همکاران خود را در افتخار و اعتبار اختراعاتش سهیم نمی‌کرد. با این همه شکی نیست که بدون قدرت سازماندهی و خصوصاً همت بلند ادیسون دست یافتن به این همه موفقیت ممکن نبود. نیکلا تسلا فیزیکدان بزرگ و یکی از همکاران ادیسون دربارهٔ روش او برای حل مسائل می‌نویسد: «اگر ادیسون می‌خواست سوزنی را در انبار کاهی پیدا کند، با پشتکارفراوان دانه به دانه رشته‌های کاه را کنار می‌زد تا بالاخره سوزن نمایان شود. بارها با تأسف شاهد بودم که چگونه بخش اعظم وقت و انرژی او صرف یافتن یک فرمول جزئی یا انجام دادن محاسبه‌ای کوچک می‌شد. » ادیسون خود نیز در این‌باره گفته‌است: «نوآوری عبارت است از یک درصد الهام روح و نود و نه درصد عرق ریختن و تلاش کردن. »

تسلا دانشمندی شایسته و بهترین کارمند ادیسون بود. او ابتدا از طرف ادیسون مأمور شده بود تا راه‌های توسعهٔ سیستم‌های جریان مستقیم (DC) را بررسی کند اما چون پس از پایان کار ادیسون تعهدات مالی خود را زیر پا گذاشت تسلا تصمیم به ترک شرکت او گرفت. با پذیرش استعفای تسلا، ادیسون مرتکب اشتباه بزرگی شد چرا که چندی بعد تسلا با کشف جریان متناوب (AC) در برابر امپراتوری ادیسون و سیستم DC او قد علم کرد. او با حمایت جرج وستینگهاوس کارخانه‌دار معروف سامانه‌های چندفازی توزیع برق را برپایهٔ جریان AC تکامل بخشید که بسیار کارآمدتر از سیستم ادیسون بود. با وجود تبلیغات منفی جنرال الکتریک، جریان AC روز به روز رواج بیشتری یافت و سرانجام سلطه ادیسون را بر بازار صنایع الکتریکی درهم شکست.

سینما

در سال ۱۸۸۹م. یکی از کارمندان شرکت ادیسون به اسم ویلیام کندی لوری دیکسون نوعی دستگاه نمایش فیلم اختراع کرد که پنج سال بعد(۱۸۹۴م.) با نام تجاری کینه‌توسکوپ (متحرک نما) در نیویورک به معرض نمایش گذاشته شد. کینه‌توسکوپ دستگاهی بود که هرکس از سوراخ آن به درون می‌نگریست و دسته‌ای را می‌چرخاند، تصاویر متحرکی را مشاهده می‌کرد. این وسیله ابتدا به‌عنوان مکمل گرامافون و برای رونق بخشیدن به بازار آن طراحی شده بود وهدف آن بود که با افزودن امکان تماشای عکس متحرک، بر جذابیت گرامافون نزد خریداران افزوده شود.

با وجود اهمیت این اختراع، ادیسون یا دیکسون را نمی‌توان پایه‌گذار سینما دانست؛ کینه‌توسکوپ آن ها بیشتر به ماشین «شهر فرنگ» شبیه بود و دریک زمان بیش از یک نفر نمی‌توانست از آن استفاده کند. چنین دستگاهی در عصر جدید که تودهٔ مردم به هیجان و سرگرمی‌های دسته‌جمعی نیاز داشتند چندان به کار نمی‌آمد. ایدهٔ بزرگ کردن تصاویر و بکارگیری پردهٔ نمایش هرگز به ذهن ادیسون نرسید چون همان طور که گفتیم از اختراع کینه‌توسکوپ مقصود دیگری داشت ولی حدود یک سال بعد لویی لومیر صنعتگر ثروتمند فرانسوی با ساختن دوربین فیلم‌برداری و پروژکتور و افتتاح اولین سالن سینما در گراند کافه پاریس (۲۸ دسامبر ۱۸۹۵م.) نخستین گام‌ها را برای علاقمند کردن مردم به این پدیدهٔ نو برداشت. پس از گذشت چند سال، سالن‌های نمایش فیلم در اروپا و آمریکا آن قدر فراوان شده بود که ادیسون نیز چاره‌ای جز پیوستن به این جریان و کنار گذاشتن سینمای تک نفره‌اش ندید.

ادیسون در تبدیل سینما به رسانه‌ای همگانی و صنعتی سودآور نقش مؤثری ایفا کرده‌است. فیلم استاندارد ۳۵ میلیمتری با چهار روزنه در لبهٔ هر فریم که هنوز مورد استفاده قرار می‌گیرد از یادگارهای ادیسون است. وی همچنین مؤسس اولین استودیوی فیلمسازی دنیا (بلک ماریا در ایالت نیوجرسی) است. نخستین فیلم کپی رایت شدهٔ تاریخ سینما با عنوان «عطسهٔ فرد اُت» در این استودیو ساخته شد.

سال‌های پایانی

در اول فوریه ۱۸۹۳م. ادیسون ساختمان «بلک ماریا» نخستین استودیوی تصاویر متحرک را در وست اورنج ِ نیوجرسی به پایان برد. او کوشید تا اختراع دوربین فیلم برداری را تماماً به خود نسبت دهد و حق استفادهٔ انحصاری از آن را به دست آورد اما در ۱۰ مارس ۱۹۰۲م. ادعای او در یک دادگاه استیناف ایالات متحده رد شد.

در ۱۸۹۴م. او در زمینهٔ ترکیب فیلم و صدا تحقیقاتی انجام داد که سرانجام به اختراع کینه‌توفون انجامید. این دستگاه که ترکیب ناجوری از کینه‌توسکوپ و گرامافون استوانه‌ای بود با استقبال مردم مواجه نشد.

در ۶ ژانویه ۱۹۳۱م. ادیسون درخواست‌نامهٔ ثبت آخرین اختراع خود «وسیله نگهدارندهٔ اشیاء هنگام آبکاری» را به ادارهٔ اختراعات فرستاد اما پیش از دریافت پاسخ اجل به او مهلت نداد و این مخترع بزرگ در اواخر همان سال در سن ۸۴ سالگی چشم از جهان فرو بست.

تری دیری

تری دیری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
تری دیری
زادروز (۴ مارس ۱۹۴۶ ‏(۶۷ سال))
ساندرلند
ملیت بریتانیایی
محل زندگی کانتی درام
پیشه نویسنده
فرزندان سارا

تری دیری (به انگلیسی: Terry Deary)‏ (متولد ۴ مارس ۱۹۴۶) دارای آثارهای داستانی و آثارهای غیر داستانی می‌باشد کتاب‌هایش به بیست و هشت زبان ترجمه شده‌است بیست میلیون نسخه از مجموعه کتاب‌های تاریخ ترسناک او در سراسر جهان فروخته شده‌است

محتویات

زندگینامه

نویسنده‌ای انگلیسی که یکی از شادترین هنرپیشه‌هاست، در سال ۱۹۴۶ در «ساندرلند» انگلستان متولد شده است. او عاشق فوتبال است و اوقات فراغتش را به تشویق تیم محبوبش (ساندرلند) می‌گذراند. (فوتبالی‌هایش حالا خوشحال شدندکه بالاخره یک نویسنده این‌جوری هم پیدا شد.)تری دیری در پرونده کاری خودش، سابقه دیگری هم دارد: هنرپیشه سابق، کارگردان تئاتر و بالاخره مدیر موزه.

نظرتان در باره تاریخ ترسناک چیست؟ نباید گول ظاهر و یا اسم کتاب را خورد. نباید فکر کنید، لابه‌لای صفحه‌های کتاب‌هایش با یک قاتل دیوانه، موجودهای عجیب و غریب و از این جور چیزها روبه‌رو می‌شوید. او توی کتاب‌هایش یک راست می‌رود سراغ اتفاق‌های خاص تاریخی؛ تاریخی که آدم‌ها توی آن نقش‌های مختلفی دارند. سیاستمدارهایی که به خودشان اجازه هر کاری را می‌دهند و این وسط جنگ‌های خونین و گاهی احمقانه‌ای هم اتفاق می‌افتد.

او حتی در مجموعة دیگرش با نام «پرونده‌های محرمانه» به سراغ اتفاق‌های عجیب و غریب می‌رود. «به دنیایی که در آن حقیقت را پشت مُهر محرمانه پنهان می‌کنند، خوش آمدید!»؛ این هم یک جور معرفی کار است. البته تری‌دیری در این مجموعه مهیج، با دیدگاهی تازه، خوانندگانش را با چند مورد از حیرت‌انگیزترین معماهای تاریخ عصر حاضر آشنا می‌کند. در این کتاب‌ها، ابتدا داستان میخکوبکنندة او، بعد سندها و مدرک‌هایی از واقعیت‌های اثبات شده را می‌خوانید. آنگاه تصمیم با شماست که این داستان را حقیقی بدانید، یا خیالی!

بد نیست بدانید، تری دیری یک دختر دارد به اسم سارا. سارا چندان دلش نمی‌خواهد کتاب‌های پدرش را بخواند، پدرش هم اصراری به این کار ندارد. وقتی سارا با پدرش برای رونمایی و امضای کتاب می‌رود، خسته می‌شود، به نظرش کار سختی است. او می‌گوید:

«همیشه وقتی کتاب‌های پدر را می‌خوانم، چون با نظراتش آشنا هستم، به نظرم این پدرم است که دارد توی مغزم حرف می‌زند. خیلی سخت است و مدام باید بگویم: هی مرد از توی کله‌ام برو بیرون. اما از کتاب‌هایی که خواندم لذت بردم.»

تری دیری جایزه‌های زیادی برده‌است از جمله بلوپیتر جایزهٔ بهترین نویسندهٔ آثار غیر داستانی قرن در بریتانیا تری دیری در کانتی درام انگلستان زندگی می‌کند و یک دختر بزرگ دارد.

مصاحبه با تری دیری

برای این که با این نویسنده که تا به حال بیش از ۱۵۰ کتاب برای نوجوان‌ها و جوان‌ها نوشته، بیشتر آشنا شوید، بخش‌هایی از مصاحبه‌هایش را انتخاب کرده‌ایم. بد نیست بدانید کسی که مجموعه ۲۰ جلدی تاریخ ترسناک را نوشته، دوره دبیرستان از تاریخ بدش می آمده؛ عجیب است نه؟

  • من شرط می‌بندم وضع درس تاریخت توی مدرسه خوب بوده است؟

تاریخ! وحشتناک بود. معلم‌مان می‌گفت و ما باید عین حرف‌های او را می‌نوشتیم و بعد از ما امتحان می‌گرفت. تاریخ و لاتین به نظرم بدترین درس‌ها بودند. من ترجیح می‌دادم ساعت‌ها فوتبال بازی کنم به جای این که این درس‌ها را بخوانم. به نظرم هیچ چیز جالب و به دردبخوری از درس تاریخ مدرسه یاد نگرفتم.

  • پس کار مورد علاقه‌ات چی بود؟

۲۱سال از عمرم توی مدرسه گذشت. تنها درسی که از آن لذت می‌بردم، فوتبال بود. هنوز هم اوقات فراغتم به تشویق تیم مورد علاقه‌ام می‌روم.

  • آیا برای نوشتن داستان‌هایت مجبوری ماه‌ها تحقیق کنی؟

برای پیدا کردن واقعیت‌ها این کار را می‌کنم، اما وقتی کتاب نوشته می‌شود، کارشناس‌هایی هستند که کتاب‌ها را بررسی می‌کنند. کار من تحقیق نیست، وظیفه من این است که این واقعیت‌ها را جذاب و قابل قبول کنم تا خواننده بتواند آن را درک کند.

  • سعی می‌کنی چیزهای خنده‌دار یا جالب در کارهایت به کار ببری؟

خیلی زیاد. من متوجه شده‌ام که بعضی از شخصیت‌های جدی ترجیح می‌دهند کارهایی را که خودشان می‌خواهند انجام بدهند و یک جوری سر رشته کارها را در دست بگیرند. من شوخی نمی‌کنم؛ آنها خودشان این کار را می‌کنند.

  • وقتی کتابی را می‌نویسی، از قبل طرحش را آماده می‌کنی، یا اجازه می‌دهی داستان تو را با خودش ببرد؟

در مجموعه سه جلدی «آتش دزد» می‌دانستم که داستان با فرار «پرومتوس» (قهرمان یک افسانه یونانی است) از درد و رنج‌هایش شروع می‌شود و می‌دانستم که آخر داستان چیست. بعد از این شروع کردم به نوشتن داستان. این کار کمی شبیه نگاه کردن به قله کوه از پایین آن است. شما می‌دانید باید به آن بالا بروید. اما طرح کلی دارید که می‌تواند شما را از جهت‌های مختلف رد کند. به هر حال شما جهت اصلی، یعنی رفتن به قله را برای راهنمایی خودتان در نظر می‌گیرید و بالاخره به آن انتها هم می‌رسید.

  • اگر نویسنده نبودی، فکر می‌کنی چه کاره می‌شدی؟

من قبل از این که نویسنده بشوم، یک هنرپیشه بودم. ممکن بود برگردم به همان کار.

  • نویسنده محبوبت چه کسی است؟

ویلیام شکسپیر! تعجب نکنید، وقتی یک پسر جوان به کلاس‌های آموزشی تئاتر برود تا در آینده در شرکتی سینمایی کار کند، تعجبی ندارد شکسپیر برایش یک نابغه باشد.

  • تو هم داستان می‌نویسی، هم مطالب غیر داستانی و هم در تلویزیون کار می‌کنی، کدام را بیشتر ترجیح می‌دهی؟

نوشتن داستان لذت‌بخش‌تر است. من شخصیت‌هایی را خلق می‌کنم که آنها پیش می‌روند و برای من کتاب را می‌نویسند. اما از جلوی دوربین بودن هم لذت می‌برم.

و به عنوان حرف آخر، نویسنده‌ای که علاقه‌ای به تاریخ نداشته است و به نظرش هیچ نویسنده‌ای در انگلیس موفق به نوشتن داستان در حوزه سیاست و تاریخ نبوده است، فکر می‌کند مردم و بشریت از هر چیز دیگری مهم‌تر هستند. به نظر او آدم‌ها اول باید به سؤال‌هایی از این قبیل جواب بدهند که: چرا مردم به یکسری از شیوه‌ها و سیستم‌ها عادت می‌کنند؟ چرا من به این شیوه و راه و روش عادت کرده‌ام؟ و با پاسخ به این پرسش‌هاست که بسیاری از رفتارهای ناشایست، جنگ‌ها و فقر و فلاکت‌ها از بین می‌رود. او می‌گوید هیچ چیز در دنیا مهم تر از دانستن نیست.

او می‌گوید:«من به تاریخ یا سیاست در کتاب‌های بچه‌ها علاقه‌مند نیستم. من فقط یک آرزوی بزرگ دارم و آن تغییر دنیاست. من دلم می‌خواهد انقلاب در قلب آدم‌ها اتفاق بیفتد. کتاب فقط یکی از راه‌های رسیدن به این آرزوست. کتاب‌ها مهم نیستند؛ مردم مهم هستند. نویسندگانی مثل من اهمیتی ندارند؛ خواننده کتاب‌ها مهم هستند.»

تاریخ هرگز این چنین ترسناک نبوده است!

تاریخ خیلی خوب است. وقتی در برابر یک ساختمان قدیمی، یا باقی‌مانده یک بنای چند هزار ساله می‌ایستیم، با خودمان فکر می‌کنیم؛ چه آدم‌هایی به اینجا آمده‌اند و رفته‌اند؟ چه جشن‌هایی در این بنا برپا شده؟ یا چه خون‌هایی اینجا ریخته شده. حتی اگر تخیل خوبی داشته باشیم، می‌توانیم صدای پای اسب‌ها و همهمه لشکریان و درباریان را بشنویم.

اگر از آدم‌های میان‌سال دوروبرمان بپرسیم که از خواندن چه کتابی لذت می‌برند؟ می‌گویند کتاب‌های تاریخی، رمان و... راستی چرا خواندن کتاب‌های تاریخی برای بزرگ‌ترها جذاب است. آیا همین‌طور که آنها از خواندن این‌گونه کتاب‌ها لذت می‌برند، نوجوان‌ها هم لذت می‌برند؟ دل مان می‌خواهد برایمان نامه بنویسید و از علاقه یا بی‌علاقگی خود در باره مطالعه کتاب‌های تاریخی حرف بزنید. حتی بگویید از خواندن کتاب‌هایی که به شکل جدی تاریخ را روایت می‌کنند، خوشتان می‌آید یا روایت‌های طنزآمیز، مثل همین کتاب‌های آقای «تری دیری». به هرحال، اگر رابطه شما با کتاب‌های تاریخی خوب است که هیچ، اما اگر میانه وحشتناکی دارید، شاید با نگاهی به کتاب‌های «تاریخ ترسناک» که با تصویرگری «فیلیپ ریو» چاپ شده، با تاریخ آشتی کنید. نباید فریب نام کتاب را خورد، احتمالاً نویسنده خواسته از کلمه «ترسناک» سوءاستفاده کند. چون شنیده که نوجوان‌ها از داستان‌های ترسناک خوششان می‌آید. تا آنجا که می‌دانیم او کتاب «جغرافیای ترسناک» را هم نوشته است. احتمالاً در آینده «ریاضی ترسناک»، «فیزیک ترسناک» و «حرفه و فن ترسناک» را هم خواهد نوشت.

این کتاب بیشتر رنگ و بویی طنزآمیز دارد. نویسنده واقعه‌ها و اتفاق‌های تلخ و شیرین و عبرت‌آموز تاریخی را در محلولی از طنز انداخته تا خواندنشان جذاب‌تر شود. درست مثل این می‌ماند که داروی تلخی را با آب و شکر قاطی کنیم و به مریضی بدهیم که بی‌حال و بداخلاق است.

ولی این سؤال برای مخاطب پیش می‌آید، اطلاعاتی که کتاب به خواننده‌اش می‌دهد تا چه اندازه مستند و درست است؟ آیا مخاطب‌ها مرز بین طنز و رویدادهای جدی را به خوبی و روشنی متوجه می‌شوند؟

در انتها باید به ترجمة خوب و روان مهرداد تویسرکانی اشاره کرد که خواندن کتاب‌ها را شیرین کرده است. ناشر مجموعه تاریخ ترسناک، انتشارات افق است.

آثار

نشر افق

  • آتش دزد
  • پرواز آتش دزد
  • آتش دزد تسلیم نمی‌شود
  • انقلاب‌های پر هیاهو
  • جنگ فجیع جهانی اول
  • جنگ وحشتناک جهانی دوم
  • انقلاب‌های فرانسه
  • امپراتوری بی خرد بریتانیا
  • آمریکا

نشر پیدایش:

  • شلیک
  • کوسه‌ها
  • فاجعه
  • داستان‌های اسرار آمیز
  • ارواح
  • مامور مخفی
  • جنایت
  • خواب فروش
  • شیطان

نشر قدیانی: مجموعهٔ پرونده‌های محرمانه:

  • اکتشاف در رازول
  • ناوی که نامرئی شد
  • نشت اطلاعات
  • مرد زمستان هسته‌ای

نشر قطره:-نشر کاروان: مجموعهٔ ماجراهای مصر باستان:

  • شبح و ماهیگیر
  • جادوگری و مومیایی
  • توطئه در هرم
  • دزدان مقبره

بنیتو موسولینی

بنیتو موسولینی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: °۱۱٫۹۸۰۴۵۱شرقی °۴۴٫۱۰۶۱۳شمالی (نقشه) (نقشه)

بنیتو موسّولینی
Benito Mussolini in 1937.jpg
شناسنامه
نام کامل بنیتو آمیلکاره آندره آ موسولینی
زادروز ۲۹ ژوئیه ۱۸۸۳
زادگاه پرداپیو[۱]، ایتالیا
تاریخ مرگ ۲۸ آوریل ۱۹۴۵
محل مرگ [۲]، ایتالیا
همسر دانا راشل موسولینی[۳] (۱۹۷۹-۱۸۹۰)
کلارا پتاچی[۴] (معشوقه)
فرزندان ویتوریو[۵] (۱۹۹۷-۱۹۱۶)
رومانو[۶] (۲۰۰۶-۱۹۲۷)
آدا[۷] (۱۹۹۵-۱۹۱۰)
دین کاتولیک رومی
اطلاعات سیاسی
حزب سیاسی حزب سوسیالیست ایتالیا
حزب ملی فاشیست
حزب جمهوری خواه فاشیست
سمت رهبر فاشیست ایتالیا

بنیتو موسّولینی (نام کامل به ایتالیایی: Benito Amilcare Andrea Mussolini) (زاده ۲۹ ژوئیه ۱۸۸۳ - درگذشته ۲۸ آوریل ۱۹۴۵) روزنامه‌نگار، سیاستمدار و رهبر ایتالیای فاشیست طی دوران جنگ جهانی دوم بود.

محتویات

به قدرت رسیدن موسولینی و اقدامات وی

در سال‌های میان دو جنگ جهانی موسولینی که فرزند یک آهنگر بود و در حین جنگ جهانی اول وی به درجهٔ استواری نایل آمده بود، از نارضایتی مردم ایتالیا استفاده کرد و حزب فاشیسم را تشکیل داد او با تشکیل این حزب ادعا می‌کرد که می‌خواهد عظمت روم باستان را برای ایتالیا احیا کند. او اعلام وفاداری خویش نسبت به شاه ایتالیا و کلیسا و ادعای خود را مبنی بر اینکه سلحشوری در راه حفظ قانون، قدرت حکومت و نظم بود را مسجل تر گردانید. چندسالی پیش از این وی یک نفر جمهوری طلب سر سخت و دشمن طبقهٔ روحانیون بود .

سر انجام در سال ۱۹۲۲ موسولینی توانست فرمان نخست وزیری را از پادشاه ایتالیا بگیرد و به خود لقب دوچه یا پیشوا بدهد . در عرض چند سالی بعد از ۱۹۲۴ موسولینی پارلمان ایتالیا را بدل به وجود بی خاصیتی کرده، عدهٔ شرکت کنندگان در انتخابات عمومی را کسر نموده و به سانسور مطبوعات پرداخته بود، اتحادیه‌های کارگران را منحل ساخته و کارگران را از حق اعتصاب محروم نموده و سایر احزاب سیاسی را به کل منسوخ کرده بود . دستگاه پلیس مخفی دایر کرد و دادگاههای مخصوصی برای محاکمهٔ مخالفین رژِیم تاسیس نمود . هم چنین وی تعدادی از سران باند مافیای سیسیل را بازداشت کرد . پس از روی کارآمدن آدولف هیتلر در سال ۱۹۳۳، او با آلمان و ژاپن دولت‌های محور را به وجود آوردند که در ظاهر هدفشان مبارزه با کمونیسم بود .

حمله به حبشه

با اینکه ایتالیایی‌ها از دیر باز در اندیشهٔ کشور گشایی بودند و روم باستان را الگوی خود قرار می‌دادند و دریای مدیترانه را دریای روم و شمال آفریقا را نیز متعلق به خود می‌دانستند ولی در عمل نتوانسته بودند چندان موفق شوند و تنها در سال ۱۹۱۱ توانستند لیبی را اشغال کنند، حتی در لشکرکشی ایتالیا به حبشه در سال ۱۸۹۶، علی‌رغم داشتن سلاح‌های جدید و ارتش منظم آنها شکست خوردند که باعث سرافکندگی ایتالیایی‌ها گردید . برای همین موسولینی برای بالا بردن جایگاه و محبوبیت خود در بین سیاست مداران و مردم ایتالیا، در سال ۱۹۳۶ به حبشه حمله کرد که باعث فرار هایله سلاسی شاه حبشه گردید . با اینکه جامعه ملل موسولینی را تحت فشار قرار داد اما بی اعتنایی دیکتاتور ایتالیا به جامعه ملل و خروج این کشور از این مجمع جهانی، در ارتباط با موضوع حبشه، این جامعه را عملاً در صحنهٔ جهانی بدون اثر و فاقد قدرت جلوه داد .

جنگ جهانی دوم و پایان کار موسولینی

با اینکه موسولینی متحد آلمان بود ولی هیتلر چندان به ایتالیاییها اطمینان نداشت به همین دلیل گروهی از سربازان خود را در رم و شمال ایتالیا استقرار داد . موسولینی نیز هیچ مقاومتی در مقابل این عمل هیتلر نشان نداد همین امر باعث شد تا مردم ایتالیا به موسولینی بدبین شوند و دانستد که تنها گوش به فرمان هیتلر است حتی عده‌ای از حزب فاشیست ایتالیا نیز به او معترض شدند . سرانجام با اشغال جزیرهٔ سیسیل به دست متفقین در سال ۱۹۴۳ و ورود آنها به جنوب ایتالیا، شاه ایتالیا موسولینی را از قدرت عزل و سریعاً وی را دستگیر کردند . اما به دستور هیتلر نیروی هوایی آلمان توانست موسولینی را فراری دهد و وی را به آلمان بردند تا با هیتلر ملاقات کند . در روز ۱۲ سپتامبر سال ۱۹۴۳ میلادی، جهان با حیرت از ماجرای نجات و فرار بنیتو موسولینی از بازداشت خانگی در منطقه دست نیافتنی «لانه عقاب» در کوه گران ساسو توسط یک گروه کماندویی اس اس به فرمانده سروان اوتو اسکورزنی آگاه می شود.[۸] هیتلر از او خواست تا به شمال ایتالیا که در اشغال نیروهای آلمانی بود برگردد و ارتش از هم پاشیدهٔ ایتالیا را باسازی کند، با اینکه موسولینی از نتیجهٔ جنگ در هراس بود ولی قبول کرد .

اما سرانجام موسولینی در پایان جنگ جهانی دوم در حالی که به اتفاق معشوقه‌اش در حال فرار از ایتالیا بودند در مزرعه‌ای توسط پارتیزان‌های ایتالیایی دستگیر شده و در همان جا به همراه سایر همراهانشان که از مقامات حکومت فاشیستی بودند، پس از محاکمه صحرایی به اعدام محکوم شدند و در ۲۸ آوریل ۱۹۴۵ هنگام تیرباران شخصی با چاقو به او ضربه زد و موسولینی نیمه جان از شکنجه به زمین افتاد و مردم به او حمله کردند و با لگد بر روی جنازه او رفتند که جمجمه او متلاشی شد که با تیراندازی هوایی جنازه را رها کردند.[نیازمند منبع] جسد موسولینی و معشوقه‌اش در پیازا لورتو در میلان، برای نمایش عموم با قلابهای مخصوص آویزان کردن گوشت در قصابیها، به صورت وارونه، از سقف یک ایستگاه پمپ بنزین آویخته شده و به وسیله مردم شهر سنگباران شد. هدف از این عمل هم ناامید کردن فاشیستها از ادامه جنگ و هم گرفتن انتقام از نیروهای محور که بسیاری از پارتیزانها را به همان شیوه اعدام کرده بودند، محسوب می‌شد. سرانجام با دستور پاپ جنازه را را پایین آوردند و به آتش کشیدند و خاکستر آن را به دریا ریختند.[نیازمند منبع]

پانویس

  1. Predappio
  2. Giulino di Mezzegra
  3. Rachele Mussolini
  4. Clara Petacci
  5. Vittorio
  6. Romano
  7. Edda
  8. حیرت جهان از فرار موسولینی

منابع

بنجامین فرانکلین

بنجامین فرانکلین


بنجامین فرانکلین

تصویری از فرانکلین، اثر: ژوزف سیفرد
زادروز ۱۷ ژانویه، ۱۷۰۶
بوستون
، ماساچوست
درگذشت ۱۷ آوریل، ۱۷۹۰
پنسیلوانیا
آرامگاه کلیسای مسیح در فیلادلفیا
ملیت آمریکایی
همسر دبورا رید
فرزندان

ویلیام فرانکلین
فرانسیس فرانکلین

سارا فرانکلین
گفتاورد دشمنت را نیکو دار، زیرا تنها کسی‌که اشتباهت را بازگو می‌کند، اوست.
جایزه‌ها مدال کاپلی (۱۷۵۳)

بنجامین فرانکلین (به انگلیسی: Benjamin Franklin)‏ (متولد ۱۷ ژانویه ۱۷۰۶، درگذشته ۱۷ آوریل ۱۷۹۰) یکی از پدران بنیانگذار ایالات متحده است.فرانکلین یک دانشمند، نویسنده برجسته و چاپخانه‌دار، طنزنویس، نظریه پرداز سیاسی، سیاستمدار، رئيس پست، مخترع، فعال مدنی و دیپلمات بود. به عنوان یک دانشمند، او یکی از چهره های بزرگ در روشنگری آمریکا و تاریخ فیزیک برای کشف هایی که کرده بود و نظریه هایش در مورد برق است. میله برق گیر، عینک دو کانونی، اجاق گاز فرانکلین، کیلومتر شمار اتومبیل، و شیشه آرمونیکا از اختراعات او هستند. همچنین او نخستین کتابخانه عمومی در امریکا و نخستین ایستگاه آتش نشانی پنسیلوانیا را ایجاد کرد.

فرانکلین لقب اولین آمریکایی را برای تلاش های خستگی ناپذیرش برای اتحاد آمریکا به دست آورد. به عنوان نویسنده و سخنگوی کلونی های متعدد در لندن، بعد به عنوان نخستین سفیر آمریکا در فرانسه، مثالی از مردم آمریکا برای دنیا بود.[۱] فرانکلین آمریکا را به صورت پایه ای این چنین تعریف نمود: وصلت ارزش های عملی و دموکراتیک صرفه جویی، کار زیاد، آموزش و پرورش، روح جمعی، موسسات جدا از دولت (ان جی او) و مخالفت با هر گونه خودکامگی دینی و سیاسی، همراه با علم و صبر روشن گری. به قول مورخ هنری استیل کوماگر(یه انگلیسی Henry Steele Commager) ، "در فرانکلین تلفیق شده بودند خلوص عمل بدون هیچ ناپاکی و نور روشنگری بدون هیچ حرارت" [۲] و یا والتر ایاکسون (به انگلیسی Walter Isaacson)در مورد فرانکلین می گوید:"او پیشرفته ترین آمریکایی زمان خود و تاثیر گذار ترین فرد در نوع جامعه ای که آمریکا هم اکنون دارد بود."[۳]

فرانکلین که به سطح کار خود در شهرش افتخار می‌کرد، روزنامه‌نگار و چاپخانه‌داری موفق در فیلادلفیا، پیشروترین شهر در کولونی‌ها شد. او با انتشار کتاب ریچارد آلماناک فقیر و پنسیلوانیا گازت درآمد قابل توجهی کسب کرد. فرانکلین شهرت بین‌الملی علمی قابل توجهی به خاطر آزمایش‌هایش در زمینه‌ی الکتریسیته و اختراع‌های معروفش، به خصوص برقگیر پیدا گرد. او نقش عمده‌ای در ایجاد دانشگاه پنسیلوانیا داشت و به عنوان اولین سرپرست جامعهٔ فیلسوفان امریکایی انتخاب شد. فرانکلین یک قهرمان ملی لقب گرفت، زمانی که تلاش‌هایی برای حذف قانون نامحبوب برچسب‌ها را در پارلمان رهبری کرد توسط بسیاری برای نمایندگی آمریکا در فرانسه مورد تحسین قرار گرفت و یکی از مهم‌ترین مهره‌ها در توسعه دوستانه روابط فرانسه-آمریکا بود. برای سال‌ها مسئول ارتباط بریتانیا با کلنی‌ها بود، همین موضوع به او این امکان را داد که اولین شبکهٔ ارتباط ملی را راه‌اندازی کند. او درزمینه‌های اجتماعی، مستعمرات و سیاست ایالتی در کنار ملی و بین‌المللی فعال بود. از ۱۷۸۵ تا ۱۷۸۸ او به عنوان فرماندار پنسیلوانیا (به طور رسمی رییس بالاترین کمسیون اجرایی پنسیلوانیا) بود. در اواخر عمرش تمامی برده‌هایش را به فروش رساند و یکی از معروف‌ترین شخصیت‌های ضدبرده‌داری شد.

زندگی رنگارنگ او و میراث دستاورد های علمی و سیاسیش، و لقب یکی از تأثیرگذارترین پدران آمریکا، همگی خود را در گرامی داشتن یاد او در سکه‌ها و اسکناس‌ها؛ کشتی‌های جنگی؛ اسم بسیاری شهرها، روستاها، مراکز آموزشی و شرکت‌ها بیش از ۲۰۰ سال پس از مرگش زنده نگه داشته است.

محتویات

تبار

پدر فرانکلین، جوزایا فرانکلین از پیه نهنگ صابون و شمع تولید می‌کرد. جوزایا اکتون، نرثهموپتونشایر، انگلستان در ۱۲ دسامبر ۱۶۵۷ به دنیا آمد.او پسر توماس فرانکلین (آهنگر و زارع) و جین وایت بود. مادرش آبیا فولگر، متولد نونتوکیت، ماساچوست در تاریخ ۱۵ اوت ۱۶۷۷ بود.

جوزایا فرانکلین هفده کودکان با دو همسر خود داشت. او با همسر اولش، آنه چایلد (به انگلیسی Anne Child)، به تاریخ ۱۶۷۷ در اشتون ازدواج کرد و به تاریخ ۱۶۸۳ با او به بوستون مهاجرت کرد.آنها قبل از مهاجرت ۳ فرزند و بعد از آن ۴ فرزند با یکدیگر داشتند. پس از مرگ او، جوزایا با آبیا فولگر در تاریخ ۶ ژووئیه ۱۶۸۹ توسط ساموئل ویلارد در اولد سات میتینگ هواس ازدواج کرد. بنیامین، فرزند هشتم آنها، فرزند پانزدهم جوزایا فرانکلین و دهمین و آخرین فرزند پسر بود.

جوزایا فرانکلین در سال ۱۶۷۰ دین پیوریتنزم را برگزید. پیوریتنزم جنبشی اعتراضی در انگلستان بود که به پاک کردن افکار آنگلوساکسون از دین رومن کاتولیک پرداخت. پپیوریتن‌ها این افکار را خرافات می پنداشتند. سه چیز برای پیوریتن‌ها بسیار اهمیت داشت:هر گردهمایی توسط خود افراد مدیریت شود، وزرا جشن هایی را برگزار کنند به جای اینکه اعمال دینی را مثل گروه مردم برگزار کنند، و اینکه هر عضو این گروه خودش به تنهایی بتواند انجیل را مطالعه کنند و با توجه به نظر شخصی از راه خودشان، رابطهٔ خود را با خدا برقرار کنند. پیوریتانزیم به افراد طبقهٔ متوسط مانند پدر بنیامین فرانلکین تعلق داشت که از استقلال اراده، بحث، مطالعه و داشتن شخصیت لذت می‌بردند.[۴]

ریشه های دموکراسی آمریکایی را می توان در ارزش های ارادهٔ شخصی پیوریتانزم دید. این ارزش‌ها، که به بنیامین فرانکلین و دیگر پدران آمریکا (مانند جان آدامز) انتقال پیدا کرده کرده بود، شامل اهمیت هویت شخصی و خشم در برابر حکومت‌های ستمگر می‌شد. یک از ارزش‌های مورد قبول حوزیا، اینکه فرد با کار زیاد شخصیت پیدا می‌کند، همین فرد صنعتگر را در برابر خدا قرار می‌داد. کار زیاد و برابری قیمت‌های پیورتانیزم بود، که بنیامین در طول زندگی[۵] خود موعظه می‌کرد و در آثار او مثل ریچارد آلمناک بیچاره و زندگی‌نامه‌اش متجلی است.

مادر بن فرانکلین، آبیا فولگر، در خانواده‌ای پیوریتن به‌دنیا آمده بود و جز اولین گروه پناهندگان بود که به ماساچوست برای آزادی مذهبی آمده بودند، وقتی چارلز اول پادشاه انگلستان شروع به محاکمهٔ پیورتن‌ها کرد. آنها در سال ۱۶۳۵ از طریق دریا راهی بوستون شدند. پدر او "نوعی شورشی تغییر یافته بر اساس شرایط آمریکا" بود[۶] به عنوان منشی دادگاه، به خاطر نافرمانی در نوشتن جرم‌های مغازه‌داران و خانواده‌های طبقهٔ متوسط زندانی شده بود. بن فرانکلین پا درجای پای پدربزرگش نهاد، هنگامی که به مبارزه با خانوادهٔ پن، صاحبان ثروتمند کولونی پنسیلوانیا برخاست.

روز جهانی کودکان مخترع

روز هفدهم ژانویه به مناسبت تولد بنجامین فرانکلین ، روز اختراعات کودک نام گرفته است. فرانکلین ۱۲ ساله بود که پدال های دستی را اختراع کرد که سرعت او را در شنا بالا میبرد؛ اختراعی که امروزه به شکل کفش شنا به کار میرود.

دوران جوانی

بنیامین، به‌عنوان دهمین پسر و پانزدهمین فرزند آقای فرانکلین، که تولیدکنندهٔ صابون و شمع بود، در شهربوستون ایالت ماساچوست زاده شد. وی از اوان کودکی با اشتیاق و علاقه، به مطالعهٓ کتابهای علمی، مذهبی و ادبیات پرداخت و گنجینه‌ای از دانش و معلومات کسب کرد. بنیامین مدتی در چاپ‌خانهٔ برادر ناتنی خود، جیمز فرانکلین، به کارآموزی پرداخت و برای اولین بار در سال ۱۷۲۲ با نام مستعار در روزنامهٓ برادرش چهارده مقالهٓ طنزآمیز و کوتاه منتشر کرد. آن روزنامه در همان سال به‌خاطر مقالهٓ جنجال‌برانگیزی که به‌چاپ رساند، توقیف و جیمز، که سردبیر آن بود، به یک ماه زندان محکوم شد. ازآن‌پس، بنیامین مدیریت روزنامه را برعهده گرفت و به نشر آن همت گماشت. فرانکلین در فیلادلفیا به صنعت چاپ روی آورد و کتاب‌های بی‌شماری را منتشر ساخت. فعالیت‌های خستگی‌ناپذیر او درزمینهٓ چاپ کتاب، وی را به‌عنوان ناشر صاحب‌نامی به اشتهار رسانید. فرانکلین در دوران زندگی به فعالیت‌های اجتماعی و خدمات عمومی و امدادرسانی همت گماشت و به عضویت در این مؤسسات پذیرفته شد. او توجه خود را به خدمات شهری و رفاه عمومی، مانند نظافت خیابان‌ها، روشنایی شهر، نظام تشکیلاتیِ مدارس، تأسیس آتش‌نشانی غیرانتفاعی، بیمارستان و اولین کتاب‌خانهٓ عاریتی که در دنیا بی‌همتا بود، معطوف داشت.

اصول سیزده‌گانهٓ معرفتیِ بنیامین فرانکلین

بنیامین فرانکلین، نفْس خویش را به‌مدد امساک و پرهیزگاری، که از دوران شباب بدان خو گرفته‌بود، مهار کرد و به خلوص آن همت ورزید. او فهرستی شامل سیزده روش سودمند درزمینهٓ آموزش اخلاق، که خود وی در تمام طول زندگی بدان پای‌بند بود، به‌صورت زیر تنظیم کرد:

  • ۱) خویشتن‌داری: شکم را تا مرز بلاهتِ شعور پُر مکن و تا مرز بی‌خودی منوش.
  • ۲) سکوت: سخنی بران که خود یا دیگران از آن سود گیرید؛ از سخنان بی‌ثمر پرهیز کن.
  • ۳) نظم و انضباط: هرچیز را در جای خود قرار ده و هر کاری را به وقت خود موقوف کن.
  • ۴) عزم و اراده: آن‌چه را باید به‌انجام رسد، بدان همت گمار، و آن‌چه را بدان اراده نموده‌ای، بدون وقفه و خلل به‌انجام رسان.
  • ۵) قناعت: از خرج کردن برای خوش‌آمدِ دیگران یا خشنودی خویش بپرهیز و چیزی را ضایع مکن.
  • ۶) سعی و کوشش: زمان را ازدست مده، هر لحظه به کاری سودمند بپرداز، کارهای باطل را از خود دور کن.
  • ۷) راستی و درستی: از فریب بپرهیز، اندیشه را به عصمت و حقیقت آراسته دار و به سخن خویش پای‌بند باش.
  • ۸) عدالت: راضی به زیان دیگران مباش، مباد که بر کسان ستمی روا داری و آنان را از خیری که بدان موظفی، بی‌نصیب گردانی.
  • ۹) اعتدال: از تندروی پرهیز کن؛ اهانت ناروا به دیگران، که به‌گمان خویش، خود نیز درخور آن نیستی، روا مدار.
  • ۱۰) نظافت: ناپاکی را از تن و جامه و خانهٓ خویش بزدا.
  • ۱۱) آسایش خیال: آرام باش و از خرده‌گیری بپرهیز و از وقایع عادی و حوادث اجتناب‌ناپذیر روی درهم مکش.
  • ۱۲) عفّت: در ارضای میل جنسی اعتدال را رعایت کن؛ تنها به‌خاطر حفظ تندرستی و بقای نسل و نه تا مرز جنون و سستی، نزدیکی کن. در این راه از جرح عواطف و سلامت خود و دیگری خودداری کن و دغدغهٓ خوش‌نامی خویشتن را به دل داشته‌باش.
  • ۱۳) تواضع و فروتنی: از پیش‌کسوتان بزرگ، مانند عیسی مسیح و سقراط تقلید کن.
تندیس یادبود بنیامین فرانکلین در موزهٓ مؤسسهٓ علوم فرانکلین در فیلادلفیا

فعالیت‌های سیاسی و علمی

بنیامین فرانکلین در سال ۱۷۴۸ مؤسسهٓ انتشاراتیِ خود را ترک کرد و در سال ۱۷۵۰ به عضویت پارلمان پنسیلوانیا برگزیده شد. آثار منتشرشدهٓ فرانکلین در این دوران تأثیر بسزایی در تشکیلات آموزشیِ پنسیلوانیا داشت و با انتشار کتاب پیشنهادی چند درباب آموزش و پرورش جوانان پنسیلوانیا، در احداث آکادمی فیلادلفیا، که بعدها به نام دانشگاه پنسیلوانیا خوانده شد، مفید افتاد. برنامهٓ پیشنهادیِ فرانکلین علوم قدیمی و مسلط آن دوران را محدود و دانش جدید را شامل زبان انگلیسی، زبان‌های زندهٓ خارجی، ریاضیات و علوم طبیعی جایگزین کرد. فرانکلین در سال‌های ۱۷۵۱ تا ۱۷۶۴، به‌تناوب، معاونت وزارت پُست را به‌عهده داشت. وی در سال ۱۷۵۲ دستگاه برق‌گیر را اختراع کرد. او درمجموع پانزده سال به‌عنوان نمایندهٓ پنسیلوانیا، جورجیا، نیوجرسی، و ماساچوست در انگلستان اقامت گزید. بنیامین فرانکلین در یکی از سفرهای خود از انگلیس به آمریکا، در توقف کوتاهی که نصیبش شد، «انجمن فلسفی آمریکا» را تأسیس کرد. او در سال ۱۷۷۵ انگلیس را به مقصد آمریکا ترک گفت و در همان سال به عضویت کنگرهٓ آمریکا درآمد و پس از مدتی به کمیتهٓ تنظیم «بیانیهٓ استقلال ایالات متحدهٓ آمریکا» دعوت شد. به‌خاطر افکار درخشان و حس آزادی‌خواهی او و همچنین در پیوند با اختراع برق‌گیر، دربارهٓ او چنین گفته‌اند:

«او برق را از پهنهٓ آسمان و شمشیر را از دست ستمکاران برگرفت.»

فرانکلین به‌اتفاق ۵۴ نفر از مقامات برجستهٔ سیزده ایالت دیگر، بیانیهٓ استقلال را در ۴ ژوئیهٓ ۱۷۷۶ امضا کرد و یک سال بعد، از طرف کنگره به‌عنوان نمایندهٓ سیزده ایالات مستقل آمریکا به فرانسه رفت و در آنجا به‌عنوان سیاست‌مداری بزرگ اشتهار یافت.

آثار بنیامین فرانکلین

فرانکلین در تمام دوران زندگی به انتشار رسالات، مقالات و پند و اندرز در هر زمینه و هر مقوله‌ای پرداخت. زندگی‌نامهٓ خود را، که در سال ۱۷۷۱ آغاز کرده‌بود، همچنان ناتمام گذاشت. او با بیشتر بزرگان عهد خویش مکاتبه داشت و نامه‌های بی‌شماری از وی به‌یادگار مانده‌است.

تصویر بنیامین فرانکلین برروی اسکناس صددلاری

پایان زندگی

بنیامین فرانکلین در سال ۱۷۸۶ به آمریکا بازگشت و به‌عنوان ریاست عالی اجراییِ شورای پنسیلوانیا و در سال ۱۷۸۷ به مقام دبیرکل جامعهٓ ضدبرده‌داری برگزیده شد.
او در ۱۷ آوریل ۱۷۹۰ در هشتادوچهارسالگی در پنسیلوانیا درگذشت. حدود ۲۰۰۰۰ نفر در مراسم خاک‌سپاریش شرکت داشتند. او در سال ۱۷۲۸ در حالی‌که بیست‌ودو سال بیشتر نداشت، شرحی به مضمون زیر برای مقبره‌ی خود نوشت:

«اینجا آرامگاه بنیامین فرانکلین ناشر است که برای تغذیه‌ی کرم‌ها، مانند جلدی از کتابی کهن، که نبشته‌هایش پراکنده و بی‌نام و عاری از تذهیب، اما بی خللی که بر محتوای آن آید، به خاک سپرده‌اند. باشد تا به‌باور خویش به شیوه‌ای نو و آراسته، با ویرایش خودِ نویسنده تجدیدچاپ شود.»

البته این متن بر آرامگاه او نوشته نشد. بنیامین و دبورا فرانکلین تنها چیزی است که بر سنگ قبر او نوشته شده است.

پانویس

  1. H.W. Brands, The First American: The Life and Times of Benjamin Franklin (2000)
  2. Isaacson 2003 ، P. 491
  3. Isaacson 2003 ، P. 492
  4. Isaacson 2003 ، P. 8
  5. Isaacson 2003 ، P. 78
  6. Isaacson 2003 ، P. 14


برام استوکر

برام استوکر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
برام استوکر

برام استوکر (۱۸۴۷ - ۱۹۱۲) (به انگلیسی: Bram Stoker)‏ نویسنده ایرلندی و خالق رمان دراکولا است[۱] برام استوکر را یکی از نویسندگان کلاسیک سبک وحشت می‌شمارند.

محتویات

زندگی

برام استوکر فرزند سوم یک خانواده با هفت فرزند بود. تا سن هفت سالگی تقریباً همه مطمئن بودند که به دلیل یک بیماری در سنین کودکی، هرگز قادر به راه رفتن بر روی پاهای خودش نخواهد بود. این بیماری و نیاز او به کمک دیگران در زندگی، تجربه‌ای عمیق بر روی افکار او گذاشت که بعدها در آثار ادبی او مشاهده شد. خواب ابدی و رستاخیز مردگان که مفاهیم اساسی و کلیدی داستان جاودانه او دراکولا است، نتیجه مستقیم تجربه اوست. چرا که بیشتر عمر خود را در رختخواب گذراند. بیماری و درمان ناگهانی او از دید پزشکان چیزی جز یک معجزه نمی‌توانست باشد. بعد از طی کردن دوران نقاهت، او تبدیل به انسانی عادی گشت و حتی بعداً با بازی در تیم فوتبال دانشگاه دوبلین، جایی که در آن به تحصیل تاریخ، ادبیات، ریاضیات و فیزیک در کالج ترینیتی پرداخت، یک قهرمان شد. همچنین او رییس کالج جامعه فیلسوف نیز بود و اولین نوشته او با نام پیروی از احساسات در نوشتن و جامعه چاپ شد و همچنین مامور رسیدگی کالج جامعه تاریخ نیز بود. او تبدیل به یک عضو مدنی شد که دوره رضایت بخشی در زندگی او نبود. به همین دلیل کار دیگری در نقش یک روزنامه‌نگار و منتقد نمایش‌های درام در روزنامه پست عصر (The Evening Mail) پیدا کرد. علاقه او به تئاتر سبب ساز آشنایی و دوستی دیرینه‌ای میان او و هنرپیشه تئاتر، هنری ایروینگ (Henry Irving) شد.

استوکر در ۱۸۷۸ با فلورانس بالکوم (Florence Balcome، که قبلا نامزد اسکار وایلد (Oscar Wild) بود، ازدواج کرد. سپس به همراه همسرش ساکن لندن شد و عنوان مدیریت برنامه‌های تئاتر لایکوم (Lyceum Theater) را برای هنری ایروینگ پذیرفت. او تا ۲۷ سال بعد از آن در همان مقام باقی ماند. همکاری با ایروینگ برای استوکر بسیار مهم بود. چرا که باعث پذیرفته شدن او در جامعه سطح بالای لندن شد و او توانست با جیمز مک نیل ویستلر (James McNeil Whistler) و سر آرتور کونان دویل (ir. Arthur Conan Doyle) ملاقات کند. همچنین در دوره‌ای که ایروینگ در حال سفر بود، این فرصت را پیدا کرد تا در کنار او دور دنیا را ببیند.

آثار

دراکولا، اثر برام استوکر، چاپ اول، ۱۸۹۷

او با نوشتن تعداد زیادی از رمان‌های احساسی و عاطفی، درآمد اضافه‌ای هم برای خود ایجاد کرده بود. اما مشهورترین داستان او، بواسطه حضور شخصیت خون آشامی به نام کنت دراکولا (Count Dracula) بر سر زبان‌ها افتاد. برام استوکر در سال ۱۸۹۰ در لندن با آرمینیوس وامبری شرق شناس مجارستانی آشنا گشت و از طریق او با افسانه‌هایی در باره شاهزاده اهل رومانی «ولاد سوم دراکولا» آشناشد. این امر زمینه نوشتن کتاب داستان دراکولا به قلم برام استوکر گشت که در سال ۱۸۹۷ منتشر شد. قبل از شروع به نگارش این داستان، استوکر هشت سال را صرف تحقیق و بررسی در فرهنگ‌های اروپا و خواندن افسانه‌های مربوط به خون آشامان کرده بود. قبل از شروع به نگارش این داستان، استوکر هشت سال را صرف تحقیق و بررسی در فرهنگ‌های اروپا و خواندن افسانه‌های مربوط به خون آشامان کرده بود. دراکولا یک نوشته رساله‌ای (epistolary novel) است که بصورت خاطرات ثبت شده، تلگراف‌ها، و نامه‌های ارسال شده بین افراد نگاشته شده‌است. دراکولا پایه و زیر بنای بسیاری از فیلم‌ها و نمایش‌های اجرا شده‌است. دو نمونه از آنها که بیشترین نزدیکی را با متن مادر و اصلی داشتند عبارت‌اند از نوسفراتو (Nosferatu) در ۱۹۲۲ و دراکولای برام استوکر در ۱۹۹۲. نوسفراتو زمانی ساخته شد که بیوه استوکر هنوز زنده بود و سازندگان فیلم بخاطر قانون حق چاپ، مجبور به تغییر دادن اسامی شخصیت‌ها و مکان‌ها شدند. استوکر رمان‌های بسیار دیگری هم با عناصر وحشت و اتفاقات ماورای عادی نوشت، اما هیچکدام در موفقیت حتی به گرد پای دراکولا هم نرسیدند. سایر نوشته‌های او در این ژانر عبارت‌اند از: * عبور مار – ۱۸۹۰

مجموعه داستان‌های کوتاه:

  • زیر غروب
  • شاهزاده رز
  • غول نامریی
  • سایه ساز
  • چطور هفت دیوانه شد
  • دروغ‌ها و زنبق‌ها
  • قلعه شاه
  • کودک شگفت انگیز

مهمان دراکولا (۱۹۱۴)، شامل داستان‌های:

  • مهمان دراکولا
  • خانه قاضی
  • پیشگویی کولی
  • آینده ابل بهانا
  • تدفین موش‌ها
  • رویای دست‌های قرمز
  • ساحل کج
  • اسرار رویش طلا

داستان‌های پراکنده:

  • عروسی مرده (پایانی دیگر بر جواهر هفت ستاره)
  • گنج‌های مدفون
  • زنجیر سرنوشت
  • فنجان کریستال
  • نابودی سرنوشت تولد دوگانه
  • سرنوشت فنلا
  • The Gombeen Man
  • در دره سایه‌ها
  • مردی از شوروکس
  • افسانه‌های نیمه شب
  • انسداد قرمز
  • پیشگو

بیوگرافی:

  • خاطرات شخصی هنری ایروینگ – ۱۹۰۶

غیر داستانی

  • وظایف منشی‌های در نشست‌های فرعی در ایرلند - ۱۸۷۹
  • بارقه‌ای از آمریکا - ۱۸۸۶
  • غاصبین مشهور – ۱۹۱۰

جستارهای وابسته

منابع

منابع


آنتوان لاووازیه

آنتوان لاووازیه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
آنتوان لاووازیه
Antoine lavoisier.jpg
متولد ۲۶ اوت ۱۷۴۳
پاریس
، فرانسه
مرگ ۸ مه ۱۷۹۴
پاریس
، فرانسه
ملیت فرانسوی
رشته فعالیت شیمی، زیست‌شناسی
دلیل شهرت کاشف اکسیژن
دین کاتولیک رومی

آنتوان لوران لاووازیه (به فرانسوی: Antoine-Laurent de Lavoisier)‏ (۱۷۴۳-۱۷۹۴) دانشمند فرانسوی و بنیان‌گذار شیمی نوین بود. وی نخستین کسی بود که ترازو را جهت سنجش و تحقیق در فعل و انفعالات شیمیایی در آزمایشگاه وارد عمل کرد و تجربه و سنجش توأم با نتیجه‌گیری صحیح را پایه و اساس این علم قرار داد.

محتویات

زندگی

در ۲۶ اوت ۱۷۴۳ در پاریس از پدر و مادری ثروتمند و مرفه زاده شد. او زیر نظر استادانی قابل نجوم و گیاه‌شناسی و شیمی و زمین‌شناسی را به خوبی فرا گرفت. پس از اتمام دورهٔ حقوق بار دیگر به علوم گرایید و ۳ سال بعد در آن هنگام که جوانی ۲۵ ساله بود به عضویت فرهنگستان سلطنتی علوم برگزیده شد.

فعالیت‌های علمی

قبل از او دانشمندان شیمی در مورد سوختن، عقیده داشتند که هر جسم سوختنی دارای ماده‌ای است نامرئی به نام «فلوژیستن» و چون جسم مشتعل شود این ماده از آن خارج می‌شود. هر چه جسم بیشتر قابل اشتعال باشد مقدار بیشتری از این ماده در بردارد و شعله همان فلوژیستن است که از جسم متصاعد می‌گردد. به موجب این نظریه قدما معتقد بودند که وقتی جسمی در هوا می‌سوزد سبک‌تر می‌شود زیرا ماده فلوژیستن آن خارج می‌گردد. این نظریه نادرست سراسر قرن ۱۸ را به کلی مسموم ساخته بود و حتی دانشمندان بزرگ نیز بدان اعتقاد داشتند چنانکه پریستلی هنگامی که گاز اکسیژن را برای نخستین بار تهیه نمود آن را «هوای بدون فلوژیستن» نام نهاد.

لاوازیه امکان درک و شناخت عناصر گازی شکل را فراهم کرد. در دوران سلطه نظریه آتش‌زایی (نظریه‌ای که در بالا ذکر شد) وسایل تجربی زیادی فراهم آمده بود که سبب دگرگونی‌های انقلابی در شیمی شدند. بیشترین اعتبار این تحولات مدیون زحمات لاووازیه‌است که درک درستی از اکسیژن را میسر کرد. انگلس نوشت که:

لاووازیه می‌توانست نقطه مقابل و ضد فلوژیستون افسانه‌ای را در اکسیژنی که پریستلی به دست آورده بود بیابد و در نتیجه قادر بود کل نظریه آتش‌زایی را از پا درآورد اما این کار نمی‌توانست نتایج تجربی حاصل از پذیرفتن آتش‌زاها را از بین ببرد. برعکس آن نظریات پا برجا بودند و فقط ترتیب بیانشان وارونه شده بود و از کلمه فلوژیستیک به عباراتی که اکنون در زبان شیمی اعتبار دارند برگردانده شده بود و بنابراین اعتبارشان حفظ شده بود.

راه لاووازیه برای کشف اکسیژن خیلی مستقیم‌تر از راه دیگر هم‌عصرانش بود. در آغاز این دانشمند فرانسوی نیز گرایش به نظریه آتشزایی داشت ولی هر چه بیش‌تر پیش می‌رفت، بیشتر از آن نظریه کناره می‌گرفت. در اول نوامبر سال ۱۷۷۲ شرح تجربیاتش در زمینه احتراق ترکیبات مختلف در هوا را به این ترتیب پایان بخشید که گفت: وزن همه مواد و از جمله فلزات بر اثر احتراق و سوختن افزایش می‌یابد. نظر به اینکه چنین واکنش‌ها نیاز به مقدار زیادی هوا داشتند. لاووازیه نتیجه‌گیری دیگری هم کرد و گفت: هوا مخلوطی از گازهای با خواص گوناگون است که در حین سوختن مواد، قسمتی از آن با ماده سوزنده ترکیب می‌شود. در آغاز لاووازیه این جزء از هوا را مشابه هوای ثابت بلاک تلقی کرد ولی به زودی متوجه شد که آن قسمت از هوا که با مواد در هنگام سوختن ترکیب می‌شود مناسب‌ترین جزء هوا برای تنفس است به این ترتیب لاووازیه رو در روی اکسیژن قرار گرفت ولی از اعلام کشف گاز جدید خودداری کرد چون می‌خواست چند تجربه تکمیلی انجام دهد.

در اکتبر سال ۱۷۷۴ پریستلی کشف خود را به لاووازیه گزارش کرد و این گزارش مفهوم واقعی کشف لاووازیه را برای خودش روشن کرد وی بلافاصله به تجربه با اکسید قرمز جیوه که مناسبترین مولد اکسیژن بود پرداخت. در آوریل ۱۷۷۵ لاووازیه گزارشی تحت عنوان یادداشتی درباره طبیعت ماده‌ای که هنگام سوختن فلزات با آن‌ها ترکیب می‌شود و سبب افزایش وزن تولید شده می‌شود، به آکادمی علوم فرانسه داد.

در واقع این کشف اکسیژن بود. لاووازیه نوشت که این نوع هوا را پریستلی و شیل و خودش تقریباٌ به طور هم‌زمان کشف کرده‌اند. ابتدا وی آن را مناسب‌ترین هوا برای تنفس نامید ولی بعد نامش را هوای زندگی بخش یا توان‌بخش گذاشت.

به این ترتیب ملاحظه می‌شود که لاووازیه با درکی که از طبیعت اکسیژن کرده بود تا چه اندازه بر هم‌زمانانش پیشی گرفت. در مرحله بعدی دانشمند مزبور به این نتیجه رسید که مناسب‌ترین هوا برای تنفس یکی از مواد بنیانی در ساخت اسیدهاست یعنی مهم‌ترین قسمت همه اسیدهاست. بعدها معلوم شد که این اعتقاد اشتباه بوده‌است (وقتی اسیدهای بدون اکسیژن هالوژنه تهیه شدند). ولی در سال ۱۷۷۹ لاووازیه اندیشید که این خاصیت را در نام گاز کشف شده بگنجاند و از آن پس این عنصر را اکسیژن نامید که از کلمه یونانی به معنی «اسیدساز» گرفته شده‌است. انگلس نوشته‌است:

پریستلی و شیل بدون اینکه بدانند دست روی اکسیژن گذاشته‌اند، آن را تهیه کردند و گر چه لاووازیه همان گونه که بعدها اعتراف کرده‌است اکسیژن را هم‌زمان و مستقل از آن دو نفر تهیه نکرده بود، با توجه به این که آن دو نفر نمی‌دانستند چه چیزی را تهیه کرده‌اند لاووزایه را باید کاشف اکسیژن شناخت.

درگذشت

از جمله خطراتی که که جان لاووازیه را به مخاطره انداخت و بیشتر جنبه سیاسی داشت، هنگام انقلاب کبیر فرانسه در سال ۱۷۸۹ یعنی در آن هنگام که انقلابیون زمام امور پاریس را در دست داشتند رخ داد. لاووازیه رساله معروفی درباره اقتصاد سیاسی موسوم به ثروت‌های زیرزمینی فرانسه به رشته تحریر درآورد. این کتاب یکی از مهم‌ترین کتبی است که در مبحث اقتصاد نوشته شده‌است. سرانجام آنتوان لاووازیه در سال ۱۷۹۴ در حالی که ۵۱ سال داشت در دادگاه انقلابی به ریاست ژان باتیست کوفن هال به جرم خیانت به ملت همراه چند تن دیگر تسلیم تیغه گیوتین شد.

پس از مرگ لاووازیه لاگرانژ گفت: تنها یک لحظه وقت آنان برای بریدن آن سر صرف شد و شاید یک‌صد سال زمان نتواند سر دیگری همانندش بوجود آورد.

الیزابت کاستو وا

الیزابت کاستووا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
الیزابت کاستووا
E.Kostova.jpg
زمینه کاری نویسنده، رمان نویس
زادروز ۲۶ دسامبر ۱۹۶۴ ‏(۴۸ سال)
نیولندن
, کانکتیکات
سبک نوشتاری رمان، وحشت و فانتزی
نوشتارها مورخ (کتاب)
وب‌گاه رسمی the-historian.net

الیزابت کاستووا (۱۹۶۴) نویسنده معاصر امریکایی است.

تاریخچه

الیزابت کاستووا جانسون (متولد ۲۶ دسامبر ۱۹۶۴ در نیولندن کانکتیکات) نویسندهٔ ژانر وحشت و فانتزی و اهل آمریکاست. الیزابت جانسون در ناکسویل تنسی زندگی کرد و کارشناسی خود را در رشتهٔ مطالعات ادبیات انگلیسی در دانشگاه ییل گرفت. در سال ۱۹۸۹، به مدت یک سال به بلغارستان رفت تا دربارهٔ فولکلور سنتی آن کشور تحقیق کند. در بلغارستان بود که کاستووا همسر آینده‌اش، گئورگی کاستووا، را دید. این سفر چنان برای او الهامبخش بود که یک‌سوم رمانش، مورخ، در این کشور می‌گذرد. گئورگی و الیزابت همراه هم به آمریکا برگشتند و گئورگی شغلی را در دانشگاه میشیگان برای خود یافت. در آن‌جا کاستووا کارشناسی خود را در رشتهٔ نویسندگی خلاقه به اتمام رساند و مدتی کوتاه بعد جایزهٔ هاپوود را برای رمان در دست نگارشش، یعنی مورخ، دریافت کرد. الیزابت کاستووا ده سال بر سر رمان نخستش وقت گذاشت. کتاب در سال ۲۰۰۵ وارد بازار کتاب شد و مورد ستایش خوانندگان و منتقدان قرار گرفت. با فاصله‌ای اندک پس از انتشار، مورخ به کتاب پرفروش در سطح بین‌المللی تبدیل شد و به ۲۸ زبان ترجمه شد. رمان ومپایریِ مورخ سنت‌های تاریخی و فولکلوریک را به محوریت شاهزادهٔ رومانیایی، ولاد سوم، در هم می‌آمیزد و تحقیقی جامع را در باب ولاد تِپِش یا ولاد صلابه‌گر مشهور به دراکولا در پنج قرن گذشته بازگو می‌کند. کمپانی سونی حقوق مربوط به اقتباس سینمایی کتاب را به قیمت یک و نیم میلیون دلار خرید. تهیه‌کنندهٔ آمریکایی، داگلاس ویک، نیز در حال آماده‌سازی مراحل ساخت فیلم است. فیلمنامهٔ مورخ را براد کِین خواهد نوشت. کارگردان و بازیگران این فیلم هنوز مشخص نشده‌اند.

مورخ نخستین و معروفترین و پر فروشترین کتاب او است که به ۲۸ زبان ترجمه شد و به سیاق کتاب راز داوینچی لقب راز دراکولا را به آن دادند.

آثار

پیوند به بیرون


آلفرد هیچکاک

آلفرد هیچکاک از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری، جستجو برای دیگر کاربردها، هیچکاک (ابهام‌زدایی) را ببینید. آلفرد هیچکاک
تمبر یادبود آلفرد هیچکاک - انتشار در سال ۱۹۹۸ - آمریکا زمینه فعالیت کارگردانی و بازیگری زاده ۱۳ اوت ۱۸۹۹ لیتون ستون, لندن درگذشته ۲۹ آوریل ۱۹۸۰ (۸۰ سال) لوس آنجلس, کالیفرنیا ایالات متحده آمریکا نام دیگر سر آلفرد جوزف هیچکاک ملیت  انگلستان همسر آلما رویل ۱۹۸۰ -۱۹۲۶ فرزندان پاتریشیا (زاده ۱۹۲۸) والدین ویلیام هیچکاک اما جین ویلان صفحه در وب‌گاه imdb
سر آلفرد جوزف هیچکاک (۱۸۹۹ - ۱۹۸۰) کارگردانی بریتانیایی که فعالیت عمده‌اش در ایالات متحده آمریکا بوده است. هیچکاک بیشتر در زمینه فیلم‌های معمایی و دلهره‌آور فعالیت داشت. محتویات ۱ زندگی‌نامه ۲ فیلم‌شناسی ۲.۱ کارگردانی ۲.۲ بازیگری ۳ منابع زندگی‌نامه وی پسر دوم از سه فرزند یک سبزی فروش به اسم ویلیام هیچکاک بود و خانواده‌اش به شدت کاتولیک بودند. سال ۱۹۱۵ کارش را از یک استودیوی فیلمسازی در انگلستان، با سمت طراح تیتراژ فیلم شروع کرد. او که در آلمان تحت تاثیر سبک هیجان‌نمایی قرار گرفته بود، در بریتانیا کارگردانی را آغاز نمود و از سال ۱۹۳۹ در ایالات متحده آمریکا به فعالیت پرداخت. در کارنامه سینمایی ۵۳ ساله‌اش، ۶۴ فیلم صامت و ناطق را کارگردانی نمود. آلفرد در سال ۱۹۴۰ با فیلم ربکا وارد هالیوود شد و فعالیت خویش را با تولید کننده بزرگ هالیوود به نام دیوید سلزنیک شروع کرد و بعد از ساخت ۹ فیلم با وی در فیلم طناب کارگردانی مستقل را در آمریکا اغاز کرد.[نیازمند منبع] او در ۱۹۵۶ تابعیت ایالات متحده آمریکا را پذیرفت. هیچکاک طی شش دهه در ساخت بیش از پنجاه فیلم شرکت داشت (از فیلم‌های صامت تا فیلم‌های تکنی‌کالر) تا به امروز به عنوان سرشناس‌ترین و محبوب‌ترین کارگردان فیلم‌های سینمایی شناخته می‌شود. از فیلم‌های معروف او می‌توان به سرگیجه، پنجره عقبی، شمال از شمال غربی، روانی، بدنام، ربکا و پرندگان اشاره کرد. یکی از ویژگی‌های بارز فیلم‌های هیچکاک این است که خود او در همهٔ فیلم‌هایش در یک صحنه، حتی بسیار کوتاه به عنوان بازیگر حضور دارد. آلفرد هیچکاک او از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۲ مجموعه سریالی تحت عنوان «آلفرد هیچکاک تقدیم می‌کند» را کارگردانی کرد که در این فیلم‌ها او به عنوان راوی داستان در فیلم حاضر می‌شد. نکته مهم در مورد وی این است که وی هیچگاه به جایزه اسکار دست نیافته است. در سال ۱۹۴۰ فیلم ربکا جایزه بهترین تولیدکنندگی را از آن سلزنیک کرد و تنها ۵ فیلم وی به نامهای قایق نجات، طلسم شده، پنجره عقبی، روانی و ربکا نامزد اسکار گردید. هیچکاک درباره فیلم‌های ترسناکی که ساخته می‌گوید: من به مانند یک فیلسوف به مردم همان چیزی را می‌دهم که می‌خواهند. آنها دوست دارند که ترس و وحشت را تجربه کنند خوب من هم همان را به آنها می‌دهم. فیلم‌شناسی کارگردانی توطئه خانوادگی (۱۹۷۶) جنون(۱۹۷۲) توپاز (۱۹۶۹) پرده پاره (۱۹۶۶) مارنی (۱۹۶۴) پرندگان (۱۹۶۳) روانی (۱۹۶۰) شمال از شمال غربی (۱۹۵۹) سرگیجه (۱۹۵۸) مرد عوضی (۱۹۵۶) مردی که زیاد می‌دانست (۱۹۵۶) دردسر هری (۱۹۵۵) برای گرفتن دزد (۱۹۵۵) پنجره عقبی (۱۹۵۴) ام را نشانه قتل بگیر (۱۹۵۴) اعتراف می‌کنم (۱۹۵۳) غریبه‌ها در قطار (۱۹۵۱) وحشت در صحنه (۱۹۵۰) طناب (۱۹۴۸) پرونده پاراداین (۱۹۴۷) بدنام (۱۹۴۶) طلسم شده (۱۹۴۵) قایق نجات (۱۹۴۴) سایه یک شک (۱۹۴۳) خرابکار (۱۹۴۲) سوظن (۱۹۴۱) آقا و خانم اسمیت (۱۹۴۱) خانه کنار جزیره (۱۹۴۰) خبرنگار خارجی (۱۹۴۰) ربکا (۱۹۴۰) خانم ناپدید می‌شود (۱۹۳۸) مأمور مخفی (۱۹۳۶) ۳۹ پله (۱۹۳۵) مردی که زیاد می‌دانست (۱۹۳۴) والس وینی (۱۹۳۴) شماره هفده (۱۹۳۲) غریب و غنی (۱۹۳۱) ماری (۱۹۳۱) قتل (۱۹۳۰) حق السکوت (۱۹۲۹) همسر دهقان (۱۹۲۸) شامپانی (۱۹۲۸) سرازیری (۱۹۲۷) تقوای آسمان (۱۹۲۷) حلقه (۱۹۲۷) عقاب کوهستان (۱۹۲۶) مستاجر (۱۹۲۶) باغ تفرجگاه (۱۹۲۵) شمارهٔ سیزده (۱۹۲۲) ناتمام بازیگری توطئه خانوادگی (۱۹۷۶) مردی که سایه بزرگی از او در پشت دری شیشه ای دیده میشود و به آرامی در حال گفتگوست. (آخرین حضور هیچکاک در فیلمهایش) جنون(۱۹۷۲) توپاز (۱۹۶۹) مردی که در فرودگاه روی صندلی چرخدار نشسته بود پرده پاره (۱۹۶۶) مارنی (۱۹۶۴) مردی که از اتاق هتل خارج می‌شود پرندگان (۱۹۶۳) مردی که با دو سگ از فروشگاه حیوانات خارج می‌شود روانی (۱۹۶۰) مردی که کلاه گاوچرانی دارد شمال از شمال غربی (۱۹۵۹) مردی که به اتوبوس نمی‌رسد سرگیجه (۱۹۵۸) مردی که از کنار دفتر الستر عبور می‌کند مرد عوضی (۱۹۵۶) گویندهٔ مقدمه مردی که زیاد می‌دانست (۱۹۵۶) در مراکش (چند لحظه قبل از ترور برنارد) در حال تماشای آکروباسی در بین جمعیت دیده می‌شود دردسر هری (۱۹۵۵) برای گرفتن دزد (۱۹۵۵) مردی که در اتوبوس کنار جان رابی نشسته‌است ام را نشانه قتل بگیر (۱۹۵۴) مردی که در عکس قاب شده بر دیوار در جمع دانشجویان کالج نشسته است. پنجره عقبی (۱۹۵۴) مردی که در آپارتمان ترانه‌نویس ساعت کوک می‌کند اعتراف می‌کنم (۱۹۵۳) مردی که از بالای پله‌ها عبور می‌کند غریبه‌ها در قطار (۱۹۵۱) مردی که با یک ویولن سل سوار قطار می‌شود وحشت در صحنه (۱۹۵۰) مردی که در خیابان به ایو خیره می‌شود طناب (۱۹۴۸) مردی که بعد از تیتراژ فیلم در خیابان راه می‌رود طلسم شده (۱۹۴۵) مردی که آسانسور را ترک می‌کند سایه یک شک (۱۹۴۳) مردی که در قطار با کارتها بازی می‌کند خرابکار (۱۹۴۲) مرد جلوی داروخانهٔ نیویورک سوظن (۱۹۴۱) مردی که نامه پست می‌کند آقا و خانم اسمیت (۱۹۴۱) مردی که در خیابان از کنار دیوید اسمیت عبور می‌کند خبرنگار خارجی (۱۹۴۰) مردی که در خیابان روزنامه به دست دارد ربکا (۱۹۴۰) مرد کنار باجهٔ تلفن خانم ناپدید می‌شود (۱۹۳۸) مرد داخل ایستگاه قطار لندن ۳۹ پله (۱۹۳۵) قتل (۱۹۳۰) مردی در خیابان حق السکوت (۱۹۲۹) مردی در مترو

انیشتین

آلبرت اینشتین
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری، جستجو این مقاله نیازمند تمیزکاری است. لطفاً تا جای امکان آن‌را از نظر املا، انشا، چیدمان و درستی بهتر کنید، سپس این الگو را از بالای مقاله بردارید. محتویات این مقاله ممکن است غیر قابل اعتماد و نادرست یا جانبدارانه باشد یا قوانین حقوق پدیدآورندگان را نقض کرده باشد. آلبرت اینشتین متولد ۱۴ مارس ۱۸۷۹
اولم، وورتمبرگ، آلمان مرگ ۱۸ آوریل ۱۹۵۵ پرینستون، نیوجرزی، آمریکا محل زندگی آلمان سوئیس آمریکا شهروند آلمان (۱۸۷۹ تا ۱۸۹۶ و ۱۹۱۴ تا ۱۹۳۳) سوئیس (۱۹۰۱ تا ۱۹۵۵) آمریکا (۱۹۴۰ تا ۱۹۵۵) ملیت آلمانی رشته فعالیت فیزیک محل کار اداره ثبت اختراعات سوییس دانشگاه زوریخ دانشگاه چارلز پراگ دانشگاه صنعتی زوریخ دانشگاه لایدن موسسه مطالعات پیشرفته موسسه کایزر ویلهلم دلیل شهرت نسبیت عام، نسبیت خاص حرکت براونی، اثر فوتوالکتریک جوایز جایزه نوبل در فیزیک (۱۹۲۱) مدال کاپلی (۱۹۲۵) دین ندانم گرا[۱] آلبرت اینشتین (به آلمانی: albert einstein)‏ (زاده ۱۴ مارس ۱۸۷۹ - درگذشته ۱۸ آوریل ۱۹۵۵) فیزیک‌دان نظری آلمانی بود. او بیشتر به خاطر نظریّه نسبیت و بویژه برای هم‌ارزی جرم و انرژی (e=mc۲)(که از معروف ترین روابط فیزیک بین غیرفیزیک‌دان‌هاست) شهرت دارد. علاوه بر این، او در بسط تئوری کوانتوم و مکانیک آماری سهم عمده‌ای داشت. اینشتین جایزه نوبل فیزیک را در سال ۱۹۲۱ برای خدماتش به فیزیک نظری و به خصوص به خاطر کشف قانون اثر فوتوالکتریک دریافت کرد. او به دلیل تأثیرات چشمگیرش، به عنوان یکی از بزرگ‌ترین فیزیکدانانی شناخته می‌شود که به این جهان پا گذاشته‌اند.[۲][۳] در فرهنگ عامه، نام «اینشتین» مترادف هوش زیاد و نابغه شده‌است. محتویات ۱ زندگی‌نامه ۲ روابط شخصی ۳ کار ۳.۱ اینشتین و بمب اتمی ۴ نظریات ۴.۱ نسبیت خاص ۴.۲ نسبیت عام ۴.۳ تفسیر کوپنهاگی ۴.۴ جبر باوری ۴.۵ نقص و واقع گرایی ۴.۶ نظریه میدان یکنواخت ۵ ویژگی‌های شخصی ۶ دیدگاه‌های سیاسی ۶.۱ صهیونیسم ۷ تابعیت ۸ اینشتین در دنیای تفریحات ۹ اظهارات و بحث‌ها ۱۰ حقوق معنوی ۱۱ افتخارات ۱۲ آثار اینشتین ۱۳ آثار ترجمه شده به فارسی ۱۴ درباره اینشتین به فارسی ۱۵ یادبودها ۱۶ پیوند به بیرون ۱۷ پا نویس ۱۸ منابع زندگی‌نامه کودکی اینشتین آلبرت اینشتین در ۱۴ مارس ۱۸۷۹ میلادی در ساعت ۱۱:۳۰ صبح به وقت محلی در شهر اولم در ورتمبرگ آلمان، واقع در ۱۰۰ کیلومتری اشتوتگارت و در خانواده‌ای یهودی بدنیا آمد. پدر آلبرت٬ هرمان اینشتین یک فروشنده بود که بعدها یک کارخانه الکتروشیمیایی را تأسیس کرد و مادرش، پاولینه کُخ نام داشت. آنها در کنیسه اشتوتگارت-باد با یکدیگر ازدواج کردند. در زمان تولد، مادر آلبرت به خاطر اینکه سر او بسیار بزرگ بود و حالتی عجیب داشت بسیار نگران بود. هرچند که با رشد او، کم کم بزرگی سرش کمتر به چشم می‌آمد، اما از عکس‌های او معلوم است که سر او نسبت به بدنش بزرگ‌تر بوده‌است. به این ویژگی در افرادی که سرهای بزرگی دارند «سربزرگی خوش‌خیم» گفته می‌شود که هیچ ارتباطی با بیماری یا مشکلات ادراکی ندارد. آلبرت خیلی دیرتر از بچه‌های معمولی صحبت کردن را آغاز کرد. طبق ادعای خود اینشتین، او تا سن سه سالگی حرف زدن را آغاز نکرده بود و بعد از آن هم حتی تا سنین بالاتر از نه سالگی به سختی صحبت می‌کرد. به دلیل پیشرفت کند کلامی اینشتین، و گرایش او به بی‌توجهی به هر موضوعی که در مدرسه برایش خسته کننده بود و در مقابل توجه صرف او به مواردی که برایش جالب بودند باعث شده بود که برخی همچون خدمه منزل آن‌ها، او را کند ذهن بدانند. اعضای خانواده آلبرت، همگی یهودی‌هایی لاقید بودند و از همین رو، او در یک مدرسه ابتدایی کاتولیک درس می‌خواند. او با اصرار مادرش آموزش ویولون را فراگرفت. اگرچه او از همان ابتدای کار مشق ویولون را دوست نداشت و در نهایت نیز آنرا کنار گذاشت، اما بعدها آرامش عمیق خود را در سونات ویلون موتسارت بدست می‌آورد. وقتی اینشتین پنج ساله بود، پدرش به او یک قطب‌نمای جیبی نشان داد و اینشتین پی برد که در فضای خالی چیزی بر روی سوزن تأثیر می‌گذارد. او بعدها این اتفاق را یکی از تحول‌آمیزترین اتفاقات زندگی‌اش توصیف کرد. در سال ۱۸۸۹، دانشجویی به نام مکس تالمود (بعدها به نام تالمی)، که به مدت شش سال پنجشنبه شب‌ها به منزل خانواده اینشتین می‌آمد، [۴]، اینشتین را با مهم‌ترین متون علمی و فلسفی آشنا کرد، که از جمله آنها می‌توان به نقد خرد ناب از کانت اشاره کرد. همچنین در اواخر دوران کودکی و اوایل دوران بزرگسالی، دو عموی او با توصیه و تهیه کتاب‌هایی در زمینه علم، ریاضی و فلسفه، به رشد فکری او کمک می‌کردند. در سال ۱۸۹۴، در پی ناموفق ماندن کسب‌وکار هرمان اینشتین در صنعت الکتروشیمی، خانوادهٔ اینشتین از مونیخ به پیوا- شهری در ایتالیا در نزدیکی میلان - مهاجرت کردند. اینشتین اولین فعالیت علمی خود را با عنوان بررسی وضعیت اتر در زمینه‌های مربوط به مغناطیس، در همان زمان برای یکی از عموهایش می‌نوشت. آلبرت برای تمام کردن درسهایش، در مدرسه شبانه روزی مونیخ ماند و پس از آنکه تنها توانست یک ترم را تمام کند در بهار سال ۱۸۹۵ دبیرستان را رها کرده و برای پیوستن به خانواده‌اش رهسپار پریوا شد. یک سال و نیم پیش از امتحانات نهایی، او بدون اطلاع والدینش و با متقاعد کردن مسئولین مدرسه به اینکه بواسطه یک گواهی پزشکی به او اجازه مرخصی بدهند مدرسه را ترک کرد و این بدان معنا بود که اینشتین هیچگونه گواهی در تحصیلات متوسطه کسب نکرد.[۵] در همان سال یعنی در سن ۱۶ سالگی، او آزمایش ذهنی که به آیینه آلبرت اینشتین شهرت دارد را انجام داد. او پس از خیره شدن به آیینه، آزمایش کرد که اگر با سرعت نور حرکت کند چه اتفاقی برای تصویرش خواهد افتاد؛ نتیجه‌گیری او مبنی بر اینکه سرعت نور مستقل از بیننده‌اش است، بعدها به یکی از دو فرضیه نسبیت خاص تبدیل شد. در آزمون ورودی انستیتو تکنولوژی فدرال سوئیس - که امروزه به ای‌تی‌اچ‌زوریخ شهرت دارد - اگرچه امتیاز آلبرت در بخش ریاضی و علوم عالی شد، اما امتیاز پایین او در بخش ادبیات مانع از قبولی وی شد (فهرست تصورات نادرست متداول را ببینید)؛ پس از آن خانواده‌اش او را به آرائو در سوییس فرستادند تا تحصیلاتش را در آنجا به اتمام برساند. پس از آن دیگر معلوم بود که آلبرت آنگونه که پدرش می‌خواست مهندس الکترونیک نخواهد شد. او در آنجا به مطالعه تئوری الکترومغناطیس مشغول شد و در سال ۱۸۹۶ دیپلم خود را دریافت کرد. در این مدت او در منزل خانواده پروفسور یاست وینتلر اقامت کرد و در آنجا به عنوان اولین تجربه عاشقانه، به ماری دختر این خانواده علاقمند شد. مایا، خواهر اینشتین که نزدیکترین همراز او بود بعدها با پسر همان خانواده یعنی پل ازدواج کرد و دوست او نیز یعنی مایکل بسو با دختر دیگر همان خانواده یعنی آنا وصلت کرد.[۶] پس از آن اینشتین در ماه اکتبر در موسسه فدرال پلی تکنیک ثبت نام کرد و به زوریخ رفت؛ در همین حال ماری نیز برای تدریس به اولسبرگ در سوییس رفت. او در همان سال شهروندی خود در ورتمبرگ را لغو کرد. روابط شخصی اینشتین و میلوا ماریچ در بهار سال ۱۸۹۶، میلوا ماریخ صربستانی که ابتدا در دانشگاه زوریخ در رشته پزشکی آغاز به تحصیل کرده بود، پس از یک ترم به موسسه فدرال پلی تکنیک آمد تا در آنجا به عنوان تنها زن در آن سال، در رشته‌ای که اینشتین درس می‌خواند تحصیلات خود را ادامه دهد. در طی سالهای بعد رابطه ماریخ با اینشتین به یک رابطه عاشقانه تبدیل شد، هرچند که مادر اینشتین به خاطر غیر یهودی بودن، سن بالا و نقص جسمانی ماریخ، به شدت با رابطه آنها مخالف بود.[۷]اینشتین در سال ۱۹۰۳ با میلوا ماریچ (mileva marić)، ازدواج کرد. قبل از ازدواج رسمی اینشتین با ماریچ، در سال ۱۹۰۲ آنها صاحب یک فرزند دختر به نام لیسرل[۸] شده بودند. لیسرل هنگامی متولد شد که ماریچ نزد خانواده خود در صربستان به سر می برد و انیشتن در برن سویس. از سرنوشت لیسرل اطلاع چندانی در دست نیست و نظرهای مختلفی در مورد او وجود دارد که هیچکدام ثابت نشده اند. پس از ازدواج رسمی، اینشتین و ماریچ صاحب دو فرزند پسر به نامهای هانس آلبرت[۹] و ادوارد[۱۰] شدند. از سال ۱۹۱۴، اینشتین جدا از ماریچ و تنها در برلین زندگی می کرده است در حالیکه ماریچ و فرزندانش در زوریخ مانده بودند. بیماری اسکیزوفرنی ادوارد پسر اینشتین به شدت وی را عذاب می‌داد، و او بارها گفته بود بهتر بود ادوارد هیچگاه به دنیا نمی‌آمد. اینشتین و السا (الزا) از سال ۱۹۱۲، اینشین رابطه عاشقانه ای با دختر خاله بیوه اش (و نوه عموی پدرش) السا اینشتین[۱۱] برقرار کرده بود. او در فوریه سال ۱۹۱۹ از ماریچ طلاق گرفت و در ژوئن همان سال با السا ازدواج کرد. در طی طلاقش از ماریج، اینشتین به او قول داد که اگر صاحب جایزه نوبل شد، منافع مادی آن را در اختیار ماریچ بگذارد و نهایتاً نیز در سال ۱۹۲۳ این کار را انجام داد[۱۲]. السا از ازدواج سابقش دو دختر به نامهای ایلسه و مارگوت داشت اما او و اینشتین صاحب فرزند مشترکی نشدند. اینشتین دخترخوانده های خود را می‌ستود و در نامه‌اش به السا در سال ۱۹۲۴، نوشت: به اندازه دختر خودم، یا شاید بیشتر، مارگوت را دوست دارم، و کسی چه می‌داند اگر من پدر او بودم چه بچه بداخلاقی از وی پدید می‌آمد. این نامه‌ها به عنوان شاهدی برای تکذیب ادعاها در مورد بی‌مهری اینشتین به خانواده‌اش به کار رفته‌است. پس از مهاجرت به آمریکا در سال ۱۹۳۳، در سال ۱۹۳۵ السا مبتلا به بیماری کبد و قلب شد و در دسامبر ۱۹۳۶ درگذشت. کار پس از فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه، اینشتین نتوانست شغلی دانشگاهی پیدا کند. برخی از مورخان گرایشهای ضد یهودی را در ناکامی اینشتین در پیدا کردن شغل دخیل می دانند [۱۳]. پدر یکی از هم‌کلاسی‌هایش به او کمک کرد تا در یکی از دفاتر ثبت اختراع در سوئیس در سال ۱۹۰۲ استخدام شود. پس از انتشار نظریه نسبیت خاص و نظریه نسبت عام، اینشتن به شهرت و اعتبار دست یافت و در دانشگاههای متعددی به تدریس و تحقیق پرداخت. اینشتین تا سال ۱۹۳۲ مدیر انستیتوی فیزیک کایزر ویلهلم برلین آلمان و استاد یکی از دانشگاههای برلین (humboldt university of berlin) بود. در این سال او ابتدا چندین ماه در دانشگاه پرینستون به سر برد و سپس به دلیل قدرت گیری نازی ها در سال ۱۹۳۳، تصمیم گرفت که به آلمان برنگردد. در سال ۱۹۳۳ او شغلی در موسسه تحقیقات پیشرفته دانشگاه پرینستون بدست آورد و در حدود ۱۹۳۵ تصمیم گرفت که به طور طولانی مدت در آمریکا بماند. اینشتین و بمب اتمی در سال ۱۹۳۹ گروهی از فیزیک‌دان‌های مجارستانی از جمله لئو زیلارد که به آمریکا مهاجرت کرده بود٬به دولت ایالات‌ متحده آمریکا در مورد برنامه نازی‌ها در مورد بمب اتمی هشدار دادند٬ اما سخنان آن‌ها مورد توجه قرار نگرفت.[۱۴]در تابستان سال ۱۹۳۹ و چند ماه پیش از جنگ جهانی دوم ،زیلارد نامه ای برای روزولت ٬رییس‌جمهور وقت ایالات‌ متحده تهیه کرد و از اینشتین خواست که نامه را امضا کند. زیلارد نسبتاً گمنام بود، اما اینشتین به واسطه نظریه های نسبیت و جایزه نوبل، شخص مشهوری به شمار می رفت. آن‌ها در این نامه‌ از او توجه به این مساله را درخواست نمودند.در این نامه ٬ همچنین از روزولت خواسته شده بود تا به پژوهش در زمینه‌ی انرژی هسته‌ای و واکنش‌زنجیره‌ای اهمیت بیشتری داده شود.این نامه را نقطه شروع پروژه منهتن برای ساخت بمب اتمی می‌دانند[۱۵]. اینشتین ٬ یک سال قبل از مرگش به دوست قدیمی‌اش لینوس پاولینگ گفت "من یک اشتباه بزرگ در زندگی مرتکب شدم - وقتی نامه‌ای را که ساخت بمب اتمی را به روزولت توصیه می‌کرد امضا کردم .اما یک دلیل برای این کار وجود داشت- خطر ساخت این بمب توسط آلمانی‌ها..."[۱۶] به واسطه فعالیتهای صلح‌جویانه سابق اینشتین، گرایشهای چپگرانه وی، و همچنین گزارش‌های مغرضانه و بی پایه‌ای که اف بی آی در مورد ارتباط اینشتین با شوروی دریافت کرده بود، از شرکت او در پروژه منهتن جلوگیری شد.[نیازمند منبع] نظریات نسبیت خاص نوشتار اصلی: نسبیت خاص نسبیت خاص یکی از نظریاتی است که اینشتین مطرح کرده و شامل سه پدیده در سرعت‌های بالا است: انقباض طول که کاهش طول جسم در طی حرکت است. اتساع زمان که کند شدن زمان است. هم ارزی جرم و انرژی یا همان e=mc2. نسبیت عام نوشتار اصلی: نسبیت عام اینشتن در نوامبر سال ۱۹۱۵ یک سری سخنرانی‌هایی در آکادمی علوم پروس ایراد کرد که در آن نظریه جدید گرانش، موسوم به نسبیت عام را مطرح کرد. او در آخرین سخنرانی‌ای که ایراد کرد معادله‌ای را مطرح کرد که جانشین قانون جاذبه نیوتون شد. این معادله بعدها با نام معادله میدان اینشتین شناخته شد که با تانسور اینشتین معرفی می شود. *[۱۷] این نظریه قائل به این است که نه تنها کسانی که با یک سرعت ثابت در حرکتند، بلکه تمامی ناظران یکسان و هم ارز هستند. در نسبیت عام، گرانش دیگر نیرو محسوب نمی‌شود (مانند قانون جاذبه نیوتون)، بلکه آن نتیجه خمیدگی مکان- زمان است. به خاطر جنگ، مقالاتی که اینشتین در مورد نسبیت عام چاپ کرده بود، در خارج از آلمان در دسترس نبود. خبر نظریه جدید اینشتین توسط فیزیکدانهای هلندی هنریک آنتون لورنتز و پل اهرنفست و همکار آنها ویلیام دو سیتر که مدیر رصد خانه لیدن بود، به منجمان انگلیسی زبان در انگلیس و آمریکا رسانده شد. در انگلیس، آرتور استنلی ادینگتون دبیر انجمن نجوم سلطنتی از دو سیتر خواست تا یک سری مقالاتی به زبان انگلیسی به نفع منجمان بنویسد. نظریه جدید او را مجذوب خود ساخته بود و از این رو یکی از مدافعان و مبلغان اصلی نسبیت شد..[۱۸] اغلب منجمان هندسی سازی گرانش توسط اینشتین را نمی‌پسندیدند و معتقد بودند پیش بینی‌های او در مورد خمیدگی نور و به قرمزی گرایی گرانشی درست از آب در نخواهد آمد. در سال ۱۹۱۷، منجمان رصدخانه ویلسون در کالیفرنیای جنوبی نتایج تحلیل طیف نور را که در ظاهر نشان می‌داد که در پرتو خورشید به قرمزی گرایی گرانشی وجود ندارد، منتشر کردند.[۱۹] در سال ۱۹۱۸، منجمان رصدخانه لیک در شمال کالیفرنیا تصاویری از خورشیدگرفتگی که در ایالات متحده قابل رویت بود گرفتند. پس از پایان جنگ، آنها نتایج بررسی‌های خود را اعلام کردند و مدعی شدند که پیش بینی نسبیت عام اینشتین در خصوص خمیدگی نور اشتباه بوده‌است. با این حال آنها به خاطر خطاهای احتمالی فراوان، هیچگاه اقدام به چاپ نتایجی که به دست آورده بودند نکردند.[۲۰] آرتور استنلی ادینگتون، طی سفرهایی که درماه می‌سال ۱۹۱۹ در زمانی که خورشید گرفتگی در بریتانیا رخ داد، به سوبرال سیارا برزیل و جزیره پرینسیپ در ساحل غربی آفریقا داشت، اندازه گیری خمیدگی گرانشی عدسی نور ستاره را به هنگام عبور از نزدیکی خورشید تحت نظارت داشت و در نهایت به این نتیجه رسید که محل قرار گرفتن ستاره از خورشید دورتر است. این حالت عدسی گرایی گرانشی نامیده می‌شود و وضعیت ستاره‌های مشاهده شده دو برابر حالتی بود که فیزیک نیوتنی پیش بینی می‌کرد. معهذا، این حالت با پیش بینی هم ارزی میدانی اینشتین (هم ارزی میدانی) نسبیت عام همخوان بود. ادینگتون اعلام کرد که نتایج به دست آمده پیش بینی اینشتین را تایید می‌کند و مجله تایمز در هفتم نوامبر آن سال با اتنخاب تیتر زیر تایید شدن پیش بینی اینشتین را گزارش کرد: ""انقلابی در علم، نظریه‌ای جدید در مورد جهان، ایده‌های نیوتن اعتبار خود را از دست می‌دهد."" ماکس بورن، برنده جایزه نوبل از نسبیت عام به عنوان ‹‹ بزرگ‌ترین دستاورد و شاهکار تفکر بشری در مورد طبیعت›› بر شمرد و پل دیراک نیز که یکی از برندگان جایزه نوبل است، از آن به عنوان ‹‹ بزرگ‌ترین اکتشاف علمی آن زمان›› یاد کرد.[۲۱] این اظهار نظرها و تبلیغات متعاقب از آن، باعث شهرت و معروفیت اینشتین شد. او در سطح جهانی معروف شد که موفقیت استثنایی و خاصی برای یک دانشمند محسوب می‌شود. با این حال هنوز هم بسیاری از دانشمندان به دلایل مختلفی که شامل دلایل علمی (مخالفت با تفسیر اینشتین از آزمایش‌های انجام شده، اعتقاد به اتر و یا ضرورت وجود ملاک مطلق) و دلایل روانی - اجتماعی (محافظه کاری، یهود ستیزی) - می‌شد، نظریات اینشتین را نمی‌پذیرفتند. به نظر اینشتین، اغلب مخالفتهایی که با نظریه او می‌شد، از جانب آزمایش باورانی بود که درک ناچیزی از نظریه مطرح شده داشتند.[۲۲] شهرتی که اینشتین بعد از چاپ مقاله ۱۹۱۹ دست آورده بود، باعث شد بسیاری از دانشمندان نسبت به او ابراز نفرت و انزجار کنند و نفرت و انزجار برخی از آنها حتی تا دهه ۳۰ نیز ادامه یافت. مباحث زیادی در مورد ابراز انزجار نسبت به شهرت و معروفیت اینشتین وجود دارد، بویژه در میان آن دسته از فیزیک‌دانان آلمانی که بعدها جنبش ضد اینشتینی ‹‹دویچه فیزیک›› را در مقدمه klaus hentschel به معنای ‹‹ فیزیک و سوسیالسم اجتماعی›› به راه انداختند [۲۳] اینشتین در ۳۰ مارس سال ۱۹۲۱، یعنی همان سالی که برنده جایزه نوبل شد، برای ایراد سخنرانی در مورد نظریه جدید نسیبت به نیویورک رفت. اگرچه امروزه اینشتین به خاطر فعالیتهایش در مورد نسبیت شهرت یافته، اما جایزه نوبل به خاطر کارهای او در مورد اثر فوتوالکتریک به او اعطا شد، چرا که در مورد نسبیت عام در آن زمان هنوز اختلاف نظر وجود داشت. هیات نوبل در خود به این نتیجه رسیدند که اشاره به آن نظریه اینشتین در نوبل که اختلاف نظر و مخالفت در مورد آن کمتر است، بیشتر مورد قبول جامعه علمی واقع خواهد شد. تفسیر کوپنهاگی اینشتین و نیلز بور در طول دهه ۱۹۲۰ بر سر نظریه کوانتم اختلاف دارند. این عکس توسط پاول ارنفست در دسامبر سال ۱۹۲۵ در خلال سفر وی به لایدن گرفته شده‌است در سال ۱۹۰۹ اینشتین در حضور جمعی از فیزیکدانان، مقاله‌ای تحت عنوان (über die entwicklung unserer anschauungen über das wesen und die konstitution der strahlung) ‹‹ شکل گیری نظریات و عقاید ما در مورد اجزای سازنده و ماهیت انرژی تابشی›› درمورد تاریخ نظریه اتر و مهم‌تر از آن در مورد اندازه گیری نور ارائه کرد. اینشتین در این مقاله و مقاله‌ای که پیش از آن در سال ۱۹۰۹ ارائه کرده بود، نشان داد که کوانتوم انرژی که توسط ماکس پلانک مطرح شده، نیز حامل مقدار حرکت مشخص و معینی بوده و از بسیاری جهات به گونه‌ای عمل می‌کرد که گویی آنها ذرات مستقل و خاصی بوده‌اند. این مقاله نشانگر ارائه مفهوم جدید و بی سابقه فوتون بود (اگرچه این اصطلاح چندین سال بعد و طی مقاله‌ای به سال ۱۹۲۶ توسط گیلبرن لوئیز مطرح شد). حتی مهم‌تر از آن این است که اینشتین نشان داد که نور می‌بایست به طور هم‌زمان یک موج و یک ذره باشد. اینشتین همچنین بدرستی پیش بینی کرد که فیزیک در آستانه انقلابی قرار داشت که ایجاب می‌کرد آنها این ماهیتهای دوگانه نور را یکسان و واحد سازند. با وجود این، پیشنهاد خود او برای راه حل یعنی اینکه هم ارزی‌های مطرح شده توسط جیمز ماکسول برای میدانهای الکترومغناطیسی تعدیل شوند تا زمینه برای راه حلهای موجی که با غرایب میدانی عجین هستند، فراهم شود، هیچگاه بسط و توسعه نیافت. این در حالی است که این پیشنهاد بر نظریات ‹‹ موج آزمایشی›› ‹‹ لوئیز دی بروگلی›› در ارتباط با مکانیک کوانتوم تأثیر داشته‌است. جبر باوری با نشستن نظریه جدید مکانیک کوانتوم به جای نظریه کوانتوم اولیه که از اواسط دهه ۳۰ قرن ۲۰ آغاز شد، اینشتین اعتراضات خود را نسبت به تفسیر کپنهاکی از هم ارزی‌های جدید مطرح کرد. مخالفت و اعتراض اینشتین در این باره تا آخر عمرش ادامه یافت. به باور اکثریت افراد علت این مخالفت و اعتراض این بوده‌است که اینشتین فردی جبر باور و انعطاف ناپذیر بوده‌است. آنها به نامه‌ای اشاره می‌کنند که اینشتین در سال ۱۹۲۶ به ماکس بورن نوشته و در آن آورده‌است: مکانیک کوانتوم قطعا مخالف آن چیزی است که تاریخ همیشه ما را به آن می‌خواند. اما صدایی از درون به من می‌گوید که این هنوز چیز حقیقی نیست. نظریه چیزهای زیادی می‌گوید، اما هرگز ما را گامی به راز آن قدیمی ترین نزدیک نمی‌کند. من به هر حال معتقد هستم که خداوند نرد بازی نمی‌کند. در جواب به این نوشته، نیلز بوهر که در مورد نظریه کوانتوم با اینشتین اختلاف نظر شدیدی داشت، خطاب به اینشتین چنین گفت: از تعیین تکلیف کردن برای خدا دست بکش [نیازمند منبع] مناظرات بوهر- اینشتین در مورد جنبه‌های اساسی مکانیک کوانتوم در کنفرانس‌های سولوای انجام می‌شد. بخش مهم دیگری از دیدگاه اینشتین مقاله مشهوری است که در سال ۱۹۳۵ توسط اینشتین، پودولسکی و روزن نوشته شد.[۲۴] به زعم برخی فیزیک دانان این مقاله یکی دیگر از مواردی است که این نظریه را تقویت می‌کند که اینشتین جبر باور بوده‌است. البته جا دارد از نظر کاملاً متفاوت اینشتین در مورد ارتودوکسی کوانتوم دفاع کرد. خود اینشتین گفته‌های بیشتری در این زمینه منتشر کرد و اظهار نظر گیرایی و قاطعانه‌ای توسط یکی از هم عصران او، یعنی وولف گانگ پولی صورت پذیرفت. نقل قولی با مضمون ‹‹ خداوند نرد بازی نمی‌کند›› که در بالا به آن اشاره شد، در ابتدای کار اینشتین و توسط او مطرح شده بود، اما بیانیه‌ها و گفته‌هایی که بعدها از اینشتین داریم حول موضوعات دیگری می‌چرخد.[۲۵] نقل قول وولف گانگ به شرح ذیل است:[۲۶] .. من نمی‌توانستم در آن زمان که شما در مورد اینشتین در نامه‌ای یا دست نوشته‌ای صحبت می‌کردید، او را شناسایی کنم. به نظرم چنین می‌آمد که شما یک اینشتین احمق برای خود ترسیم کرده‌اید و با کبکبه و دبدبه خاصی او را به زمین کوبیده‌اید. بویژه آنکه اینشتین مفهوم جبر باوری را آنگونه که شماها مطرح می‌کنید، اساسی و بنیادین در نظر نمی‌گرفته‌است ؛ (همان طور که خودش به کرات این موضوع را برای من بازگو کرده‌است). او با استدلال می‌گوید که برای پذیرش نظریات معیارهایی را به کار می‌بندد. سوال این است که ‹‹ آیا این به غایت جبرباورانه است؟... او خیلی هم از دست تو ناراحت نبود، فقط می‌گفت تو آدمی هستی که به گفته‌های کسی گوش نمی‌دهی. . (emphasis due to pauli) نقص و واقع گرایی بسیاری از اظهار نظرات بیان شده توسط اینشتین حکایت از اعتقاد او به ناقص بودن مکانیک کوانتوم است. این مساله برای اولین بار در مقاله مشهوری که در سال ۱۹۳۵ توسط اینشتین، پودولسکی و روزن به نام پارادوکس epr نوشته شد، مطرح گردید.[۲۷] و برای بار دوم در کتابی تحت عنوان آلبرت اینشتین، فیلسوف - دانشمند به سال ۱۹۴۹ عنوان شد. .[۲۸]the "epr" مقاله تحت عنوان آیا توصیف مکانیکی کوانتوم و واقعیت فیزیکی را می‌توان کامل در نظر گرفت؟ بود و در آن چنین نتیجه گیری شد: از آنجایی ما نشان داده‌ایم که عملکرد موج توصیف کاملی از واقعیت فیزیکی را به دست نمی‌دهد، ما این سوال را که آیا چنین توصیفی وجود دارد یا خیر حل نشده و بی پاسخ رها کردیم. با این حال، به اعتقاد ما چنین نظریه‌ای ممکن و میسر است. اینشتین پیشنهاد آزمایشی جالب توجهی را را ارائه می‌کند که تا حدودی با گربه شرودینگر مشابه‌است. او با پرداختن به موضوع متلاشی شدن رادیواکتیوی اتم کار خود را آغاز می‌کند. اگر کسی با یک اتم غیر متلاشی نشده کار خود را آغاز کند و منتظر وقفه زمانی خاصی باشد، در آن صورت نظریه کوانتوم این احتمال را می‌دهد که آن اتم دستخوش متلاشی شدن رادیواکتیوی قرار گرفته و دچار تغییر شده‌است. بدین ترتیب، اینشتین روش ذیل را به عنوان راهی برای پی بردن به متلاشی شدن مفروض می‌دارد: به جای آنکه یک سیستمی را مورد نظر قرار دهند که تنها از یک اتم رادیواکتیوی (و روند تغییرو دگرگون آن) تشکیل شده، شما سیستمی را در نظر می‌گیرید که همچنین شامل راهی برای اندازه گیری تغییر و تحول رادیواکتیوی است. من باب مثال، یک شمارگر گایگر که دارای مکانیسم ثبت خودکار است. بگذارید که به آن یک باریکه ثبت اضافه کنیم که با مکانیسم کوکی به حرکت در آید و روی آن با حرکت شمارگر علامتی گذاشته شود. بله، از منظر مکانیک کوانتوم این سیستم جمعی بسیار پیچیده‌است و فضای پیکر بندی آن دارای گستره زیادی است. اما اگر قرار باشد به این سیستم مجعی از منظر مکانیک کوانتوم پرداخته شود، اساسا اعتراضی بر آن وارد نیست. در اینجا نیز نظریه احتمال هر یک از پیکربندی‌ها تمامی مختصات را برای هر لحظه در هر بار در نظر می‌گیرد. اگر کسی تمامی پیکربندی‌های مختصات را در نظر بگیرد، برای یک زمان طولانی در مقایسه با زمان متوسط متلاشی شدن هر یک از اتمهای رادیواکتیو، (دست کم) یک نشانه - ثبت روی باریکه کاغذی پدیدار خواهد شد. برای نیل به مختصات - پیکربندی وضعیت خاصی از نشانه باید روی باریکه کاغذی مطابقت و همخوانی داشته باشد. اما، تا آنجا که این نظریه، نشان می‌دهد تنها احتمال نسبی مختصات-پیکربندی قابل تصور است، این نظریه همچنین، بی آنکه مکان و موقعیت مشخص و معینی برای نشانه قائل باشد، احتمالات نسبی برای وضعیتهای نشانه بر روی باریکه کاغذی را می‌پذیرد. اینشتین هیچگاه نسبت به روشها و افکار احتمالی و نیز در مورد آنها بی اعتنا نبود و آنها را رد نمی‌کرد. خود اینشتین یکی از متخصصان آمار بود. ,[۲۹] که از تحلیل آماری در کارهایش در ارتباط با پشنهاد براون و مقالاتی که پیش از سال ۱۹۰۵ به چاپ رسیده بود، استفاده می‌کرد. اینشتین حتی وحدت گیبز را کشف کرده بود. معهذا، بنا به گفته اکثر فیزیکدانها او بر این باور بود که بی علت انگاری یکی از معیارها برای مطرح کردن اعتراض قاطعانه به نظریه فیزیکی است. دلیلی که پولی ارائه می‌کند در تضاد با این باور است، و گفته‌های خود اینشتین بیانگر آن است که او بر عدم تکامل به مثابه دغدغه اصلی خود تمرکز و تاکید داشت. جان استوارت بل در تحقیقاتی که در مورد اینشتین، پودولسکی و روزن انجام داد، به نتایج جالب توجه (تئوری بل) و نابرابری بل بیشتری دست یافت. بر اساس تحلیل epr در مورد عقاید و تفکراتی که در خصوص نتایج قابل استنتاج از این مساله بیان شده، تفاوت و اختلاف وجود دارد. به زعم بل، نامکانی کوانتوم محرز شده است؛ این در حالی است که دیگران قائل به مرگ علیت باوری هستند. نظریه میدان یکنواخت نوشتار اصلی: نظریات میدان یکنواخت کلاسیک‎ پس از شرح و بسط نظریه نسبیت، تلاشهای تحقیقاتی اینشتین عمدتاً شامل یک سری اقدامات جهت تعمیم نظریه نیروی جاذبه بود که به منظور یکپارچه ساختن و آسان سازی قانون فیزیک، بویژه نیروی جاذبه و الکترومغتاطیسم بود. او در سال ۱۹۵۰ به تشریح این کار پرداخت، و در یک مقاله علمی آمریکایی از آن تحت عنوان نظریه میدان یکنواخت یاد کرد. راهنما و الهام بخش اینشتین این نظر و عقیده بود که یک منبع واحد برای کل قوانین فیزیکی وجود دارد. اینشتین در تحقیقاتش در مورد نظریه نسبیت عام به طور فزاینده‌ای منزوی و از دیگران جدا شد و تلاشهای او در نهایت عقیم و بی نتیجه بود. بویژه، اینشتین در پیگیری وحدت نیروهای اساسی، به طور کل کارهای انجام شده در جامعه فیزیک را نادیده گرفت (و بالعکس)؛ بویژه کشف نیروی اتمی قوی و نیروی اتمی ضعیف که تا حدود ۱۹۷۰؛ یعنی ۱۵ سال پس از مرگ اینشتین به طور مستقل شناخته نشده بود. هدف اینشتین از یکپارچه سازی قوانین فیزیک تحت لوای یک الگوی واحد هنوز هم برای یکپارچه سازی نیروها به قوت خود باقی است. ویژگی‌های شخصی انیشتین در نوازندگی ویلون مهارت داشت.[۳۰] وی از کودکی تلاش داشت تا برای شمار بیشتری از همنوعان خود و به‌ویژه کسانی که در دور و بر او می‌زیسته‌اند سودمند باشد. ویژگی دوم او ذوق هنری او بود که انیشتین را وامی‌داشت که نه تنها اندیشه کلی مومی خود را به شیوه‌ای روشن و منطقی سازمان دهد بلکه روش سازمان‌دهی و بهینه‌سازی آنها نیز به شیوه‌ای باشد که هم خود او و هم مستمعان، از دید جهان‌شناسی لذت برند. هدف انیشتین این بود که فضای مطلق را از فیزیک براندازد، نظریه نسبیت ۱۹۰۵ که در آن اینشتین فقط به حرکت راستخط یکسان پرداخته بود اینشتین با کمک از اصل تعادل پدیده‌های جدیدی را در گفتگوی نور پیش بینی کند که قابل مشاهده بوده‌اند و می‌توانست درستی نظریه نوین او را از دید تجربی تایید کرد.[نیازمند منبع] دیدگاه‌های سیاسی اینشتین خود را یک صلح‌طلب [۳۱] و بشردوست قلمداد می‌کرد، [۳۱] و خود را در سال‌های بعدی، یک سوسیال دموکرات متعهد قلمداد می‌کرد. او یک بار گفت، «از نظر من نگرش گاندی روشن‌بینانه‌ترین نگرش در میان تمامی سیاست‌مداران زمان ماست. باید تلاش کنیم تا با روحیه وی کارها را انجام دهیم، نه آنکه برای نبرد برای آرمان‌هایمان به خشونت متوسل شویم، بلکه باید این کار را به دور از تمامی پلیدی‌ها انجام دهیم. اینشتین که عمیقا تحت تأثیر گاندی قرار داشت، یک بار در مورد گاندی گفت: نسل‌های بعدی به سختی باور خواهند کرد که روزگاری چنین موجودی از گوشت و پوست بر روی زمین می‌زیسته‌است. گاهی اوقات عقاید اینشتین جنجال‌برانگیز بود. آلبرت اینشتین در مقاله‌ای با نام چرا سوسیالیسم؟ در سال ۱۹۴۹، [۳۲] به توصیف مرحله شکارگری رشد انسان پرداخته، و از جامعه سرمایه‌دار، به عنوان منبع پلیدی که باید بر آن فائق آمد نام برده‌است. او با رژیم‌های خودکامه در اتحاد شوروی و دیگر نقاط جهان مخالف بود، و همواره از مزایای سیستم سوسیال دموکرات که ترکیبی از یک اقتصاد برنامه‌ریزی شده توام با احترام به حقوق بشر بود سخن می‌گفت. اینشتین یکی از بنیانگذاران حزب دمکرات آلمان و یکی از اعضای اتحادیه فدراسیون معلمان آمریکا از اتحادیه‌های وابسته به فدراسیون کارگران آمریکا - کنگره سازمانهای صنعتی بود. اینشتین دخالت بسیاری در جنبش حقوق مدنی داشت. او یکی از دوستان نزدیک پل رابسون در طول بیش از ۲۰ سال بوده‌است. اینشتین یکی از اعضای چندین گروه طرفدار حقوق بشر (از جمله بخش پرینستون naacp) بود که رهبری بسیاری از جنبش‌های آن را پل رابسون بر عهده داشت. او به همراه پل رابسون ریاست «نهضت پایان زجرکشی در آمریکاً را بر عهده داشت. زمانی که دبلیو. ای. بی. دوبویس در دهه هشتاد عمر خود در طول دوره مک‌کارتی به نحوی جاهلانه متهم به جاسوسی برای کمونیست‌ها شد، اینشتین اعلام کرد داوطلبانه حاضر است به عنوان یکی از شهودی که به نفع وی شهادت می‌دهد در جلسه دادگاه حاضر شود. بلافاصله پس از آنکه اعلام شد اینشتین قرار است در جایگاه شهود قرار گیرد این پرونده رد شد. اینشتین گفته‌است "نژادپرستی بزرگ‌ترین بیماری آمریکاست". اف‌بی‌آی پرونده‌ای ۱۴۲۷ صفحه‌ای در مورد فعالیت‌های اینشتین داشت و توصیه می‌کرد که به موجب قانون اخراج بیگانگان از مهاجرت اینشتین به آمریکا ممانعت شود، این اداره اینشتین را متهم به «اعتقاد به اصلی خاص و پیروی و تبلیغ و تدریس آن می‌دانست که از نظر قانون، و به اعتقاد دادگاه‌ها، منجر به ' ایجاد هرج‌ومرج‌طلبی و ایجاد دولتی می‌شد که تنها به اسم دولت'»«نامیده می‌شد. آنان همچنین اینشتین را متهم به»«عضویت، حمایت مالی، یا وابستگی به سی‌وچهار جبهه کمونیست در بین سال‌های ۱۹۳۷ و ۱۹۵۴»«و»«نیز رهبری افتخاری سه سازمان کمونیستی»" کردند.[۳۳] بسیاری از اسناد این پرونده عمدتاً توسط گروه‌های سیاسی غیرنظامی به اف‌بی‌آی تحویل شد، و خود اف‌بی‌آی آنها را تهیه نکرده بود. اینشتین با دولت‌های مستبد مخالف بود، و به همبن دلیل (و به خاطر یهودی بودن)، با رژیم نازی نیز مخالف بوده و بلافاصله پس از آنکه این رژیم به قدرت رسید از آلمان گریخت. هم‌زمان، کارل اینشتین خواهرزاده هرج‌ومرج‌طلب او، که دارای بسیاری از عقاید اینشتین بود، سرگرم جنگ با فاشیست‌ها در جنگ داخلی اسپانیا بود. اینشتین ابتدا با تولید بمب اتم موافق بود، هدف وی اطمینان یافتن از این نکته بود که هیتلر زودتر به سلاح اتمی دست نیابد. او با ارسال نامه خطاب به رئیس‌جمهور روزولت (به تاریخ ۲ اوت، ۱۹۳۹، پیش از آغاز جنگ جهانی دوم، که احتملا توسط لئو زیلارد نوشته شده بود دولت آمریکا را تشویق به آغاز برنامه‌ای برای تولید سلاح هسته‌ای کرد. روزولت با ایجاد کمیته‌ای برای بررسی استفاده از اورانیوم به عنوان سلاح به این نامه پاسخ گفت، و چند سال بعد پروژه منهتن جایگزین این کمیته شد. اما پس از جنگ، اینشتین برای خلع سلاح هسته‌ای و تشکیل یک دولت جهانی مبارزه کرد: من نمی‌دانم چگونه جنگ سوم جهانی به وقوع خواهد پیوست، اما می‌دانم که مردم در جنگ جهانی چهارم با چوب و سنگ به جنگ هم می‌روند.[۳۴] اسکناس شکل جدید اسرائیل در سال ۱۹۶۸ با تصویر اینشتین صهیونیسم آینشتاین حامی سرشناسی هم برای صهیونیسم کارگری و هم برای تلاشهای پیش برنده همکاری یهودی-عربی بود.[۳۵] او در زمان قیومیت بریتانیا بر فلسطین از ایجاد وطن ملی یهودی حمایت می‌کرد ولی در ابتدا مخالف ایده یک دولت یهودی دارای مرز، یک ارتش و درجه‌ای از قدرت دنیوی بود.[۳۶] آلبرت آینشتاین و همسر اش الزا در این عکس به همراه رهبران صهیونیست، حییم وایزمن، رییس جمهور آینده اسرائیل، همسر اش دکتر وره وایزمن، مناحیم اوسیسکین، و بن-زایان موسینسن به هنگام ورود به نیویورک در ۱۹۲۱ دیده می‌شوند. اینشتین در سال ۱۹۳۹ کتابی نیز به نام «درباره صهیونیسم»(about zionism) نوشت.[۳۷] او پس از سفر به آمریکا به سخنرانی‌هایش به نفع صهیونیسم ادامه داد.[۳۸] اینشتین در یک سخنرانی در هتل کومودور نیویورک، به مردم گفت «آگاهی من از ماهیت اصلی یهودیت با عقیده یک کشور یهودی دارای مرز، ارتش، و درجه‌ای از قدرت دنیوی هر چقدر هم که متعادل باشد، مخالف است. من نگران آسیب داخلی هستم که یهودیت متحمل آن خواهد شد».[۳۹] او همچنین یک نامه سرگشاده منتشر شده در نیویورک تایمز [۴۰] را نیز امضا کرد این نامه مناخیم بگین و حزب ملی‌گرای هروت را خصوصا برای برخورد نامناسب با بومیان عرب در جریان دیر یاسین توسط ارگون پیشینیان هروت محکوم کرد. علی‌رغم این نگرانی‌ها، او در تأسیس دانشگاه عبری در اورشلیم، فعالیت بسیاری کرد و در سال (۱۹۳۰) کتابی با عنوان «در مورد صهیونیسم: مجموعه مقالات و سخنرانی‌های استاد آلبرت اینشتین»، منتشر کرد و مقالات خود را وقف آن دانشگاه کرد. در سال ۱۹۵۲ و پس از درگذشت حییم وایزمن، عزرائیل کارلیباخ، روزنامه‌نگار پرنفوذ اسرائیلی در نامه‌ای به آلبرت اینشتین پیشنهاد داد که مقام رئیس‌جمهوری اسرائیل را بپذیرد، اما اینشتین این پیشنهاد را نپذیرفت و گفت که فاقد توانایی لازم برای این کار است؛ و به بهانه اشتغالات علمی از پذیرش این مسئولیت سر باز زد. آلبرت اینشتین از ۱۹ اوت، ۱۹۴۶، با اعلام تشکیل بنیاد آموزش عالی آلبرت اینشتین ارتباط نزدیکی با طرح‌هایی داشت که مطبوعات از آن تحت عنوان «یک دانشگاه همگانی یهودی» نام می‌برد، اما وی در ۲۲ ژوئن، ۱۹۴۷، از حمایت از این بنیاد دست برداشت و با استفاده از نامش در این بنیاد مخالفت کرد. این دانشگاه در سال ۱۹۴۸ با نام دانشگاه برندیس افتتاح شد. اینشتین، به همراه آلبرت شوایتزر و برتراند راسل، علیه آزمایش هسته‌ای و بمب اتم مبارزه کردند. اینشتین به عنوان آخرین اقدام عمومی خود، تنها چند روز پیش از مرگ، بیانیه راسل-اینشتین را امضا کرد، که این اقدام وی منجر به برگزاری کنفرانس پوگواش در مورد علوم و امور جهان شد. تابعیت اینشتین در آلمان به دنیا آمد. وی در ۱۷ سالگی، در ۲۸ ژانویه ۱۸۹۶ با تأیید پدرش خواستار خروج از تابعیت آلمانی خود شد و تا پنج سال یک بی‌تابعیت بود. در ۲۱ فوریه ۱۹۰۱ تابعیت سوئیس را به دست آورد و تا پایان عمر یک شهروند سوئیس بود. اینشتین در ۱۹۱۴ یعنی زمانی که وارد خدمات اجتماعی پروس شد به تابعیت پروس درآمد، اما به دلیل موقعیت سیاسی و آزار و اذیت یهودیان در آلمان نازی، او خدمات اجتماعی را در مارس ۱۹۳۳ رها کرد و در نتیجه تابعیت پروس (آلمان) را نیز از دست داد. در ۱ اکتبر ۱۹۴۰ اینشتین تابعیت ایالات متحده آمریکا را به دست آورد. او تا زمان مرگ ۱۸ آوریل ۱۹۵۵ هم تبعه ایالات متحده آمریکا و هم تبعه سوئیس بود.[۴۱] اینشتین در دنیای تفریحات آلبرت اینشتین تبدیل به موضوع تعدادی رمان، فیلم و نمایش‌نامه، از جمله رمان رمان‌نویس فرانسوی ژان‌کلود کاریر در سال ۲۰۰۵، با نام einstein s'il vous plait (به معنی لطفا آقای اینشتین)، فیلم بی‌اهمیتی ساخته نیکولاس روگ، فیلم آی‌کیو ساخته فرد شپیسی (در این فیلم والتر متهو نقش اینشتین را ایفا می‌کرد)، رمان «رویاهای اینشتین» نوشته آلن لایتمن، و نمایشنامه طنز «پیکاسو در چابکی خرگوش نوشته استیو مارتین شد. اینشتین همچنین موضوع اپرای بی‌همتای اینشتین در ساحل اثر فیلیپ گلس بود. شخصیت طنز اینشتین موضوع نمایش‌نامه تک‌بازیگر اد متزگر با نام آلبرت اینشتین: قلندر اهل عمل نیز بود. اغلب در داستان‌ها از وی به عنوان الگویی برای ترسیم دانشمندان دیوانه و اساتید حواس‌پرت استفاده می‌شود، چرا که شخصیت وی و مدل موهایش نمایانگر بی‌قاعدگی، یا حتی دیوانگی است و اغلب مورد تقلید یا اغراق قرار می‌گیرد. فردریک گلدن نویسنده تایم از اینشتین به عنوان تحقق رویای یک کارکاتوریست یاد کرده‌است.[۴۲] در جشن تولد ۷۲ سالگی اینشتین در سال ۱۹۵۱، آرتور ساسه عکاس یو پی آی تلاش می‌کرد تا وی را متقاعد کند که در برابر دوربین لبخند بزند. اینشتین که این کار را آن روز بارها برای عکاس انجام داده بود، در عوض زبان خود را از دهان خارج کرد.[۴۳] این تصویر به خاطر به تصویر کشیدن تعارض در رفتار یک دانشمند نابغه و سبک سری وی تبدیل به نمادی در فرهنگ عامه شده‌است. یاهو سیریس، یک فیلم‌ساز استرالیایی، این تصویر را به عنوان الهام بین‌المللی برای فیلم بین‌المللی و نابهنگام اینشتین جوان استفاده کرد. این تصویر همچنین در انگلیس به عنوان بخشی از آموزش خوانش پریشی به کار می‌رود، که طی آن مجموعه‌ای از پوسترهای دانشمندان، متفکران و هنرمندان بزرگ به تصویر کشیده شده و ادعا می‌شود (این امر در پوسترها مشخص نشده) که همه آنان مبتلا به خوانش‌پریشی هستند. اظهارات و بحث‌ها بر اساس برخی اظهارات اینشتین یک دانش‌آموز ضعیف بوده و در آموزش با سختی مواجه بوده‌است، یا اینکه دارای نوعی وهم‌گرایی (همچون درخودماندگی، یا نشانگان آسپرگر)، خوانش پریشی، و یا نارسایی بیش‌فعالی فاقد توجه است. بر اساس زندگی‌نامه اینشتین به قلم پیس، این اظهارات بی‌اساس هستند. برخی محققان نیز گهگاه خلاف آن را ادعا کرده‌اند، [۴۴] اما اکثر مورخان و پزشکان اعتقاد چندانی به تشخیص طبی در گذشته خصوصا در مورد شرایط حاد و بحرانی همچون نارسایی بیش‌فعالی فاقد توجه نداشته‌اند. بررسی مغز آلبرت اینشتین پس از مرگ وی هیچگونه شواهد خاصی در مورد بیماری خاصی به دست نداده‌است. اینشتین در سال ۱۸۹۶ دیپلم خود را گرفت. ۶ بهترین نمره ممکن بود. شایعه رایج در مورد رد شدن اینشتین در درس ریاضی صحت ندارد. بر خلاف آن، اینشتین همواره استعداد عجیبی در علوم ریاضی داشت؛ وقتی او دیپلم خود را به دست آورد، او بهترین نمره (۶ از ۶) را در درس‌های جبر، هندسه و فیزیک به دست آورد.[۴۵] نظام نمره‌دهی در سوئیس، که در آن "۶" بالاترین نمره‌است، ممکن است با نظام نمره‌دهی در آلمان که در آن نمره "۱" بالاترین نمره‌است به اشتباه گرفته شده باشد. با این وجود، آلبرت اینشتین تا ۱۵ سالگی نمرات پایینی در دروس تاریخ، زبان و جغرافیا می‌گرفت.[۴۶] در مورد خصیصه کودکی اینشتین در مورد زبان‌آموزی با تاخیر (که خود به عنوان دلیلی در برابر ادعاهای مبنی بر نارسایی آسپرجر به کار می‌رود: شرح بالینی آسپرجر شامل زبان‌آموزی توام با تاخیر نیست)، شمار معدودی گفته‌اند که اینشتین دارای لالی انتخابی بوده‌است و ممکن است تا زمانی که نتوانسته به صورت کامل جملات را ادا کند از تکلم امتناع کرده باشد. گرچه این مفهوم با طرح یک کمالگرای حساس (زمانی که اینشتین شروع به صحبت کرد، قبل از اینکه عبارت را یکجا بگوید ابتدا آن را تکرار کرده و بعد آن را ادا می‌کرد)، همخوانی دارد این امر تا جایی ادامه می‌یابد که لالی انتخابی – به نحوی که امروزه شناخته می‌شود – دیگر به عنوان یک سکوت اختیاری در نظر گرفته نمی‌شود. این اصطلاح به تازگی به افرادی اطلاق می‌شود که در شرایط اجتماعی خاصی قادر به صحبت نیستند.[۴۷] این امر در مورد اینشتین، که تا زمانی که شروع به صحبت کرد اصلاً نمی‌توانست سخن بگوید فاقد کارایی است. به گفته دکتر استیو پینکر متخصص اعصاب، کالبدشکافی مغز اینشتین نشان می‌دهد احتمال اینکه او، در کودکی،به یک نوع ناشناس‌تر از تاخیر در تکلم که ناشی از رشد غیرعادی و سریع پیش از تولد در ناحیه هایی از مغز که مسئول منطق تحلیلی و فضایی است، مبتلا شده باشد زیاد است. در واقع رشد سریع این نواحی از مغز منجر شده‌است مجال کمتری به دیگر کارکردهای مغز که مسئول تکلم هستند اختصاص داده شود.[۴۸] پینکر و دیگران از این فرض برای شرح رشد ناهماهنگ دیگر افراد نابغه که دیر زبان به سخن گشوده‌اند همچون جولیا رابینسون ریاضیدان، آرتور روبین اشتاین و کلارا شومن پیانیست، و ریچارد فاینمن و ادوارد تلر فیزیکدان استفاده کردند، گفته می‌شود این افراد نیز در کودکی بخشی از ویژگی‌های خاص اینشتین، همچون کج‌خلقی زیاد، فردگرایی خشن و نیز علایق شدیدا گزینشی را داشته‌اند. توماس ساول رونامه‌نگار و اقتصاددان از دید یک غیرآسیب‌شناس با ساخت واژه‌ای در ارتباط با نارسایی – «نارسایی اینشتین» – این مجموعه مشخصات که در درصد محدودی (گرچه میزان محدودیت قابل بحث است) از کودکانی که گرچه دیر زبان به سخن گشوده‌اند اما از نظر تحلیلی تبدیل به افرادی پیشرفته و (علی‌رغم) دخالت‌های گسترده پزشکی از نظر اجتماعی سرشناس دیده‌می‌شود [۴۹] حقوق معنوی اینشتین دارایی‌ها، و نیز استفاده از تصویر خود را به دانشگاه عبری بیت‌المقدس وقف کرده‌است.[۵۰] اینشتین در طول حیات خود از دانشگاه حمایت بسیاری کرده و این حمایت از طریق حق امتیازاتی که از طریق امتیازدهی به فعالیت‌ها دریافت می‌شود ادامه دارد. آژانس روجر ریچمن به عنوان کارگزار دانشگاه عبری بیت‌المقدس صادرکننده پروانه استفاده تجاری از نام آلبرت اینشتین و تصاویر مربوط به وی و دیگر تصاویر شبیه به آن است. این آژانس به عنوان دارنده اصلی پروانه می‌تواند استفاده تجاری از نام اینشتین را که از معیارهای خاصی متابعت نمی‌کند کنترل کند(مثلاً زمانی که نام اینشتین به عنوان یک نشان تجاری به کارمی‌رود باید به همراه آن، نشان ™ به کار رود).[۵۱] از ماه می، ۲۰۰۵، کوربیس آژانس روجر ریچمن را در اختیار گرفت. افتخارات آلبرت اینشتین شماری از افتخارات خود را پس از مرگ به دست آورده‌است. به عنوان مثال: در سال ۱۹۹۹، تایم اینشتین را مرد قرن نامید.[۵۲] همچنین در سال ۱۹۹۹، نظرسنجی گالوپ اینشتین را چهارمین مرد محبوب جهان در قرن بیستم معرفی کرد محبوبترین. یونسکو به مناسبت صدمین سال مقالات نسبیت خاص، اثر فوتوالکتریک و اثر براوانی سال ۲۰۰۵ را سال جهانی فیزیک نامید. آکادمی ملی علوم تندیس برنز یادبود آلبرت اینشتین را در محوطه مقر این آکادمی، در واشنگتن نصب کرده‌است. از جمله همنام‌های اینشتین می‌توان به این موارد اشاره کرد: واحدی که در نورشیمی مورد استفاده قرار می‌گیرد، اینشتین. عنصر شیمیایی ۹۹، اینشتینیوم. استروئید ۲۰۰۱ اینشتین. جایزه آلبرت اینشتین. جایزه صلح آلبرت اینشتین. دانشکده پزشکی آلبرت اینشتین دانشگاه یشیوا که در سال ۱۹۵۵ افتتاح شده‌است.[۵۳] مرکز پزشکی آلبرت اینشتین در فیلادلفیا، پنسیلوانیا [۵۴] آثار اینشتین نوشتار اصلی: آثار آلبرت اینشتین‎ اینشتین در طول حیات خود بیش از پنجاه مقاله علمی منتشر کرد. او همچنین آثار غیرعلمی متعددی نیز منتشر کرده‌است، که از آن جمله می‌توان به «درباره صهیونیسم» (۱۹۳۰)، «چرا جنگ؟» (۱۹۳۳، به همراه زیگموند فروید)، «جهانی که من می‌بینم» (۱۹۳۴)، و «پس از سال‌های پایانی من» (۱۹۵۰) اشاره کرد. آثار ترجمه شده به فارسی مقالات علمی اینشتین؛ محمود مصاحب، انتشارات پیروز/انتشارات فرانکلین نسبیت نظریه خصوصی و عمومی؛ غلامرضا عسجدی، موسسه انتشارات امیرکبیر فیزیک و واقعیت؛ محمدرضا خواجه‌پور، شرکت سهامی انتشارات خوارزمی نسبیت و مفهوم نسبیت؛ محمدرضا خواجه‌پور، شرکت سهامی انتشارات خوارزمی تکامل فیزیک؛ به همراه لئوپولد اینفلد، احمد آرام، شرکت سهامی انتشارات خوارزمی حاصل عمر؛ ناصر موفقیان، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی اینشتین ۱۹۰۵: مجموعهٔ مقاله‌های سال ۱۹۰۵؛ آلبرت اینشتین، ترجمهٔ احمد شریعتی، تهران: دانشگاه الزهراء، ۱۳۸۳ isbn 964-6366-59-7 درباره اینشتین به فارسی رنج‌های آلبرت اینشتین؛ آنتونیا والنتین، ترجمه هوشنگ گرمان، انتشارات توکا اینشتین؛ ژوزف شوارتز و مایکل مک گینس، ترجمه آرام قریب، موسسه نشر و پژوهش شیرازه اینشتین در ۹۰ دقیقه؛ جان و مری گریبین، ترجمه مسعود سلطانی، انتشارات ذکر زندگی نامهٔ آلبرت اینشتین 'و تاریخ سیاسی و اجتماعی دوران او'؛ فیلیپ فرانک، ترجمه حسن صفاری، انتشارات امیرکبیر یادبودها همچنین ببینید: کالج پزشکی آلبرت اینشتین تمبر یادبود آلبرت اینشتین - انتشار در سال ۱۹۷۹ - چین تمبر یادبود آلبرت اینشتین - انتشار در سال ۱۹۷۹ - موناکو تمبر یادبود آلبرت اینشتین - انتشار در سال ۲۰۰۱ - بوسنی هرزگوین تمبر یادبود آلبرت اینشتین - انتشار در سال ۲۰۰۰ - ایرلند تمبر یادبود آلبرت اینشتین - انتشار در سال ۱۹۸۱ - سوئد تمبر یادبود آلبرت اینشتین - انتشار در سال ۲۰۰۰ - کنگو تمبر یادبود آلبرت اینشتین - انتشار در سال ۱۹۹۷ - ترکیه تمبر یادبود آلبرت اینشتین - انتشار در سال ۱۹۷۹ - هندوستان تمبر یادبود آلبرت اینشتین - انتشار در سال ۱۹۹۹ - ماداگاسکار تمبر یادبود آلبرت اینشتین - انتشار در سال ۱۹۷۹ - ویتنام تمبر یادبود آلبرت اینشتین - انتشار در سال ۱۹۷۱ - آرژانتین تمبر یادبود آلبرت اینشتین - انتشار در سال ۱۹۷۹ - مکزیک تمبر یادبود آلبرت اینشتین - انتشار در سال ۱۹۸۹ - آلبانی تمبر یادبود آلبرت اینشتین - انتشار در سال ۲۰۰۰ - گامبیا پیوند به بیرون انشتین: در زندگی بعدی لوله‌کش خواهم شد انیمیشن سخنان آلبرت انيشتن در تشريح نظريه هم ارزي جرم و انرژي با استفاده از عکس اتاق کارش و تصویر و صدای ضبط شده او پا نویس ↑ calaprice, alice (2000). the expanded quotable einstein. princeton: princeton university press, p. 216. letter to m. berkowitz, 25 october 1950; einstein archive 59-215. ↑ bbc news | sci/tech | einstein the greatest ↑ einstein tops physicist pop chart - cern courier ↑ dudley herschbach, «einstein as a student,» department of chemistry and chemical biology, harvard university, cambridge, ma, usa, page 3, web: harvardchem-einstein-pdf: about max talmud visited on thursdays for 6 years. ↑ highfield. ↑ ibid. ↑ {{subst:#if:|, ‎}}. “einstein's wife {{subst:|()}}”. {{subst:#if:|, ‎}}. {{جا:#if:october 8|retrieved on october 8.}} , ‎۲۰۰۶.}} ↑ مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «lieserl einstein»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۷ سپتامبر ۲۰۱۲). ↑ مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «hans albert einstein»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۷ سپتامبر ۲۰۱۲). ↑ مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «eduard einstein»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۷ سپتامبر ۲۰۱۲). ↑ مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «elsa einstein»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۷ سپتامبر ۲۰۱۲). ↑ (isaacson, walter. einstein: his life and universe, simon & schuster (2007 ↑ (isaacson, walter. einstein: his life and universe, simon & schuster (2007 ↑ evans-pritchard, ambrose (29 august 2010). "obama could kill fossil fuels overnight with a nuclear dash for thorium". the daily telegraph (london). http://www.telegraph.co.uk/finance/comment/7970619/obama-could-kill-fossil-fuels-overnight-with-a-nuclear-dash-for-thorium.html. ↑ diehl, sarah j.; moltz, james clay. nuclear weapons and nonproliferation: a reference handbook, abc-clio (2008) p. 218 ↑ einstein: the life and times by ronald clark. page 752 ↑ در واقع دیوید هیلبرت در مقاله‌ای که متعلق به پنج روز قبل از سخنرانی اینشتن بود هم ارزی میدانی را منتشر کرده بود. اما به گفته تورنی (صص ۱۱۸-۱۱۷): هیلبرت مشتق اصلی را پس از ‹‹ بررسی کردن مطالبی›› که هنگام بازدید اینشتن از گوتینگن ‹‹یاد گرفته بود››، کشف کرده بود. تورنی در ادامه چنین می‌گوید: ‹‹ به طور کاملاً طبیعی و مطابق نگرش هیلبرت، قانون به دست آمده را به جای آنکه از روی هیلبرت نام گذاری کنند، به سرعت ‹‹ اصل هم ارزی میدانی اینشتین›› نامیدند. در واقع اگر اینشتن نبود، شاید تا چندین دهه بعد نیز قوانین نسبیت عام گرانش کشف نمی‌شد. برای کسب جزئیات بیشتر به مباحث اولویت نسبیت مراجعه شود. ↑ crelinsten, einstein's jury, pp. ۹۴–۹۸. ↑ crelinsten, pp ۱۰۳–۱۰۸. ↑ crelinsten, pp. ۱۱۴–۱۱۹, ۱۲۶–۱۴۰. ↑ {{subst:#if:|, ‎}}. “albert einstein (۱۸۷۹ - ۱۹۵۵) and the «greatest scientific discovery ever» by j. schmidhuber: {{subst:#if:|()}} {{subst:#if:|()}}”. {{subst:#if:|, ‎}}. {{subst:#if:october 4|retrieved on october 4.}} {{subst:#if:|retrieved on , ‎۲۰۰۶.}} ↑ see esp. albert einstein, «my reply. on the anti-relativity theoretical co. , ltd. [august ۲۷, ۱۹۲۰,» in klaus hentschel, ed. physics and national socialism: an anthology of primary sources (basel: birkhaeuser, 1996), pp.۱-۵. ↑ jeffrey crelinsten, einstein's jury: the race to test relativity (princeton university press, 2006), esp. chpts. ۶, ۹, ۱۰ and ۱۱ ↑ a. einstein, b. podolsky, and n. rosen, phys. rev. ۴۷, ۷۷۷ (۱۹۳۵) ↑ m. born (editor), the born- einstein-letters, p. ۲۲۱ (macmillan, london (۱۹۷۱)). ↑ m. born (editor), the born-einstein-letters, p. ۲۲۱ (macmillan, london (۱۹۷۱)). ↑ a. einstein, b. podolsky, n. rosen, phys. rev. ۴۷ ۷۷۷ (۱۹۳۵) ↑ p.a. schilpp, ed. albert einstein, philosopher-scientist, tudor, n.y. (۱۹۴۹). ↑ the economist - miraculous visions - ۱۰۰ years of einstein ↑ ویلیام هرمان، «اینشتین و شاعر»، ناشر:سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، تهران ↑ ۳۱٫۰ ۳۱٫۱ «اینشتین: موزه تاریخ طبیعی آمریکا». بازبینی‌شده در ۲۱ نوامبر ۲۰۰۵. ↑ اینشتین، آلبرت. تاریخ دسترسی=۱۶/۰۱/۲۰۰۶ «چرا سوسیالیسم؟». monthly review، می ۱۹۴۹. ↑ «اداره مرکزی تحقیقات – قانون اختفای اطلاعات». بازبینی‌شده در ۲۱ نوامبر ۲۰۰۵. ↑ کالاپرایس صفحه ۱۷۳. نقل قول‌های دیگری نیز از این عبارت شده‌است. ↑ stachel, john (2001-12-10). einstein from 'b' to 'z'. birkhäuser boston. pp. 70. isbn 0-8176-4143-2. ↑ rowe, david e. ; schulmann, robert (2007-04-16). einstein on politics: his private thoughts and public stands on nationalism, zionism, war, peace, and the bomb. princeton university press. isbn 978-0-691-12094-2. p.23 ↑ albert einsteinوبگاه برندگان جایزه نوبل ↑ albert einsteinوبگاه مجله تایم ↑ algemeiner.com - «the death of modern zionism?», by simon jacobson ↑ ۱۹۴۸ ↑ «einstein's nationalities at einstein-website.de». بازبینی‌شده در ۴ اکتبر ۲۰۰۶. ↑ http://www.time.com/time/time100/poc/magazine/albert_einstein5a.html تایم ۱۰۰: فرد برگزیده قرن – آلبرت اینشتین] ] ↑ «کتابخانه کج ذهنی». بازبینی‌شده در ۲۱ نوامبر ۲۰۰۵. ↑ رجوع شود به، مثلاً http://news.bbc.co.uk/1/hi/health/2988647.stm]] اینشتین و نیوتن مبتلا به 'وهم‌گرایی' بوده‌اند]" دسترسی در ۱۶ سپتامبر ۲۰۰۶. همچنین رجوع شود به: افرادی که گفته می‌شود مبتلا به توهم بوده‌اند ↑ بازسازی دیپلم آلبرت اینشتین در «روزنکرانز»، صفحه ۲۹. تنها نمره ردی وی در درس فرانسه بود که وی ۳ از ۶ گرفت. ↑ دایره‌المعارف بریتانیکا . ویراست پانزدهم. جلد ۱۸. «آلبرت اینشتین». صفحه ۱۵۵ ↑ جانسون، مگی. منبع دستورالعمل لالی انتخابی. اسپیچ مارک، ۲۰۰۱. isbn 3-280-86388-0. ↑ پینکر، استیون. ««سنجش مغز وی»». نیویورک تایمز، ژوئن ۱۹۹۹. بازبینی‌شده در ۱۵/۱۰/۲۰۰۶. ↑ سوول، توماس. «نارسایی اینشتین: کودکان باهوشی که دیر زبان به سخن می‌گشایند». بیسیک بوکز، ۲۰۰۱. ۱۵۰-۸۹. isbn 1-08140-465-0. ↑ «http://aip.org/history/esva/einuse.htm». بازبینی‌شده در ۲۱ نوامبر ۲۰۰۵. ↑ «نشان تجاری آلبرت اینشتین». بازبینی‌شده در ۲۱ نوامبر ۲۰۰۵. ↑ [۱] ↑ تاریخ بازدید= ۲۱ نوامبر ۲۰۰۵ «دانشکده پزشکی آلبرت اینشتین دانشگاه یشیوا». ↑ «مرکز پزشکی آلبرت اینشتین». بازبینی‌شده در ۲۱ نوامبر ۲۰۰۵.   ^  highfield ^  اینشتین در ۹۰ دقیقه ^  the institute / ipi / federal institute of intellectual property

آگاتا کریستی

آگاتا کریستی از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری، جستجو بانو آگاتا کریستی زادروز ۱۵ سپتامبر ۱۸۹۰
تورکوای، دوون  انگلستان درگذشت ۱۲ ژانویه ۱۹۷۶ والینگفورد، آکسفوردشر  انگلستان علل طبیعی ملیت انگلیسی پیشه نویسنده لقب ملکه جنایت همسر آرچیبالد کریستی مکس ای.ال. مالوون امضا وبگاه http://www.agathachristie.com صفحه در وب‌گاه imdb
بانو آگاتا کریستی، dbe (به انگلیسی: dame agatha christie, dbe)‏ (زاده ۱۵ سپتامبر ۱۸۹۰ - درگذشته ۱۲ ژانویه ۱۹۷۶) نویسنده انگلیسی داستان‌های جنایی و ادبیات کارآگاهی بود. او با نام مستعار ماری وستماکوت (به انگلیسی: mary westmacott)‏ داستان‌های عاشقانه و رومانتیک نیز نوشته‌است، ولی شهرت اصلی او بخاطر ۶۶ رمان جنایی اوست. داستان‌های آگاتا کریستی، بخصوص آن دسته که در باره ماجراهای کارآگاه هرکول پوآرو و یا خانم مارپل هستند، نه تنها لقب «ملکه جنایت» را برای او به ارمغان آوردند بلکه وی را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و تکامل داستان‌های جنایی کوشیده‌اند نیز معرفی و مطرح نمودند. آگاتا کریستی در کتاب رکوردهای گینس مقام اول در میان پرفروش‌ترین نویسندگان کتاب در تمام دوران‌ها و مقام دوم (بعد از ویلیام شکسپیر)در میان پرفروش‌ترین نویسندگان در هر زمینه‌ای را به خود اختصاص داده‌است. تخمین زده شده‌است که یک میلیارد از کتابهای او به زبان اصلی (انگلیسی) و یک میلیارد دیگر در ترجمه‌های گوناگون به ۱۰۳ زبان دنیا به فروش رسیده‌است [۱]. محبوبیت جهانی کریستی به آن درجه‌است که بطور مثال در کشوری چون فرانسه تعداد کتابهایی که از او تا سال ۲۰۰۳ به فروش رسیده بالغ بر۴۰ میلیون جلد بوده‌است. آگاتا کریستی تله موش که یکی از آثار معروف او است برای اولین بار در ۲۵ نوامبر ۱۹۵۲ در لندن (تئاتر آمباسادورها) به روی صحنه رفت و از آن تاریخ تا زمان حاضر و در طول بیش از ۵۰ سال همیشه بر روی صحنه بوده‌است و از این نظر دارای رکورد می‌باشد. این نمایشنامه تا کنون فقط در لندن بیش از ۲٬۰۰۰ بار به روی صحنه رفته‌است. در سال ۱۹۵۵ آگاتا کریستی نخستین کسی بود که جایزهٔ استاد اعظم را از مجمع معمایی‌نویسان آمریکا دریافت کرد.[۲] در همان سال نمایشنامه او به نام شاهد پرونده (به انگلیسی: witness for the prosecution)‏ به‌عنوان بهنرین نمایشنامه برندهٔ جایزه ادگار گردید. بیشتر کتابها و داستان‌های کوتاه او (و بعضی‌ها از آنها برای چندین بار) به فیلم درآمده‌اند که از آن میان می‌توان بطور مثال به فیلم‌های قتل در قطار سریع السیر شرق، مرگ در رودخانه نیل و قطار ساعت ۴:۵۰ پدینگتون اشاره نمود. بسیاری از نوشته‌های آگاتا کریستی بطور مکرر برای تهیه برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی نیز مورد استفاده قرار گرفته‌اند. محتویات ۱ زندگی ۲ آثار ۲.۱ رمان ها ۲.۲ مجموعه داستان ها ۲.۳ نمایش نامه ۲.۴ سایر آثار ۳ بازی ۴ پیوند به بیرون ۵ منابع زندگی آگاتا کریستی با نام اصلی آگاتا مری کلاریسا میلر (به انگلیسی: agatha mary clarissa miller)‏ در شهر ترکی در ناحیه دوون انگلستان به دنیا آمد. پدر او آمریکایی بود و فردریک میلر نام داشت. مادرش کلارا بومر انگلیسی و از یک خانواده اشرافی بود. آگاتا بدلیل آمریکایی بودن پدر می‌توانست تبعه ایالات متحده نیز باشد ولی هرگز از آن کشور تقاضای تابعیت ننمود. او دارای یک خواهر و یک برادر بود که هردوی آنان از وی مسن‌تر بودند. آگاتا در سال ۱۹۱۴ با یک سرهنگ نیروی هوایی بنام آرچی بالد کریستی ازدواج کرد که ازدواج موفقی نبود و زندگی مشترک آنان بعد از ۱۴ سال عاقبت در سال ۱۹۲۸ با جدا شدن از یکدیگر خاتمه یافت. دختری بنام روزالیند هیکز حاصل این ازدواج بود. آگاتا در زمان جنگ اول جهانی در بیمارستان و سپس در داروخانه کار می‌کرد، شغلی که تأثیر زیادی بر نوشته‌های او داشته‌است: بسیاری از قتل‌هایی که در کتابهای او رخ می‌دهند به‌وسیله خوراندن سم به مقتولین است که به انجام می‌رسند. اتاق آگاتا کریستی در هتل پرا پالاس استانبول. او کتاب قتل در قطار سریع‌السیر شرق را در زمان اقامتش در همین اتاق نوشت. در هشتم دسامبر ۱۹۲۶ وقتی در سانینگ دیل واقع در برک شایر زندگی می‌کرد برای مدت ده روز ناپدید گردید و روزنامه‌ها در این مورد جار و جنجال فراوانی بپا کردند. اتومبیل او در یک گودال گچ پیدا شد و خود او را نیز نهایتا در هتلی واقع در هروگیت یافتند. آگاتا اتاق هتل را با نام خانمی که اخیرا شوهرش اعتراف کرده بود با وی رابطه عاشقانه دارد کرایه کرده بود و در توضیح این ماجرا، ادعا کرده بود که در اثر ضربه روحی ناشی از مرگ مادر و خیانت شوهر دچار فراموشی گردیده بوده‌است. در مورد اینکه آیا کل این ماجرا یک کار تبلیغاتی بوده‌است یا خیر، کماکان نظرات ضد و نقیض اند. در آن زمان دید کلی مردم نسبت به ناپدید شدن آگاتا دیدی منفی بود و عده بسیاری بر این باور بودند که آن ترفند تبلیغاتی مبالغ قابل توجهی هزینه روی دست مالیات دهندگان کشور گذاشته‌است. در سال ۱۹۷۹ این ماجرای ناپدید شدن موضوع فیلمی شد بنام آگاتا که در آن وانسا ردگریو در نقش آگاتا کریستی ظاهر می‌شود. آگاتا در سال ۱۹۳۰ با یک باستان‌شناس بنام سر ماکس مالووان که ۱۴ سال از او جوان‌تر بود ازدواج کرد و با او به سفرهای فراوانی رفت. جای پای این سفرها و شهرها و کشورهایی که او از آنها دیدن می‌کرد را می‌توان در بیشتر داستان‌هایش که وقایع آنها در کشورهای شرقی (خاور میانه) رخ می‌دهند، مشاهده نمود. ازدواج او با مالووان در ابتدا ازدواجی موفق و شاد بود. این ازدواج توانست با وجود ماجراجویی‌های عشقی خارج از ازدواج مالووان برای مدتی نسبتاً طولانی دوام بیآورد. آگاتا کریستی رمان قتل در قطار سریع السیر شرق را در سال ۱۹۳۴ وقتی در هتل پرا پالاس استانبول سکونت داشت نوشت. استانبول آخرین ایستگاه شرقی قطار سریع السیر اورینت بود که در آن زمان بین غرب و شرق اروپا در تردد بود. اتاقی که آگاتا کریستی در آن می‌زیست توسط مقامات هتل پرا پالاس به‌عنوان یادبود این نویسنده نامدار در همان حال و هوای زمان اقامت کریستی حفظ و نگهداری شده‌است. آگاتا کریستی در ۱۲ ژانویه ۱۹۷۶ در سن ۸۵ سالگی و بطور طبیعی درگذشت. او تنها یک فرزند به نام روزالیند هیکز داشت که او نیز در سن ۸۵ سالگی و بتاریخ ۲۸ اکتبر ۲۰۰۴ درگذشت. در حال حاضر تمام حقوق مربوط به نشر و فروش کتابهای کریستی در اختیار و مالکیت نوهٔ او ماتیو پریچارد است. آثار رمان ها اولین پرونده‌های پوارو (poirot's early cases) ((نشر هرم)) ((ترجمهُ محمد رضا عمادی)) قتل در خانه کشیش، ترجمه مجتبی عبدالله نژاد، تهران، هرمس، ۱۳۸۸ قتل در خانه کشیش، ترجمه فرزانه طاهری، تهران، طرح نو، ۱۳۷۲ ده بچه زنگی، ترجمه خسرو سمیعی، تهران، هرمس، ۱۳۸۶ نوشابه با سیانور، ترجمه مجتبی عبدالله نژاد، تهران، هرمس، ۱۳۸۸ دست پنهان، ترجمه مجتبی عبدالله نژاد، تهران، هرمس، ۱۳۸۸ الاهه انتقام، ترجمه مجتبی عبدالله نژاد، تهران، هرمس، ۱۳۸۹ چرا از ایوان نخواستند، ترجمه مجتبی عبدالله نژاد، تهران، هرمس، ۱۳۸۹ چشم بندی، ترجمه مجتبی عبدالله نژاد، تهران، هرمس، ۱۳۸۹ سال عنوان فارسی عنوان انگلیسی مترجم ناشر فارسی و سال انتشار ۱۹۲۰ ماجرای اسرارآمیز در استایلز the mysterious affair at styles ۱۹۲۲ دشمن مخفی the secret adversary ۱۹۲۴ مردی با لباس قهوه‌ای the man in the brown suit محمدعلی ایزدی انتشارات کارآگاه ۱۳۸۵ ۱۹۲۶ مرگ راجر آکروید the murder of roger ackroyd ۱۹۲۷ چهار قدرت بزرگ the big four ۱۹۲۸ راز قطار آبی the mystery of the blue train مجتبی عبدالله نژاد تهران، هرمس، ۱۳۸۸ ۱۹۳۱ راز سیتافورد the sittaford mystery مجتبی عبدالله نژاد تهران، هرمس، ۱۳۸۸ ۱۹۳۴ قتل در قطار سریع‌السیر شرق murder on the orient express ۱۹۳۵ تراژدی در سه پرده three act tragedy تهران، هرمس، ۱۳۸۵ ۱۹۳۵ مرگ در میان ابرها death in the clouds محمد علی ایزدی تهران، هرمس، ۱۳۸۷ ۱۹۳۶ قتل‌های الفبایی the a.b.c. murders محمد علی ایزدی تهران، هرمس، ۱۳۸۷ ۱۹۳۶ قتل در بین‌النهرین murder in mesopotamia ۱۹۳۷ مرگ روی نیل death on the nile ۱۹۳۹ قتل آسان است murder is easy مجتبی عبدالله نژاد تهران، هرمس، ۱۳۸۹ ۱۹۴۱ شرارتی زیر آفتاب evil under the sun مجتبی عبدالله نژاد تهران، هرمس، ۱۳۸۸ ۱۹۴۱ ان یا ام n or m? ۱۹۴۲ جسدی در کتابخانه the body in the library مجتبی عبدالله نژاد تهران، هرمس، ۱۳۸۸ ۱۹۴۲ پنج خوک کوچک five little pigs ۱۹۴۴ به طرف صفر towards zero مجتبی عبدالله نژاد تهران، هرمس، ۱۳۸۸ ۱۹۵۰ اعلام یک قتل a murder is announced محمد علی ایزدی تهران، هرمس، ۱۳۸۸ ۱۹۵۲ مرگ خانم مگینتی mrs mcginty's dead مجتبی عبدالله نژاد تهران، هرمس، ۱۳۸۹ ۱۹۵۳ پس از تشعیع جنازه after the funeral ۱۹۵۳ جیب پر از چاودار a pocket full of rye مجتبی عبدالله نژاد تهران، هرمس، ۱۳۸۸ ۱۹۵۷ قطار ساعت 4:50 از پدینگتون 4.50from paddington محمد علی ایزدی تهران، هرمس، ۱۳۸۸ ۱۹۵۸ مصیبت بی گناهی ordeal by innocence مجتبی عبدالله نژاد تهران، هرمس، ۱۳۸۸ ۱۹۵۹ گربه‌ای میان کبوتران cat among the pigeons فرزام حبیبی اصفهانی نشر هرم ۱۹۶۵ در هتل برترام at bertram's hotel ۱۹۶۶ دختر سوم third girl مهتاب بخارایی تهران، هرمس، ۱۳۸۶ ۱۹۶۷ شب بی پایان endless night مجتبی عبدالله نژاد تهران، هرمس، ۱۳۸۷ ۱۹۷۱ نمسیس nemesis ۱۹۷۲ فیل‌ها به یاد می‌آورند elephants can remember ۱۹۷۵ پرده* curtain ۱۹۷۶ جنایت خفته sleeping murder گلرخ سعیدنیا تهران، هرمس، ۱۳۸۷ آخرین اثری که هرکول پوارو در آن نقش دارد مجموعه داستان ها سال عنوان فارسی عنوان انگلیسی ۱۹۶۱ گناه مضاعف double sin and other stories ۱۹۷۴ اولین پرونده‌های پوآرو poirot's early cases نمایش نامه سال عنوان فارسی عنوان انگلیسی مترجم ناشر فارسی و سال انتشار ۱۹۴۳ و سپس هیچکس نبود and then there were none فرزام حبیبی اصفهانی نشر هرم ۱۹۵۲ تله موش the mousetrap مریم ذکریا تهران، هرمس، ۱۳۸۷ سایر آثار سال عنوان فارسی عنوان انگلیسی مرگ، نقطهٔ پایان عروسکی در دودکش بخاری تعطیلات برای قتل مصیبت بی گناهی قتل در آشیانه کلاغ بازی از روی آثار او بازی‌های رایانه‌ای هم ساخته شده‌اند: و سرانجام هیچکس باقی نماند قتل در قطار سریع‌السیر شرق شیطان زیر آفتاب قتل های ای بی سی پیوند به بیرون وب‌گاه رسمی آگاتا کریستی چند نقل قول از آگاتا کریستی صدای آگاتا کریستی منابع ویکی‌پدیای انگلیسی ↑ وب‌گاه رسمی آگاتا کریستی ↑ زندگینامه آگاتا کریستی در انتشارات کاروان در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ آگاتا کریستی موجود است. داده‌های کتابخانه‌ای وورلدکَت برگه‌دان مجازی: 71388952 کتابخانه کنگره: n79038407 رده‌ها: آگاتا کریستیاهالی تورکیبرندگان جایزه ادگارجنایی‌نویساندرگذشتگان ۱۹۷۶ (میلادی)رکوردهای جهانی گینسزادگان ۱۸۹۰ (میلادی)زنان اهل انگلستاننمایش‌نامه‌نویسان اهل انگلستاننویسندگان اهل انگلستاننویسندگان داستان کوتاه اهل انگلستاننویسندگان داستان‌های جنائی اهل انگلیسنویسندگان زن اهل انگلستان

اسکندر

اسکندر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از اسکندر مقدونی)
پرش به: ناوبری، جستجو
اسکندر
meister der alexanderschlacht 002.jpg
اسکندر در حال جنگ با داریوش سوم
دوران ۳۳۶–۳۲۳ پیش از میلاد
نام کامل اسکندر سوم مقدونی
یونانی μέγας ἀλέξανδροςiv[›] (مگاس الکسانروس، اسکندر کبیر)
ἀλέξανδρος ὁ μέγας (الکسانروس هو مگاس)
لقب(ها) فرعون مصر و فرمانروای آسیا
زادروز ۲۰ یا ۲۱ ژوئیه ۳۵۶ پیش از میلاد
زادگاه پلا، مقدونیه
مرگ ۱۰ یا ۱۱ ژوئن ۳۲۳ پیش از میلاد (۳۲ سال)
محل مرگ بابل
پیش از اسکندر چهارم مقدونی
فیلیپ سوم مقدونی
پس از فیلیپ دوم مقدونی
همسران روشنک از ایران
استاتیرا از ایران
دودمان آرگیاد
پدر فیلیپ دوم مقدونی
مادر المپیاس از اپیروس
فرزندان اسکندر چهارم مقدونیه

اسکندرِ سومِ مقدونیه (۳۵۶-۳۲۳ پیش از میلاد؛ به یونانی: μέγας ἀλέξανδρος، مگاس الکاندروس) معروف به اسکندر کبیر و در ایران باستان معروف به اسکندر گجستک (ملعون)[۱][۲][۳]، پادشاه مقدونیه (باسیلیس) بود. او یکی از مشهورترین اعضای سلسله آرگیاد و یکی از امپراتوری‌های تاریخ باستان بود. اسکندر در ۳۵۶ قبل از میلاد مسیح در پلا زاده شد و توسط فیلسوف مشهور یونان، ارسطو تعیلم داده شد و جانشین پدرش فیلیپ دوم مقدونی در ۳۳۶ پیش از میلاد بعد از اینکه پدرش به قتل رسید، شد و ۱۳ سال بعد در ۳۲ سالگی جان سپرد. اگرچه سلطنت و امپراتوری اسکندر زندگی کمی داشتند، اعتبار فرهنگی آن تا سده‌ها پابرجا ماند. اسکندر در جنگ‌هایش به عنوان شکست‌ناپذیر شناخته شد و به عنوان موفق‌ترین فرمانده تمام زمان‌ها نامیده می‌شود.[۴] او یکی از مشهورترین نمادهای باستان است و با توانایی‌های جنگی‌اش، پیروزی‌هایش و پخش کردن فرهنگ یونان در غرب و شروع تمدن هلنی شناخته می‌شود.

فیلیپ با استفاده از روش‌های دیپلماسی و نظامی بیشتر شهرها و سرزمین‌های یونان را زیر تسلط مقدونیه آورده بود. بعد از مرگ فیلیپ، سلطنتی با قدرت و ارتشی باتجربه به اسکندر به ارث رسید. او با گرفتن سرلشکری یونان به موفقیت رسید و با اختیارات نظامی‌اش، نقشه‌های نظامی را برای توسعه‌هایی که توسط پدرش ناتمام مانده بود ادامه داد. او به آسیای کوچک هجوم برد و جنگ‌هایی را آغاز کرد که ده سال به طول انجامید. او به سوی سوریه، مصر، میان‌رودان، ایران و باختر لشکرکشی کرد و در جنگ‌ها پیروز شد و در همین حال او پادشاه ایران، داریوش سوم را شکست داد و بر قلمروی پادشاهی ایران غلبه کرد. او به هند تاخت و تاز کرد اما سرانجام با شورشگری سربازانش مجبور به عقب نشینی شد.

اسکندر در ۳۲۳ پیش از میلاد قبل از اینکه بتواند نقشه‌هایش را برای حمله به شبه جزیره عربستان عملی کند، در بابل درگذشت. در سالهای بعد از مرگ اسکندر، جنگ‌های داخلی امپراتوری‌اش را از بین برد که نتیجه آن تشکیل چندین حکومت بود که توسط طبقه اشراف پیش برده می‌شد.

محتویات

نام

اسم این پادشاه مقدونی اسکندر بود و مورخین عهد قدیم نیز چنین نوشته‌اند؛ و برخی نیز از وی به اسکندر المقدونی و در متون پارسی میانه alek/sandar-ī hrōmāyīg‏[۵](«اسکندر رومی») خوانده‌اند. (روم را باید بمعنی یونان یا مقدونی دانست زیرا بیزانس یا روم شرقی را در زمان ساسانیان و قرون اولیهٔ اسلامی روم می‌گفتند). ملا هادی سبزواری (قرن ۱۳ق) اسکندر را با نام ذوالقرنین قدیس یاد می‌کند.[نیازمند منبع]

از آنجا که در عهد قدیم میان مرسوم نبود که پادشاهان همنام را با اعداد ترکیبی ذکر کنند، مورخان اولیه وی را اسکندر پسر فیلیپ می‌خواندند. از جمله عادات شخصیتی اسکندر به کارگیری نام‌ها به صورت مخفف بود تا جایی که تنها کلمه rbir را در بسیاری از کتیبه‌های ملل مختلف در طی دستوری ذکر نمود. مورخین بسیاری نیز تا امروز به دنبال کشف راز این لغت بوده‌اند که در پی آن گمانه‌زنی‌هایی نیز صورت دادند اما این واژه با این حال همچنان ناشناخته‌است.[نیازمند منبع]

نَسَب

پدر اسکندر فیلیپ دوم مقدونی و مادرش اُلمپیاس دختر نه‌اوپ‌تولم پادشاه مُلُس‌ها. ملس‌ها مردمی بودند یونانی زبان که در درون اپیر نزدیک دریاچهٔ اِپئوم‌بوتی یا ژانین کنونی سکنی گزیده بودند و پادشاهان این مردم از خانوادهٔ اِآسیدها بشمار می‌رفتند و این خانواده هم نسب خود را به آشیل پهلوان افسانه‌ای یونان در جنگ تروآ می‌رسانید. بنابراین چون پادشاهان مقدونی عقیده داشتند که نژادشان به هرکول نیمایزد یونانی می‌رسد مورخین یونانی نسب اسکندر را از طرف پدر به هرکول و از طرف مادر به آشیل پهلوان داستانی میرسانند.[۶] در داستان‌های ایرانی اُلمپیاس مادر اسکندر را ناهید نامیده‌اند.

تولد و کودکی

اسکندر در ۲۰ ژوئیهٔ ۳۵۶ ق. م و در پلا به دنیا آمد. استاد او، ارسطو، فیلسوف معروف یونانی بود. اسکندر در زمان کودکی، اسبی بسیار پر قدرت و نترس به نام بوسفال را تربیت کرد که هیچ کس جرئت نداشت از آن سواری بگیرد. این اسب مشهور، اسکندر را تا هندوستان برد و در آنجا مرد.[۷]

پیش از فتح یونان

پدر اسکندر فیلیپ یا فیلیپوس که نخست شاه مُلُس‌ها بود، در جنگی که با یونان کرد پیروز گردید و پادشاه مقدونیه و تمام یونان شد. در این جنگ که در محل خرونه[۸] روی داد دو سپاه به هم رسیدند و طلیعهٔ صبح طرفین صف آرایی کردند. فیلیپ فرماندهی جناح راست را به پسرش اسکندر داد و معاونان ممتاز را خود را در کنار او جا داد. فرماندهی جناح چپ را هم خود به عهده گرفت. در این جنگ که طولانی بود تعداد زیادی از هر دو طرف کشته شدند و سرانجام پدر اسکندر در این نبرد پیروز شد. بعدها هنگامی که فیلیپ وارد نمایشگاهی جهت تماشای صورت دوازده ایزدبانو می‌شد و تمام انظار متوجه بود شخصی به نام پوزانیاس[۹] قمه‌ای به تن او فرو کرد و پادشاه افتاد و درگذشت. پس از مرگ فیلیپ اسکندر بر تخت سلطنت نشست.

جوانی اسکندر

alexanderthegreat bust.jpg

فیلیپ دوم توجهی مخصوص به تربیت اسکندر داشت و با این مقصود فردی را با نام لئونیداس که از نزدیکان اُلمپیاس بود مسئول تربیت اسکندر کرد. فیلیپ در انتخاب پزشک و دایه اسکندر نیز تلاش کرد تا همه از خانواده‌های ممتاز و اشراف باشند، پس از رسیدن اسکندر به سن جوانی، فیلیپ به ارسطو، فیلسوف سرشناس یونان که در آن زمان به مکتب افلاطون می‌رفت، نامه‌ای نوشت. ارسطو سمت آموزگاری اسکندر را پذیرفت و مدتها به پرورش او پرداخت.[۱۰]

حمله به شاهنشاهی ایران

گستردگی امپراطوری اسکندر،پیکان‌های سیاه مسیر لشگرکشی‌های وی را نشان می دهد

نخستین نبرد اسکندر و ایرانیان در بهار (۳۳۴ پ. م) در حوالی آسیای کوچک نبرد گرانیک یا گرانیکوس نامیده می‌شود. اسکندر از بغاز داردانل گذشته وارد آسیای کوچک شد. این نبرد در کنار رود گرانیک روی داد که به دریای مرمره می‌ریزد.

درگیری میان ایران و یونان سالیان سال ادامه داشت. نقطهٔ اوج این کشمکش‌ها را سیل رخدادهائی تشکیل می‌داد که حملهٔ اسکندر عامل و باعث آن‌ها بود. عصری که بدین ترتیب پایان می‌گرفت چیزی حدود سیصد سالی به درازا کشیده بود. [۱]

دومین نبرد اسکندر و ایرانیان در نبرد ایسوس، (۳۳۳ پ. م.) اولین نبرد مستقیم اسکندر است با سپاه داریوش سوم. داریوش و اسکندر در نزدیکی شهر ایسوس با یکدیگر رو به رو شدند.

سومین نبرد اسکندر و ایرانیان در نبرد گوگمل، (۳۳۱ پ. م.) دومین نبرد مستقیم اسکندر است با سپاه داریوش سوم در گوگمل واقع در نزدیکی اربیل امروزی.

پس از پیروزی «گوگمل» اسکندر از همان میدان نبرد، یک گردان سواره نظام تحت فرماندهی «فیلُکسِنوس» به «شوش» گسیل داشت با این امید که پیش از این که همهٔ گنجینه‌ها منهدم، سوزانده، به یغما رفته یا به ایران شمالی منتقل شده باشند، شهر را اشغال کند. در رقابت با شایعهٔ پیروزی عظیم، «فیلُکسِنوس» عازم جنوب شد. امید اسکندر بر آورده شد. پس از آن که داریوش در نتیجهٔ دوبار گریختنش هم در نبرد «ایسوس» و هم «گوگمل» شکست خورد، ساتراپ‌ها، تا جائی که به چنگ فاتح افتاده بودند، دیگر نیازی نمی‌دیدند، برای این هخامنش ِ فراری سرشکی فرو ریزند. یا شاید هم تنها یک قطرهٔ دیگر نثارش کرده باشند. اما در این وقت فرماندهان بزرگ شروع به سیاست ورزی کردند، سیاستی بزرگ. در موقعیت آنان، سخن رایج، کنار آمدن با فاتح بود. تدبیر دورنگرانهٔ اسکندر در رفتار دوستانه‌اش با «میتر ِ نس» ِ شهرب (ساتراپ) که در زمان خود، شهر «سارد» را به او تسلیم کرده بود و پذیرفتنش به حلقهٔ نزدیکان دربار پادشاهی، به بار نشست. ملایمت اسکندر نسبت به همهٔ کسانی که در برابرش مقاومتی نشان نداده بودند، تسلیم شهرب‌ها را تسهیل کرد. «شوش» تحویل شد. در ماه نوامبر سال ۳۳۱، تقریباً چهار سالی پس از عبور از «هلسپونتوس»، اسکندر وارد پایتخت شاهنشاهی ایران شد. [۲]

اسکندر با تصرف پارسه، یکی از پایتخت‌های هخامنشیان این دودمان ایرانی را برای همیشه نابود کرد. اسکندر با ورود به پارسه به سپاهیانش اجازه داد تا چندین روز به غارت شهر بپردازند. او پنج ماه در پارسه اقامت کرد. به هنگام اقامتش در پارسه قسمت شرقی کاخ خشایارشا آتش گرفت و به باقی نقاط شهر گسترش یافت. دلایل مختلفی از جمله بدمستی و یا انتقام عمدی آتش‌سوزی آکروپولیس در جنگ دوم با ایرانیان را عامل بروز این حادثه دانسته‌اند.

مرگ

سکه نقره اسکندر - موزه رضا عباسی

اسکندر پس از فتح هند که تا رود هیفاز (بیس امروزی) در تبت پیشروی کرده بود به علت خستگی سربازان به ایران بازگشت و به فکر تسخیر عربستان افتاد. بنابراین به سمت بابل حرکت کرد ولی در آنجا به علت تبی که از باتلاق‌های بابل بر او مستولی شده بود در سن ۳۲ سالگی درگذشت.[۱۱]

پانویس

  1. اسکندر کبیر / اسکندر گجستک (ملعون)
  2. آریو برزن: نقشه یورش اسکندر به ایران
  3. اسکندر گجستک
  4. yenne, w. alexander the great: lessons from history's undefeated general. palmgrave mcmillan, 2010. 244 p.
  5. titus – ardā virāz nāmag, lines 7–8.
  6. پلوتارک، اسکندر، بند۲
  7. /دائرةالمعارف کودکان و نوجوانان / صفحهٔ ۲۲ / چاپ هفتم / ویرایش: مهندس محمود سالک
  8. cheronee
  9. pausanias
  10. کنت‌کورث، کتاب ۱ بند۲
  11. کتاب تاریخ ایران تالیف حسن پیرنیا (مشیر الدوله)

جستارهای وابسته

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ اسکندر موجود است.

استیون اسپیلبرگ

استیون اسپیلبرگ از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری، جستجو 'استیون آلن اسپیلبرگ'
استیون اسپیلبرگ در سال ۲۰۱۱ زاده ۱۸ دسامبر ۱۹۴۶ سینسیناتی، ایالت اوهایو ملیت آمریکایی صفحه در وب‌گاه imdb جایزه اسکار جایزهٔ اسکار بهترین کارگردانی سال ۱۹۹۳ جایزهٔ اسکار بهترین فیلم سال ۱۹۹۳ جایزه اسکار بهترین کارگردانی سال ۱۹۹۸
استیون آلن اسپیلبرگ (به انگلیسی: steven allan spielberg)‏ (زادهٔ ۱۸ دسامبر ۱۹۴۶) کارگردان، تهیه کننده وفیلمنامه نویس آمریکایی، برنده ۳ جایزه اسکار و یکی از موفقترین کارگردانان تاریخ سینما، هم در میان منتقدان و هم در بین مردم عادی است. با این حال بعضی از منتقدین او را نمونه فیلمسازان بلک‌باستر (اهمیت وجه تجاری بر وجه هنری) می‌دانند.[نیازمند منبع] او از موفق‌ترین کارگردانان سینما در زمینه تجاری محسوب می‌شود که با فیلم‌های «آرواره‌ها» ( ١٩٧٥)، «ای.تی» ( ١٩٨٢) و «پارک ژوراسیک» ( ١٩٩٣) رکورد فروش سینمای جهان را شکست و هریک از این فیلم‌ها پرفروش‌ترین فیلم دوران خود بودند. مجموع فروش فیلم‌های ساخت اسپیلبرگ تاکنون به رقم چشم گیر ٨ / ٥ میلیارد دلار رسیده است و نشریه اقتصادی فوربس ثروت این فیلم‌ساز آمریکایی را بیش از ٣ میلیارد دلار برآورد کرده است. او ابتدا فیلمهای حادثه‌ای می‌ساخت اما امروز او را به خاطر چالش هایش در ساخت فیلم هایی با مضامین هولوکاست، برده‌داری، جنگ و تروریسم می‌شناسند. نخستین فیلم بلند وی دوئل نام داشت که یک فیلم جاده ای می‌باشد. او اکنون موفقترین کارگردان سینما در زمینه تجاری است. او کارگردان و تهیه‌کننده موفقترین فیلم‌ها در گیشه سینما بوده است و کارگردانان بسیاری از او تأثیر پذیرفته‌اند. در سال ۲۰۰۴ از دید مجله پریمیر و دیگر نشریات او قدرتمندترین و پرنفوذترین شخص در صنعت سینما بوده است. و در پایان قرن بیستم مجله لایف او را پرنفوذترین شخص در این زمینه شناخت.[نیازمند منبع] او شش بار نامزد جایزه اسکار برای بهترین کارگردانی شده که دو بار برای فیلم‌های فهرست شیندلر و نجات سرباز رایان برنده آن شده است. همچنین هشت فیلم او نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم شده‌اند و درحالی که تنها فیلم فهرست شیندلر برنده شده است[۱]. وی در سال ۲۰۰۷ در مجلهٔ فوربز، مشهورترین مجله معرفی افراد، در لیست سالیانه قدرتمندترین شخصیت‌ها در رده دهم قرار داشت.[۲] کودکی و جوانی اسپیببرگ در یک خانواده یهودی در سینسیناتی در اوهایو بدنیا آمد فیلم‌شناسی اسب کارزار ماجراهای تن‌تن: راز اسب شاخدار ۲۰۱۱ ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین ۲۰۰۸ مونیخ ۲۰۰۵ جنگ دنیاها ۲۰۰۵ ترمینال ۲۰۰۴ اگه می‌تونی منو بگیر ۲۰۰۲ گزارش اقلیت ۲۰۰۲ هوش مصنوعی ۲۰۰۱ نجات سرباز رایان ۱۹۹۸ جهان گمشده: پارک ژوراسیک ۱۹۹۷ آمیستاد ۱۹۹۷ فهرست شیندلر ۱۹۹۳ (اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی) پارک ژوراسیک ۱۹۹۳ هاک ۱۹۹۱ ایندیانا جونز و آخرین جنگ صلیبی ۱۹۸۹ همیشه ۱۹۸۹ امپراتوری خورشید ۱۹۸۷ رنگ ارغوانی ۱۹۸۵ ایندیانا جونز و معبد مرگ ۱۹۸۴ اعماق ۱۹۸۳ ای‌تی موجود فرازمینی ۱۹۸۲ مهاجم صندوقچه گمشده ۱۹۸۱ ۱۹۴۱ برخورد نزدیک از نوع سوم ۱۹۷۷ آرواره‌ها ۱۹۷۵ شوگرلند اکسپرس ۱۹۷۴ دوئل ۱۹۷۱ لینکلن (فیلم ۲۰۱۲) منابع بیوگرافی استیون اسپیلبرگ steven allan spielberg steven spielberg در بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها (imdb) spielbergfilms.com - fansite official website of dreamworks survivors of the shoah visual history foundation (founded by spielberg) time 100: steven spielberg urban legends reference pages: snopes article debunking the story of spielberg squatting in an unoccupied office senses of cinema great directors database entry ben stein talks about the very large jewish element in hollywood ↑ “the nominees”. oscar.go.com. retrieved 26 feb. 2013. ↑ مجله فوربز در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ استیون اسپیلبرگ موجود است. [نمایش][نمایش] ن • ب • و فیلم‌شناسی استیون اسپیلبرگ [نمایش][نمایش] ن • ب • و جایزه اسکار بهترین کارگردانی (۱۹۸۱–۲۰۰۰) [نمایش][نمایش] ن • ب • و کارگردانان برنده جایزه گلدن گلوب بهترین کارگردانی [نمایش][نمایش] ن • ب • و ای.تی. موجود فرازمینی داده‌های کتابخانه‌ای وورلدکَت برگه‌دان مجازی: 111553324 کتابخانه کنگره: n79148103 برگه‌دان نام‌ها: 118812068 این یک نوشتار خُرد پیرامون افراد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید. رده‌ها: استیون اسپیلبرگافراد زندهاهالی اوهایواهالی سکاتزدیل، آریزونااهالی سینسینتیاهالی لس‌آنجلساهالی هدن، نیوجرسیبازیگران اهل ایالات متحده آمریکابازیگران اهل لس‌آنجلس، کالیفرنیابازیگران اهل نیوجرسیبازیگران اهل نیویورکبازیگران فیلم اهل ایالات متحده آمریکابرندگان جایزه آکیرا کوروساوابرندگان جایزه اسکار بهترین کارگردانیبرندگان جایزه بفتابرندگان جایزه دیوید دی دوناتلوبرندگان جایزه گلدن گلوب بهترین کارگردانیبرندگان جایزه گلدن گلوب یک عمر فعالیت هنریبرندگان جایزه مرکز کندیبرندگان جایزه هنرمند جوانپیاده‌روی مشاهیر هالیوودتدوین‌گران اهل آمریکاتهیه‌کنندگان اهل آمریکاتهیه‌کنندگان تلویزیونی اهل آمریکادارندگان لژیون دونوردموکرات‌های اهل کالیفرنیازادگان ۱۹۴۶ (میلادی)شوالیه‌های لژیون دونورفیلم‌نامه‌نویسان اهل آمریکاکارگردانان اهل ایالات متحده آمریکاکارگردانان فیلم انگلیسی‌زبانکارگردانان یهودیمیلیاردرهای اهل ایالات متحده آمریکانویسندگان آمریکایی یهودی‌تبارنویسندگان اهل ایالت نیویورکنیکوکاران اهل آمریکانظریه‌پردازان سینمایهودیان اهل ایالات متحده آمریکایهودیان و یهودیت در سینسینتی منوی ناوبری ورود به سامانهایجاد حساب کاربری بحث مقاله ویرایش خواندن صفحهٔ اصلی رویدادهای کنونی تغییرات اخیر مقالهٔ تصادفی ویکی‌نویس شوید! راهنما کمک مالی چاپ/برون‌بری ایجاد کتاب بارگیری به‌صورت pdf نسخهٔ قابل چاپ    

آدلوف هیتلر

آدولف هیتلر از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد پرش به: ناوبری، جستجو برای دیگر کاربردها، AH (ابهام‌زدایی) را ببینید. آدولف هیتلر
هیتلر در سال ۱۹۳۸ میلادی شناسنامه زادروز ۲۰ آوریل ۱۸۸۹ زادگاه بران‌آئو ام این، امپراتوری اتریش - مجارستان شهروند اتریشی تا سال ۱۹۲۵، شهروند آلمانی پس از ۱۹۳۲ تاریخ مرگ ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ محل مرگ برلین، رایش آلمان بزرگ همسر اوا براون دین کاتولیک اطلاعات سیاسی حزب سیاسی حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان (حزب نازی) سمت صدر اعظم آلمان (از ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵) فعالیت‌ها هنرمند، سرباز، نویسنده، سیاست‌مدار، رهبر ن • ب • و
آدولف هیتلر ( گوش دادن راهنما·اطلاعات) (زادهٔ ۲۰ آوریل ۱۸۸۹ – درگذشتهٔ ۳۰ آوریل ۱۹۴۵) رهبر کاریزماتیک حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان (حزب نازی) بود. او بین سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ صدر اعظم آلمان و از ۱۹۳۴ به بعد، هم‌زمان در مقام پیشوای رایش آلمان بزرگ نیز حکومت کرد.[۱] هیتلر به عنوان یک کهنه‌سرباز نشان‌دار جنگ جهانی اول در سال ۱۹۲۰ میلادی به حزب نازی پیوست و در سال ۱۹۲۱ به ریاست آن رسید. او در سال ۱۹۲۳ به خاطر شرکت در کودتایی نافرجام معروف به «کودتای آبجوفروشی مونیخ» به تحمل ۵ سال زندان محکوم شد و در همین دوران کتاب نبرد من را نوشت. او پس از آزادی از زندان، با ترویج ایده‌های ملی‌گرایی، ضد کمونیستی، یهودستیزی و ایراد سخنرانی‌های پرشور بر ضد پیمان ورسای، حامیان بسیاری در کشور آلمان به‌دست آورد. هیتلر در سال ۱۹۳۳ به مقام صدراعظمی رسید. مجموعهٔ ارتشی-صنعتی آلمان در زمان صدارت وی توانست قوای تحلیل رفته این کشور را ترمیم و آن را تبدیل به یکی از قدرت‌های برتر اروپا در زمان خود نماید. هیتلر سیاست خارجی خود را با هدف سیاست لبنسراوم دنبال نمود و یکی از دلایل نخست و عمده وقوع جنگ جهانی دوم تهاجم به لهستان در ۱۹۳۹ بود که در نتیجه، بریتانیا و فرانسه به آلمان اعلام جنگ کردند. جنگی که بین دو قدرت نیروهای محور و نیروهای متفقین درگرفت و در طی این مدت اروپا و همچنین سایر نقاط دنیا شاهد ویرانی‌ها و تلفات بسیار بود. اگرچه در عرض سه سال، آلمان و نیروهای متحدش بیشتر مناطق اروپا، بخش‌های بزرگی از آفریقا، شرق آسیا و اقیانوسیه را اشغال کردند اما نیروهای متفقین از سال ۱۹۴۲ به بعد، از آنان پیشی گرفته و در سال ۱۹۴۵، رایش آلمان بزرگ را از هر سو احاطه نمودند. هیتلر در ۲۹ آوریل ۱۹۴۵ در روزهای پایانی نبرد برلین با اوا براون که برای سال‌های طولانی معشوقهٔ او بود ازدواج کرد. در ۳۰ آوریل یعنی یک روز پس از ازدواجش، به همراه همسرش خودکشی کرد. محتویات ۱ زندگی‌نامه ۱.۱ دوران کودکی ۱.۲ جوانی ۱.۳ جنگ جهانی یکم ۱.۴ پس از جنگ جهانی یکم ۱.۵ ورود به سیاست ۱.۶ کودتای مونیخ ۱.۷ انتصاب به عنوان صدراعظم آلمان ۱.۸ رایش آلمان بزرگ (آلمان نازی) ۱.۹ آنشلوس (الحاق اتریش) ۱.۱۰ اقتصاد ۱.۱۱ تجدید تسلیحات و اتحاد دوباره ۱.۱۲ پیمان ضد کمونیسم ۱.۱۳ جنگ جهانی دوم ۱.۱۴ رابطه با اعراب ۱.۱۵ هولوکاست ۱.۱۶ تناقض هولوکاست ۱.۱۷ دلایل تجدیدنظر طلبان ۱.۱۸ در مسیر شکست ۱.۱۹ شکست و مرگ ۲ سوءقصدها به هیتلر ۲.۱ عملیات والکوره ۲.۲ بمب گذاری در سالن آبجوفروشی ۳ زندگی شخصی ۴ میراث ۵ خانواده هیتلر ۶ خاستگاه نام هیتلر ۷ جستارهای وابسته ۸ منابع ۹ مطالب بیشتر ۱۰ پیوند به بیرون زندگی‌نامه دوران کودکی کودکی آدولف هیتلر محل تولد هیتلر، براونا آم این آدولف هیتلر حدود ساعت ۰۶:۳۰ بعد از ظهر ۲۰ آوریل ۱۸۸۹ در مسافرخانه‌ای در شهری مرزی و کوچک به نام بران‌آئو ام این در اتریش، بین مرز اتریش و امپراتوری آلمان زاده شد. پدر او آلویس هیتلر (۱۸۳۷ – ۱۹۰۳)، یک کارمند پائین رتبه گمرک بود. مادر هیتلر، کلارا هیتلر (زادهٔ پولزل)، دومین دختر عموی آلویس بود. او شش بچه به دنیا آورد. تنها آدولف، که دومین فرزندش بود، و خواهر کوچکش پاولا در کودکی زنده ماندند. هنگامی که هیتلر ۳ ساله بود خانواده او به ایالت باواریا در جنوب آلمان مهاجرت کردند.[۲] درسال ۱۸۹۴ خانواده هیتلر به نزدیکی شهر لینز مهاجرت کردند و تا زمان بازنشستگی پدر هیتلر در آنجا ماندند، در این دوره هیتلر به عنوان کودکی خستگی ناپذیر به بازی و درس در مدرسه‌ای نزدیک به خانه مشغول بود. برادر او ادموند بر اثر بیماری سرخک در ۲ فوریه ۱۹۰۰ درگذشت و این اتفاق تاثیری دائمی در هیتلر ایجاد کرد و اعتماد به نفس هیتلر را تا حدود بسیاری تضعیف کرد و باعث شد آدولف هیتلر کج خلق شود و همواره با پدر خود بحث‌های طولانی داشته باشد. روابط هیتلر با مادرش بسیار خوب و صمیمانه بود و این کاملاً برعکس روابط او با پدرش بود که معمولاً او را کتک می‌زد[۳] با اینکه هیتلر علاقه‌مند بود به رشته هنر بپردازد ولی پدر وی او را به مدرسه فنی فرستاد، هیتلر بعدها در کتاب نبرد من اعتراف کرد که «امیدوارم بتوانم چند سال عقب افتادگی که پدرم به من تحمیل کرد را جبران کنم.»[نیازمند منبع] هیتلر حتی در زمینه سیاسی هم با پدر خود اختلاف داشت، پدر هیتلر فردی معتقد به امپراتوری اتریش بود اما هیتلر خود و اتریش را جزء آلمان و امپراطوری روم باستان می‌دانست. پس از مرگ پدر هیتلر در ۳ ژانویه ۱۹۰۳ وی مدرسه فنی را ترک کرد. آدولف هیتلر در کتابش نبرد من، لحنی مودبانه درباره پدرش دارد، به هر حال او اظهار می‌کرد تصمیم جدی که برای نقاش شدن داشت باعث اختلاف نظرات بسیاری در بین آن‌ها شده بود.[نیازمند منبع] جوانی محوطه قدیمی اقامت در مونیخ، نقاشی هیتلر، ۱۹۱۴ از سال ۱۹۰۵ به بعد هیتلر در یک پرورش گاه بوهامایی زندگی می‌کرد و مادرش را تحت حمایت خود داشت. او دوبار از موسسهٔ هنرهای زیبای وین (۱۹۰۷-۱۹۰۸) به خاطر عدم صلاحیت در نقاشی مطرود شد. به او گفته شد که توانایی‌هایش بیشتر در زمینهٔ معماری کاربرد دارد. وی درخاطراتش که نمایانگر مجذوبیتش به همین موضوع است می‌گوید: هدف من از این سفر بررسی گالری موزهٔ کرت بود. اما کمی بعد از اینکه به تابلویی دقت می‌کردم متوجه می‌شدم چیز دیگریست که توجه مرا به سوی خود جلب می‌کند، و آن خود موزه بود. از صبح تا نیمه شب، توجهم از موضوعی به موضوع دیگر عوض می‌شد اما این ساختمان موزه بود که بیشترین توجه من روی آن متمرکز شده بود.[۴][صفحه؟] بنا به سفارش رئیس آموزش گاه، وی متقاعد شد که مسیر تحصیلیش را تغییر دهد. ولی وی تحصیلات لازم برای معماری را نگذرانده بود: بالاخره بعد از مدتی تلاش یک مهندس شدم، بقیه راه مشکلی که در مدرسه ریشویل از دست داده بودم در اثر کوشش‌ها و تمرین‌های ده ساله تا اندازه‌ای جبران شد و هنگامی که بعد از مرگ مادرم دو مرتبه به وین آمدم این بار اقامت من چندین سال طول کشید حالت آرامش و تصمیم جدی در خود احساس کردم و کم کم غرور اولیه‌ام بیدار شد و جدا مصمم شدم که خود را به جایی برسانم.[۵][صفحه؟] در ۲۱ دسامبر ۱۹۰۷ مادرش کلارا هیتلر با یک مرگ دردناک بر اثر سرطان سینه در سن ۴۷ سالگی فوت کرد. هیتلر از طریق دادگاهی در لینز تمامی سهمش از ارث پدری خود را به خواهرش پاولا هیتلر واگذار کرد، آدولف در ۲۱ سالگی وارث ثروت یکی از عمه(خاله)هایش شد. او به عنوان یک نقاش در وین مشغول کار شد. او از روی کارت پستالها طرح می‌کشید و به کاسب‌ها و توریست‌ها می‌فروخت. تا قبل از جنگ جهانی اول وی حدود ۲۰۰۰ تابلوی اینچنینی نقاشی کرد.[۶] بعد از دومین بار اخراج از موسسهٔ هنرهای زیبا هیتلر دچار فقر مالی شدیدی شد. در ۱۹۰۹ وی به دنبال سرپناهی می‌گشت و در ۱۹۱۰ در خانه‌ای که برای کارگران فقیر در نظر گرفته شده بود سکنی گزید.[نیازمند منبع] مخالفت با یهود ریشه‌ای عمیق در فرهنگ کاتولیک‌های اتریش داشت، وین دارای یک جامعه بزرگ یهودی، شامل بسیاری از یهودی‌های ارتدکس اروپای شرقی بود. هیتلر معتقد بود یهودیان دشمنان نژاد آریایی و باعث بدبختی و عقب ماندگی کشورش اتریش بودند. زمانی که هیتلر در وین زندگی می‌کرد به دقت اوضاع سیاسی و رفتار احزاب مختلف را زیر نظر می‌گرفت و رفتارهای احزاب را بررسی می‌کرد. وی پس از بررسی احزاب اتریش به این نتیجه رسید که تنها حزبی می‌تواند به قدرت کامل دست یابد که بتواند تظاهرات عظیم خیابانی به نفع خود سازمان دهی کند و احساسات و هیجانات مردم را در اختیار بگیرد و همچنین پشتیبانی دست کم یکی از سه نیروی اصلی کشور یعنی ارتش، کلیسا و یا شخص اول مملکت (رییس جمهور اتریش) را با خود داشته باشد. هیتلر این تجربیات را در راه به قدرت رساندن حزب نازی به خوبی به کار گرفت. وی در کتاب خود نبرد من می‌نویسد که استدلال‌های منطقی و جملات ادیبانه نیستند که تاریخ را می‌سازند بلکه خطابه‌های تحریک کننده هیجانات مردم هستند که مسیر تاریخ را تعیین می‌کنند. در سال ۱۹۱۳، هیتلر از اتریش - مجارستان به مونیخ نقل مکان کرد. اما چون برای کشورش خدمت سربازی انجام نداده بود توسط پلیس مونیخ دستگیر و سپس به کشورش برگردانده شد اما هیتلر از خدمت سربازی معاف شد و توانست بار دیگر به مونیخ برگردد. جنگ جهانی یکم هیتلر در ارتش آلمان، ۱۹۱۴، نشسته در سمت راست در اوت ۱۹۱۴ جنگ جهانی یکم آغاز و هیتلر برای لشکر باواریا داوطلب شد. او یک سرباز وظیفه فعال بود که به عنوان پیغام آور در فرانسه و بلژیک در معرض دید آتش دشمن خدمت کرد. اگر چه خدمت هیتلر قابل تقدیر بود ولی به خاطر این که تابعت آلمانی او مفقود شده بود هرگز به بالاتر از سرجوخه ترفیع نیافت. او دوبار برای شجاعت در جنگ نشان صلیب آهنی، درجه دو، در دسامبر ۱۹۱۴، و صلیب آهنی، درجه یک که به ندرت به سرجوخه‌ها اعطا می‌شود، در اوت ۱۹۱۸ را دریافت کرد. در مدت جنگ هیتلر یک آلمانی میهن پرست شد، هرچند او تا سال ۱۹۳۲ تابعیت آلمانی نداشت. او در مدت خدمت سربازی اش نقاشی‌های روزنامه ارتش را نیز می‌کشید اما در سال ۱۹۱۶ از ناحیه پای چپ دچار زخمی شد و مدال جانبازان را نیز دریافت کرد و پس از بهبودی مجدداً به جبهه بازگشت.[۷] وقتی که مردم اعتقاد به شکست ناپذیری ارتش آلمان داشتند، آلمان در نوامبر سال ۱۹۱۸ تسلیم شد. هیتلر با شنیدن خبر تسلیم شدن آلمان دچار شوک شدیدی شد. او در آن زمان به خاطر حمله شیمیایی به وسیله گازخردل در بیمارستان صحرایی بود و به طور موقت دچار نابینایی شده بود. مانند بسیاری از میهن پرستان، او سیاست مداران غیرنظامی و یهودیان و کمونیست‌ها را در تسلیم شدن آلمان مقصر می‌دانست. پس از جنگ جهانی یکم نتیجه جنگ جهانی یکم برای آلمان شکستی فاجعه بار بود. کشورهای پیروزمند در عهدنامه ورسای شرایطی بسیار سخت و خفت بار را به این کشور تحمیل کردند. با شکست رایش دوم در جنگ جهانی یکم، در آلمان جمهوری وایمار تشکیل شده بود. پس از جنگ جهانی یکم آلمان در بحران غرق بود. در جامعه‌ای که لایه‌های گسترده مردم با بی کاری و فقر روبرو بودند هیتلر مانند بسیاری از هم نسلان خود، تسلیم آلمان را رد می‌کرد و شکست آلمان را نتیجه اتحاد یهودیان و کمونیست‌ها می‌دانست و خواهان جبران آن بود. هیتلر مرام سیاسی خود را به روشنی در کتاب نبرد من تشریح کرده‌است. ورود به سیاست نوشتار اصلی: حزب سوسیالیست ملی کارگران آلمان این حزب از یک گروه کوچک با تمایلات ملی گرایی در آخرین سال‌های جنگ جهانی اول شکل گرفت. ابتدا در برمن گروهی در اوایل سال ۱۹۱۸ با نام کمیته رایگان برای صلح کارگران آلمان (به آلمانی: Freier Ausschuss einen für deutschen Arbeiterfrieden)‏ اعلام موجودیت کرد. آنتون درکسلر در تاریخ ۷ مارس ۱۹۱۸ در مونیخ شعبه‌ای از این گروه را تشکیل داد. درکسلر قفل سازی ساده و از اعضای ارتش در جنگ اول جهانی بود. در تاریخ ۵ ژانویه ۱۹۱۹ درکسلر به همراه چند تن از دوستان نزدیکش و بیست کارگر دیگر از راه آهن مونیخ به بحث درباره ایجاد حزبی مستقل از کمیته رایگان برای صلح بر اساس اصول سیاسی که درکسلر بیان کرد بحث کنند. این گفتگو سرانجام به تاسیس حزب انجامید. حزب کارگران آلمان یک گروه کوچک با ۵۵ عضو بود. اما دولت وایمار که فعالیت‌های حزب را مشکوک به براندازی تلقی کرده بود جاسوسانی را به درون حزب فرستاد. آدولف هیتلر که اکنون مامور اطلاعاتی ارتش بود به حزب پیوست تا در نزدیک تحولات حزب را گزارش دهد. او کم کم با دیدگاه‌های حزب آشنا شد. همچنین هیتلر قدرت سخنوری خوبی داشت و به یکی از سخنگوهای ماهر حزب تبدیل شده بود. در میان اعضای اولیه حزب می‌توان به رودلف هس، هانس فرانک و آلفرد روزنبرگ اشاره کرد که بعدها همگی در سمت‌های بالایی مشغول به فعالیت شدند. هیتلر اکنون جذب حزب شده بود و نه تنها مخالفتی با حزب نداشت بلکه به یکی از ستون‌های اصلی حزب تبدیل شده بود. هیتلر از سازمان اطلاعات ارتش خارج شد و به اعضای حزب پیوست او در اولین قدم تعداد افراد حزب را برای شماره گذاری از عدد ۵۰۰ شروع کرد بدین ترتیب اعضای حزب به جای آن که ۵۵ اعلام شود ۵۵۵ نفر اعلام شد. این اولین و بزرگترین تبلیغ برای حزب بود. حزب کارگران آلمان به وسیله یک کمیته هفت نفره اداره می‌شد. هیتلر توانست به کمیته هفت نفره راه پیدا کند. دومین اقدام هیتلر تغییر نام حزب در ۲۴ فوریه ۱۹۲۰ بود. اکنون واژه سوسیالیست ملی هم به نام حزب افزوده شد و بدین صورت حزب با نام حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان (به اختصار: NSDP) معرفی شد. هیتلر در مراسم‌های مختلف سخن رانی می‌کرد و سخنان آتشین و ملی گرایانه او به جذب هر چه بیشتر افراد کمک بزرگی می‌کرد. هیتلر توانست درکسلر را متقاعد کند که هیئت هفت نفره مدیریت حزب لغو شود. بنابراین هیتلر به عنوان رئیس جدید حزب توانست برنامه‌های خود را به خوبی اجرا کند. نخستین اقدام هیتلر پس از ریاست تشکیل گروه شبه نظامی حزب به نام اس آ بود. هیتلر در قدم بعد اعلام کرد که دو هدف کلی در حزب دارد اولین هدف پیشرفت آلمان و دومین هدف مقابله با دشمنان درجه اول آلمان یعنی فرانسه - انگلیس و شوروی که در چنگال سرمایه یهودیان اسیر هستند. هیتلر صلیب شکسته به عنوان نمادی آریایی را به عنوان نماد حزب انتخاب کرد. در طی سال‌های ۱۹۲۱ و ۱۹۲۲ حزب رشد قابل توجهی داشت. حزب نازی دارای یک شاخه به نام گروه حمله اس آ بود. در راس این گروه ارنست روهم نزدیک‌ترین دوست هیتلر در حزب قرار داشت. در سال ۱۹۳۴ هیتلر به دلایلی از جمله خشونت طلبی، این گروه را منحل کرد و روسای آن از جمله ارنست روهم به دلیل توطئه کشته شدند. یکی از دلایل نارضایتی هیتلر و ارتش از نیروی اس آ این بود که روهم قصد داشت اس آ را جانشین ارتش نماید. پس از اعدام روسای اس آ، نیروی اس اس که زیر رهبری هیتلر قرار داشت و زیر مجموعه اس آ به شمار می‌آمد، به عنوان نیروی مستقل به فعالیت ادامه داد. هیتلر در کنار هم حزبی‌هایش سال ۱۹۳۰ هیتلر و ژنرال اریش لودندورف تصویر آدولف هیتلر در قاب عکس اصلی که در تاریخ ۱۲ مارس ۱۹۳۶ از طرف هیتلر به رضا شاه هدیه شد. کودتای مونیخ نوشتار اصلی: کودتای مونیخ مونیخ در هنگام کودتای آبجوفروشی در ژانویه ۱۹۲۳، فرانسه منطقه روهر صنعتی را در پی پرداخت نشدن غرامت جنگ جهانی یکم اشغال کرد. این اشغال موجب هرج و مرج شد. در همان موقع در بایرن حرکت نیرومندی برای جدا سازی آن ایالت و استقرار یک حکومت کاتولیک پیرو فرانسه در جریان بود. ژنرال فن لوسوو، رئیس بایرنی ارتش دیگر از برلین دستور نمی‌گرفت و پرچم آلمان به ندرت دیده می‌شد. در نهایت نخست وزیر بایرن تصمیم گرفت استقلال بایرن و انشعاب آن را از آلمان اعلام کند. در چنین شرایطی که غرور ملی آلمان بار دیگر زیر پا گذاشته شده بود تعداد اعضای حزب به شدت افزایش پیدا کرد و در همین مدت ۲۰،۰۰۰ نفر تا پایان ماه نوامبر به اعضای حزب افزوده شد. در چنین شرایطی نازی‌ها تصمیم گرفتند به کمک ژنرال لودندورف در سالن آبجو مونیخ گرد هم آیی بر پا کنند و سپس در اعتراض به وضع کنونی دست به اعتراض بزنند. هیتلر یک ضد حمله سازمان دهی کرد. قرار بود که در شب ۸ نوامبر یک گردهمایی در برگربرو برگزار شود و نخست وزیر، دکتر فن کار شروع به خواندن اعلامیه رسمی خود که عملاً برابر بود با اعلام استقلال بایرن کند که توسط هیتلر و لوندروف بی نتیجه ماند. روز بعد، گردان‌های نازی خیابان را با هدف انجام یک تظاهرات گسترده به نفع اتحاد ملی اشغال کردند. انبوه جمعیت که توسط هیتلر و لوندروف هدایت می‌شدند در حال رژه رفتن بودند که ارتش به روی آن‌ها آتش گشود. این اعتراضات در نهایت ناکام ماند و ۱۶ نفر از راه پیمایان در دم کشته و دو نفر مصدوم شدند که بعداً به خاطر زخم هایشان در پادگان‌های محلی ارتش جان سپردند.[۸] هیتلر، لودندورف و تعدادی دیگر دستگیر شدند. هیتلر با استفاده از فرصت پیش آمده در دادگاه (حضور خبرنگاران داخلی و خارجی) توانست به شهرت خود بیفزاید. وی در دادگاه اما پس از ۶ ماه با قید و به خاطر آنچه خیانت به دولت و ملت خوانده شد در مارس ۱۹۲۴ محاکمه و به ۵ سال حبس محکوم شد. در این مدت بود که هیتلر کتاب نبرد من خویش را نوشت و حزب نازی در جریان این فعالیت‌ها ممنوع اعلام شد.[۹][صفحه؟] آدولف هیتلر پس از آزادی دوباره اقدام به تجدید سازمان کرد. اما متعهد شد که گروه شبه نظامی حزب را منحل کند و اقدامی علیه دولت وقت انجام ندهد. البته هیتلر با کمک هاینریش هیملر اس اس را در آوریل ۱۹۲۵ تاسیس کردند و همچنین تمرکز بیشتری در جذب زنان در حزب گرفتند همچنین شعار معروف حزب به نام سلام هیتلر (Heil Hitler) نیز در همین سال تصویب شد. انتصاب به عنوان صدراعظم آلمان هیتلر و پاول فون هیندنبورگ در تاریخ ۲۰ ژوئیه ۱۹۳۲ انتخابات رایشتاگ صورت گرفت و حزب نازی ۳۷،۴٪ کل آرا را به خویش اختصاص داد و به بزرگترین حزب رایشتاگ تبدیل شد. در سوی دیگر مجموع آرای حزب نازی و حزب کمونیست آلمان ۵۲٪ کل آرا را تشکیل می‌داد و این اکثریت هرگز موفق به همکاری مناسب با هم نشدند. پس از آن هیتلر در سال ۱۹۳۲ تصمیم گرفت در انتخابات ریاست جمهوری آلمان شرکت کند. رقیب اصلی و قدرتمند وی ژنرال هیندنبورگ بود که مورد احترام اکثر احزاب و مردم آلمان بود. در دور نخست هیتلر نزدیک به یک سوم آرا را از آن خود کرد و هیندنبورگ نیمی از آرا را بدست آورد. در دور دوم، هیتلر با بدست آوردن ۳۷ در صد آرا باز هم شکست خورد و هیندنبورگ به عنوان رییس جمهور انتخاب شد.[۹][صفحه؟] کشمکش بر سر انتخاب صدراعظم در رایشتاگ سال ۱۹۳۲ ادامه داشت. رئیس جمهور هیندنبورگ به خوبی می‌دانست که دیگر احزاب وابسته به آمریکا هیچ قدرتی در رایشتاگ ندارند و تنها احزاب قدرتمند نازی‌ها و حزب کمونیست آلمان هستند که در مجموع بیش از ۵۰٪ از کل مجلس را به خود اختصاص داده‌اند. در ابتدا تمام محافل سیاسی گمان می‌کردند فرانتس فون پیپن عضو حزب کمونیسم آلمان از طرف رئیس جمهور به عنوان صدراعظم معرفی شود اما رئیس جمهور هیندنبرگ در ۳۰ ژانویه ۱۹۳۳ آدولف هیتلر را به عنوان رهبر حزب اکثریت رایشتاگ به عنوان صدر اعظم و مسئول تشکیل کابینه معرفی کردند. هیتلر به دلیل مخالفت شدید با اتحادیه‌های کارگری و مارکسیستها مورد توجه و حمایت صاحبان صنایع بزرگ آلمان(مانند تیسن صاحب شرکت فولاد تیسن) قرار گرفت و سیل کمک‌های نقدی به صندوق حزب سرازیر شد. رایش آلمان بزرگ (آلمان نازی) هیتلر در مراسم کلنگ زنی اتوبان رایش از فرانکفورت به مانهایم، در ۲۳ سپتامبر ۱۹۳۳، به منظور ریشه کنی بیکاری نوشتار اصلی: آلمان نازی رایش آلمان بزرگ یا آلمان نازی به حکومت آلمان در دوران بین سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ اطلاق می‌شود که دولت آدولف هیتلر تا سال ۱۹۴۵ میلادی در آن کشور در راس حکومت بود. در این دوران، کشور آلمان تحت حکومت حزب سوسیالیست ملی کارگران آلمان به رهبری آدولف هیتلر به عنوان صدراعظم بود. وی از سال ۱۹۳۴ رهبر حزب سوسیالیست ملی کارگران آلمان شد. تا سال ۱۹۲۸ حزب نازی تنها ۱۲ کرسی در مجلس ملی آلمان داشت که با عمیق شدن بحران‌های اقتصادی و سیاسی توانست تا سال ۱۹۳۲ بیش از ۲۳۰ کرسی در مجلس ملی آلمان به دست آورد و این تعداد کرسی حزب نازی را به بزرگترین حزب مجلس ملی تبدیل کرد. رئیس جمهور هیندنبورگ در تاریخ ۳۰ ژانویه ۱۹۳۰ آدولف هیتلر را به عنوان صدراعظم و مسئول تشکیل کابینه معرفی کرد. هیتلر توانست با همراه کردن برخی احزاب کابینه ائتلافی خود را تشکیل دهد. در جریان آتش گرفتن رایشستاگ (مجلس ملی) هیتلر توانست بزرگترین رقیب خود حزب کمونیست آلمان را از صحنه خارج کند و این اولین قدم برای تک حزبی کردن آلمان بود. در ماه مارس ۱۹۳۳ حزب نازی توانست قانونی را در مجلس تصویب کند که به موجب آن اختیارات بالایی به صدراعظم داده می‌شد تا در طول ۴ سال قانون اساسی آلمان اصلاح شود، این فرصت چهار ساله اجازه می‌داد برنامه‌های حزب نازی به خوبی و به صورت کامل اجرا شود احزاب دیگر در مجلس ملی آلمان مخالف این قانون بودند و پس از مخالفت یک به یک از صحنه سیاسی آلمان حذف می‌شدند تا اینکه در ۱۴ژوئیه ۱۹۳۳ آلمان رسماً یک کشور تک حزبی اعلام شد. پس از آن، گام‌های بعدی در تشکلیل رایش برداشته شد و در قدم بعدی پرچم با نشان صلیب شکسته در کنار پرچم جمهوری وایمار برافراشته شد و در ۳۰ ژانویه ۱۹۳۴ به دستور رئیس جمهور پل فون هیندنبورگ، صدراعظم هیتلر موظف شد اختیارات ایالت‌های آلمان را تا حد ممکن کم و اختیارات برخی از ایالات‌ها نیز به طور کامل زیر نظر برلین قرار دهد، این کار مغایر سیستم فدرالی در جمهوری وایمار بود. هنگامی که در ژوئن ۱۹۳۴ خبرنگار انگلیسی در برلین از آدولف هیتلر در خصوص تغییرات بسیار در آلمان سوال کرد وی اینگونه پاسخ داد: در ابتدا این حرف مرا به تمسخر گرفتند وقتی گفتم جنبش نازی‌ها هزار سال ادامه خوهد یافت، فراموش نکنید مردم چگونه به من می‌خندیدند هنگامی که ۱۵ سال پیش گفتم من روزی در آلمان حکومت می‌کنم. خنده آنها به همان مقدار ابلهانه‌است وقتی من می‌گویم در قدرت باقی خواهم ماند آنشلوس (الحاق اتریش) برگه رفراندم برای الحاق به آلمان که گزینه آری با دایره بزرگ در مرکز مشخص شده‌است علاقه به وحدت با آلمان پس از جنگ جهانی یکم در مردم اتریش بسیار قوی بود. هیتلر عقیده داشت اتریش (میهن وی) جز جدایی نا پذیر آلمان است و با استفاده از رفراندم توانست اتریش رادر سال ۱۹۳۸ پیوست آلمان کند. موفقیت هیتلر در الحاق اتریش به رایش، بدون خونریزی و واکنش منفعلانه دولتهای پیروز جنگ یکم در مقابل وی موجب افزایش محبوبیت و قدرت هیتلر در آلمان شد. به دلیل این که واژه آلمانی آنشلوس(به معنی پیوست) در هنگام وقوع این رخداد، بسیار در مطبوعات اروپا مورد استفاده قرار می‌گرفت این رخداد به نام آنشلوس معروف است.[۹][صفحه؟] اقتصاد اقتصاد رایش آلمان بزرگ را نه می‌توان مانند شوروی یک اقتصاد کاملاً سوسیالیستی دانست و نه می‌توان آن را مانند آمریکا یک اقتصاد سرمایه داری دانست. اقتصاد آلمان در تئوری به دنبال یک سیستم سوسیالیستی بود اما از سرمایه گذاری خصوصی در چهاچوب خواسته‌های دولت نیز پشتیبانی می‌کرد. زمانی که نازی‌ها به قدرت رسیدند نرخ بی کاری حدود ۳۰٪ بود که از همان ابتدای تشکیل کابینه توسط هیتلر وی یالمار شاخت را ابتدا به عنوان رئیس رایش بانک و سپس به عنوان وزیر اقتصاد انتخاب کرد. در سال ۱۹۳۷ هرمان گورینگ به جای یالمار شاخت به عنوان وزیر اقتصاد معرفی شد. پس از آغاز جنگ هنوز یک سال تا پایان دوره چهار ساله نخست (۱۹۴۰) باقی‌مانده بود اما سیاست‌های اقتصادی آلمان به سیاست‌های اقتصاد جنگی تغییر پیدا کرد و آلبرت اشپیر جایگزین هرمان گورینگ شد در این مدت آلمان به شدت کمبود نیروی کار را احساس می‌کرد و در بسیاری از کارخانه‌ها مجبور شد از اسیران جنگی برای کار اجباری استفاده کند. تجدید تسلیحات و اتحاد دوباره در ماه مارس ۱۹۳۳ بیانیه‌ای مهم توسط دولت هیتلر منتشر شد که موضوع آن الحاق اتریش و بازگرداندن مستعمرات از دست رفته در آفریقا بود. پس از انتشار این بیانیه جنگ‌های لفظی میان کشورهای اروپایی شدت گرفت و پس از آن برای حل بن بست سیاسی حاکم در اروپا کنفرانس خلع سلاح جهانی در ژنو تشکیل شد، نخست وزیر انگلستان رمزی مک دونالد طرحی را مطرح کرد که تمامی طرف‌ها از جمله آلمان و فرانسه نیز آن را مثبت ارزیابی کردند، این طرح مشکل اشغال راینلند توسط ارتش فرانسه را به خوبی برطرف کرد.[۱۰] در ماه مه ۱۹۳۳ هیتلر دیداری با سفیر آلمان در شوروی داشت، وی به سفیر آلمان تاکید کرد که تمام تلاش خود را در جهت بهبود روابط آلمان و شوروی انجام دهد، هیتلر معتقد بود برای اجرای طرح نفوذ آلمان در شرق اروپا به شوروی نیاز دارد و حذف لهستان در واقع به معنی حذف همیشگی معاهده ورسای است.[۱۱][۱۲] هیتلر در سخنرانی‌هایی در ۱۷ مه ۱۹۳۳ و ۲۱ مه ۱۹۳۵ و همچنین ۷ مارس ۱۹۳۶ بر صلح طلبی و تمایل بر کار در سیستم بین‌المللی تاکید کرد.[۱۳] پس از آن هیتلر در پی برقراری روابط با انگلستان بود و در همین چارچوب دیداری با سفیر بریتانیا در برلین صورت گرفت و سفیر انگلستان تمایل کشورش به گسترش ارتش آلمان تا ۳۰۰،۰۰۰ را اعلام کرد[۱۴] از طرف دیگر آلمان مذاکرات محرمانه‌ای با لهستان ترتیب داد و هیتلر به آرامی معاهده ورسای را کنار زد و ارتش آلمان را به ۶۰۰،۰۰۰ نفر افزایش داد و نیروی هوایی و نیروی دریایی آلمان را مجدداً تشکیل داد، در واکنش به این تصمیم هیتلر انگلستان، فرانسه، ایتالیا و جامعه ملل این اقدامات را محکوم کردند. پس از موج محکومیت‌ها هیتلر اعلام کرد که آلمان در پی صلح و دفاع از خود است و توانست بار دیگر مذاکراتی با انگلستان ترتیب دهد.[۱۵][۱۶] در تاریخ ۱۸ ژوئن ۱۹۳۵ قراردادی نظامی در حوزه نیروی دریایی بین آلمان و انگلستان منعقد شد این قرار داد بدون توجه به خواست جامعه ملل و حضور فرانسه و ایتالیا و در جهت تضعیف پیمان ورسای گام بزرگی تلقی می‌شد. راهبرد هیتلر برای غلبه بر مخالفتهای قدرتهای بزرگ اروپایی با تسلیح مجدد آلمان ( که بر اساس معاهده ورسای به شدت محدود شده بود) نخست اجرای نمایشهای سیاسی نشان دهنده صلح طلبی (مانند پیشنهاد خلع سلاح کلی به اروپا) [۱۷] و سپس سعی در انجام مذاکرات دو جانبه با تک تک دولتهای اروپایی ( به صورت جداگانه) بود. وی از طریق این مذاکرات قصد داشت از اتحاد بین مخالفینش جلوگیری کند.این راهبرد به ویژه در مورد لهستان بسیار موفق بود و مانع از عکس العمل موثر انگلیس و فرانسه در حمایت از لهستان شد. [۱۸] پیمان ضد کمونیسم آدولف هیتلر با بنیتو موسولینی ترس از ایجاد جنگی نوین در اروپا در روابط بین کشورها اثر کرده بود، پس از الحاق اتریش و قدرت گیری مجدد آلمان تحت حکومت آدولف هیتلر، ایتالیا به رهبری بنیتو موسولینی از هم پیمان قدیمی خود انگلستان جدا شده و به آلمان متمایل شد. در تاریخ ۲۵ نوامبر ۱۹۳۶ آلمان و ژاپن پیمان مبنی بر پیمان ضد کمونیسم منعقد کردند و ایتالیا نیز به این پیمان پیوست در همین زمان دعوت نامه‌های نیز برای انگلستان، چین و لهستان فرستاده شد که همگی پاسخ منفی به این دعوت نامه دادند. هیتلر در جهت جلب نظر چین به پیوستن به پیمان ضد کمونیسم درخواست ژاپن مبنی بر متوقف کردن ارسال محموله‌ها و کمک‌های نظامی به چین را رد کرد، هدف اصلی هیتلر احیای صنعت نظامی آلمان بود و فروش اسلحه و فناوری‌های نظامی به چین کمک شایانی بود، اما پس از پیوستن ژاپن به این پیمان رویکرد آلمان نسبت به روابط چین و ژاپن تغییر کرد و این بار سیل کمک‌های آلمان به ژاپن فرستاده شد. پس از آنکه انگلستان از پیوستن به پیمان ضد کمونیسم سر باز زد روابط آلمان و انگلستان تضعیف شد. هیتلر از طریق سوئیس بارها دخالت‌های انگلستان در روابط آلمان با همسایگانش به خصوص لهستان را دخالت در امور آلمان نامید و آن را محکوم کرد و به مسئولان انگلستان گوش زد کرد.[۱۹] هیتلر و موسولینی بدست آوردن موفقیتهای جالب توجه در سیاست خارجی، یکی از مهم ترین علایق هیتلر بود. وی در ابتدای به قدرت رسیدن، مهم ترین هدف خود را پس از تثبیت قدرت حزب نازی در دولت آلمان، خنثی کردن محدودیتهای پیمان ورسای می‌دانست. این پیمان آلمان را ملزم به محدود کردن نیروی نظامی و تسلیحات می‌کرد. هیتلر برای شروع مسلح کردن آلمان بدون درگیر شدن در جنگی جدید چند روش را به صورت هم زمان به کار گرفت. وی برای تسکین نگرانی شدید اعلام کرد آلمان به دنبال تسلیح مجدد نیست و دولت وی خواستار خلع سلاح جهانی است و در صورت خلع سلاح همسایگان آلمان وی نیز حاضر است سلاحهای تهاجمی کشورش را از میان ببرد. در مرحله بعدی برای تضعیف وضعیت جامعه ملل و کنفرانس خلع سلاح و نیز برای جدا کردن متحدین از یکدیگر کشورهای همسایه را دعوت به مذاکرات دو جانبه برای حل اختلافات می‌کرد. نخستین موفقیت وی در این زمینه توافق دو جانبه با لهستان بدون دخالت فرانسه بود که در نهایت موجب سستی فرانسه در حمایت نظامی از لهستان شد.[۲۰] جنگ جهانی دوم نوشتار اصلی: جنگ جهانی دوم اعضای رایشتاگ در حال درود فرستادن به هیتلر در ماه اکتبر سال ۱۹۳۹ و پس از تهاجم آلمان به لهستان شهر آزاد دانزینگ قبل از جنگ جهانی اول شهری در ایالت پروس غربی و متعلق به کشور آلمان بود. پس از جنگ جهانی اول و تشکیل کشور لهستان این شهر بندری به عنوان شهر آزاد اعلام شده و مالکیت اداره آن توسط متفقین به لهستان واگذار شد. پس از این تحولات ایالت پروس شرقی از آلمان جدا شد و تنها راه ارتباطی با آن ایالت از طریق هوایی یا دریایی امکان داشت. از طرف دیگر انگلستان تضمین کننده امنیت لهستان بود. دولت هیتلر لغو پیمان ورسای و برگرداندن سرزمین‌های جدا شده از آلمان را به عنوان بزرگترین هدف خود به مردم اعلام کرده بود. در گام نخست دولت هیتلر از طریق مذاکرات، تصمیم به باز پس گیری مناطق جدا شده به خصوص شهر و منطقه دانزینگ گرفت که با مخالفت شدید لهستان مواجه شد و این تنش سیاسی باعث سردی روابط دو کشور شد. پس از آنکه رایش آلمان بزرگ موفق شد قرارداد عدم جنگ را با شوروی منعقد کند در تاریخ ۱ سپتامبر ۱۹۳۹ و پس از چند ماه تنش سیاسی به لهستان حمله کرد و شوروی نیز پس از آلمان در ۱۷ سپتامبر از شرق به لهستان حمله کرد و این آغاز جنگ در اروپا بود. پس از آنکه لهستان توسط رایش آلمان بزرگ و شوروی اشغال شد هیتلر در سخنرانی در شهر دانتزیگ در سپتامبر ۱۹۳۹ اعلام کرد: لهستان هرگز در شکلی [نو] از معاهده ورسای ظهور نخواهد کرد، این نه تنها خواسته آلمان است بلکه توسط شوروی نیز تضمین شده‌است.[۲۱] ارتش رایش آلمان بزرگ در سال ۱۹۴۳ در جبهه شوروی و در سال ۱۹۴۴ در جبهه فرانسه ضربات سنگینی متحمل شدند. از اوایل سال ۱۹۴۵ ارتش‌های متفقین راه خود را به درون سرزمین آلمان باز کردند. ارتش ایالات متحده از غرب و ارتش سرخ از شرق به سوی برلین، پایتخت رایش آلمان بزرگ پیشروی کردند. در ماه آوریل ارتش سرخ برلین را به محاصره گرفت و به طرف ستاد فرماندهی رایش پیش رفت. شاید حمایت آمریکا از انگلیس را بتوان بزرگترین برد سیاسی و نظامی چرچیل دانست که اگر صورت نمیگرفت اکنون این کشور یکی از ایالتهای آلمان نازی بود.هیتلر بزرگترین فرمانروای جهانگشای معاصر است[نیازمند منبع] و اگر رفتار ناشایست وی با یهودیان نبود،یکی از محبوبترین شخصیت های تاریخ لقب می گرفت[نیازمند منبع]. دوران آلمان تحت فرمانروایی وی، شاهد نوآوری ها و اختراعات بسیاری بود که از عصر و دوره خود جلوتر بود. رابطه با اعراب محمد امین الحسینی در حال مذاکره با آدولف هیتلر - برلین ۱۹۴۱ محمد امین الحسینی مفتی اعظم بیت المقدس در سفر به برلین در سال ۱۹۴۱ در آغاز جنگ جهانی دوم با هیتلر دربارهٔ حل مسالهٔ یهودیان خاورمیانه و مقابله با صهیونیسم گفتگو کرد. هولوکاست نوشتار اصلی: هولوکاست فاجعه کشتار سیستماتیک و با روش معین حدود شش میلیون نفر از مردان، زنان و کودکان یهودی و همینطور میلیون‌ها انسان دیگر از جمله کمونیستها، همجنس‌گرایان، عقب ماندگان ذهنی، اسیران جنگی شوروی، بیماران روانی، به دست نازیها، هولوکاست نامیده می‌شود. پس از جنگ جهانی کتابها و آثار هنری بسیاری در حوزه‌های مختلف هنر به این موضوع پرداخته و امروزه هولوکاست به عنوان نمادی از شر مطلق شناخته می‌شود و با وجود گذشت زمان، علاقه به یادآوری این واقعه افزون گشته‌است و مراسم روزهای یادآوری و محکومیت آن هر ساله در کشورهای بسیاری برگزار می‌شود. تناقض هولوکاست تجدیدنظرطلبان معتقدند، طرفداران هولوکاست در ادعا و آمار خود از هولوکاست، دچار تناقضات زیادی شده‌اند. تناقض مدعیان هولوکاست در تمامی موارد زیر است.[۲۲] تناقض در تعداد قربانیان تاکنون، براساس مقالات و منابع رسمی و غیر رسمی مدعی هولوکاست، تعداد متنابهی ارقام گوناگون برای قربانیان آورده شده‌است. برای مثال تنها برای اردوگاه آشویتس ۲۲ منبع معتبر، ارقامی از ۳۵۶ هزار نفر (فریتجوف مایر تاریخدان ۲۰۰۲) تا ۸ میلیون نفر (دفتر تحقیقات جنایات جنگی فرانسه ۱۹۴۵) را ارائه داده‌اند. فیلمها و منابع غیر رسمی این رقم را فقط برای (بازداشتگاه داخائو) تا ۹ میلیون نفر (فیلم مستند شب و مه ۱۹۵۵ زیر نظر مشاوران تاریخی هنری میچل و الگا ورمسر میگات) نیز تبلیغ نموده‌اند.[۲۳][۲۴][۲۵] تناقض در شیوه یا شیوه‌های کشتار مدعیان هولوکاست شیوه‌های ادعایی همدیگر را تکذیب و رد کرده‌اند. برای مثال برخلاف مدعیان هولوکاست در سالهای قبل‌تر، امروزه هیچ مدعی هولوکاستی ادعا نمی‌کند که از روشهای جریان برق، کشتار در اتاقهای بخار سوزان، مرگ بوسیله تخلیه هوا از اتاق، کشتار از طریق مسموم سازی خون و مرگ به کمک آهک برای کشتار یهودیان استفاده شده باشد.[۲۶][۲۷][۲۸] تناقض در اردوگاه‌های دارای اتاق گاز مدعیان هولوکاست در گذشته برای هر اردوگاه، اتاق گاز را الزامی دانسته بودند. برای مثال هارتلی شاوکراس، دادستان انگلیسی دادگاه نورنبرگ مدعی بود کلیه اردوگاه‌های آشویتس، داخائو، تربلینکا، بوخنوالد، ماتهاوزن، مجدانک و اورانین برگ دارای اتاق گاز بوده‌اند. امروزه هیچ مدعی هولوکاستی وجود ندارد که مدعی وجود اتاق گاز در داخائو، بوخنوالد و اورانین برگ باشد.[۲۹] افسانه صابون‌سازی سایمون وایزنتال یهودی، معروف به شکارچی نازیها در سال ۱۹۴۶ مدعی شد که آلمانی‌ها از چربی اجساد برای تولید صابون استفاده می‌کردند. بسیاری از غربیان همچنان این افسانه را باور دارند. در حالی که ساموئل کراکوفسکی، محقق اسرائیلی هولوکاست، این داستان را یک افسانه دانست که آلمانی‌ها برای ترساندن زندانیان یهودی آن‌را ساخته‌اند. دروغ بودن افسانه صابون سازی به تائید یدوشم رسیده‌است.[۳۰][۳۱] دلایل تجدیدنظر طلبان تجدیدنظر طلبان دلایل گوناگونی برای تجدید نظرطلبی خود ارائه می‌دهند.[۳۲] مهمترین این دلایل معمولاً شامل موارد زیر است.[۳۳][۳۴] هیچ فرمان و یا دستوری از سوی حزب نازی یا سران و رهبران آلمان برای نابودسازی یهودیان وجود ندارد. در میان مدارک بدست آمده از آلمان پس از سقوط حتی یک برگه یا سند وجود ندارد که به عنوان دستور کشتار یهودیان از سوی مقامات به افسران و یا گزارش انجام این عمل از سوی انجام دهندگان به مافوق‌هایشان تلقی شود. همچنین هیچ برنامه، طرح، سازمان و یا حتی مدارک بودجه و حسابداری نیز برای کشتار یهودیان یافت نشده‌است.[۳۵] تجهیزات صنعتی کافی و حتی سوخت کافی برای سوزاندن اجساد این تعداد از قربانی در تمام مناطق تحت اشغال آلمان وجود نداشته‌است. ظرفیت کوره‌های جسد سوزی (و نه آدم سوزی) کشف شده، حتی به اندازه سوزاندن اجسادی که به دلیل گرسنگی و بیماری فوت شده بودند نیز نبوده‌است.[۳۴] تجدیدنظرطلبان معتقدند که آمار یهودیان قبل و بعد از جنگ گواه آن است که در طول دوره جنگ جهانی دوم، با احتساب کسانی که به عنوان سرباز در جبهه‌های جنگ جان خود را از دست داده‌اند، سیصد هزار تا ۱٫۵ میلیون یهودی از دنیا رفته‌اند. با وجود فعالیت سرویسهای اطلاعاتی متفقین و با وجود نزدیکی اردوگاه‌ها به مناطق سکونت مردم عادی، تا پیش از پایان جنگ، هیچ منبع رسمی، سازمان بین‌المللی و حتی کشورهای دشمن آلمان، ادعایی مبنی بر کشتار گسترده یهودیان نکرده‌اند.[۳۴] از روشهای ادعایی کشتار، هیچ مدرکی در دادگاه‌ها موجود نیست. برای مثال از هزاران کامیونی که ادعا می‌شود دارای اتاق گاز بوده و بازداشت شدگان را در حال انتقال خفه می‌کرده‌اند، حتی یک نمونه به عنوان مدرک به هیچ دادگاهی ارائه نگردیده‌است.[۳۶] دکتر مارتین بروژات از انستیتو تاریخ معاصر آلمان که یک انستیتو نیمه دولتی است، طی یک نامه با ارائه مدارکی اعلام کرد در زمان جنگ جهانی دوم، در خاک آلمان کسی در اتاق گاز کشته نشده و مدارکی که در دادگاه نورنبرگ از آنها برای اثبات کشتار توسط اتاق‌های گاز استفاده شده‌اند همگی جعلی هستند.[۳۷] همچنین دیوید اروینگ تاریخدان انگلیسی نیز با ارائه مدارکی، اعلام کرده‌است که وجود اتاقهای گاز برای کشتار انسانها، تخیلی و توهمی بیش نیست.[۳۸] در مسیر شکست حمله آلمان به روسیه در آغاز برق‌آسا بود و پیروزی‌های چشم گیری را برای نازی‌ها به دست آورد ولی با آغاز سرما ورق برگشت. سازمان هواشناسی آلمان زمستان بسیار سردی را پیش‌بینی نکرده بود ولی در عمل چنین شد، زمستان پیش رو بسیار سخت و سوزان بود. شهر استالینگراد انرژی سربازان آلمان را گرفت. استالین که از سوی ژاپن احساس آرامش کرده بود نیروهای شرقی شوروی را به جبهه غربی کشاند. حمله به ایران نیز آذوقه و سوخت و مهمات و جنگ‌افزار غربی‌ها و البته انبارهای آرد و گندم و سوخت ایران را به روسها رساند. فرماندهان آلمانی تسلیم شدند و روسها به سوی آلمان پیشروی کردند. در غرب نیز نیروی‌های آمریکایی و بریتانیایی و تنی چند از نیروهای فرانسوی در روزی شناخته شده به روز دی (D-Day) در سواحل نرماندی در شمال فرانسه پیاده شدند. هیتلر دستور سیاست جنگی سرزمین سوخته را داد که البته انجام نشد.[نیازمند منبع] شکست و مرگ گفته می‌شود آدولف هیتلر رهبر رایش سوم در شامگاه ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ به زندگی خود پایان داد. هیتلر در زمان مرگ تنها ۵۶ سال داشت. هیتلر ۳۶ ساعت قبل از مرگش با معشوقه خود، اوا براون که از زمان شروع فعالیت در حزب نازی با او در یک عکاسی که مشتری آنجا بود آشنا شده بود پیمان زناشویی بست و با اینکه خبر نفوذ نیروهای متفقین تائید شده بود، هیتلر در آخرین ساعات عمرش با اوا براون ازدواج کرد و هنگام خودکشی نیز اوا همراه وی همزمان دست به خودکشی زد. اوا براون با شکستن کپسول سیانور و هیتلر نیز با سیانور و شلیک هم‌زمان گلوله تپانچه به سرش دست به خودکشی زدند. پیکر بی جان آن دو را دکتر گوبلز و سایرین که در سنگر بودند به بیرون بردند و به خواست خود هیتلر سوزاندند.[نیازمند منبع] .هیتلر هیچگاه نمی خواست همانند موسیلینی به اسارت متفقین درآید. وی در آخرین ساعات پیش از مرگ وصیتنامه‌ای از خود برجای گذاشت.[۳۹] هنوز گروهی از طرفدارانش معتقد به خروج وی از آلمان هستند[نیازمند منبع]. سوءقصدها به هیتلر عملیات والکوره نوشتار اصلی: عملیات والکوره آشیانه گرگ پس از انفجار. در ۲۰ ژوئیه ۱۹۴۴ به عنوان بخشی از عملیات افسانه شمال در آشیانه گرگ محل اقامت هیتلر بمب گذاری انجام شد. اما هیتلر کشته نشد و تنها دچار صدمه‌ای سطحی شد. این مهم‌ترین سوء قصدی بود که نسبت به جان هیتلر انجام گرفت. طراحان این عملیات تعدادی از افسران و ژنرال‌های عالی رتبه ارتش آلمان بودند. بمب گذاری در سالن آبجوفروشی ۹ روز پس از شروع جنگ دوم جهانی آدولف هیتلر در عصر روز ۸ نوامبر به مونیخ رفت تا در سالگرد انقلاب نازی‌ها برای هواداران حزب نازی در مونیخ سخنرانی کند. با این حال او با توجه به جنگ با لهستان ترجیح داد هرچه زودتر به برلین بازگردد. هیتلر با وجود آن که به مونیخ رفت به فاصله کوتاهی پس از ورود به این شهر درصدد بازگشت به برلین برآمد اما اوضاع بد جوی مانع از بازگشت او به پایتخت شد. با توجه به این شرایط بود که هیتلر تصمیم گرفت با کوتاه کردن نطقش با یکی از قطارهای شبانگاهی به برلین بازگردد. این تغییر برنامه باعث شد وی نطق خود را زودتر از زمان تعیین شده یعنی ساعت ۹ شب به پایان برده و راهی ایستگاه مرکزی راه آهن شود. او بلافاصله پس از سخنرانی اش در سالن آبجوفروشی که تظاهرات از آنجا شروع شده بود محل را ترک کرد و به همراه محافظانش راهی ایستگاه قطار برلین شد. تنها ۱۳ دقیقه پس از خروج آدولف هیتلر از سالن انفجار مهیبی در سالن آبجوفروشی مونیخ به وقوع پیوست که در آن ۸۰ تن کشته و ۶۳ نفر زخمی شد و هیتلر از توطئه ترور جان سالم به در برد. بمب توسط نجاری به نام گئورگ السر کار گذاشته شده بود، گئورگ السر نجاری از اهالی جنوب باختری آلمان با گرایش‌های کمونیستی بود. وی هیچگاه در آلمان پس از جنگ به چهره‌ای محبوب تبدیل نشد. نازی‌ها برای سالها تاکید داشتند السر طرح چنین تروری را به تنهایی انجام نداده بود و او در واقع دست نشانده سرویس اطلاعاتی بریتانیا است. السر تنها چند ساعت پس از این اقدام ناکام در حالی که سعی داشت به سوئیس فرار کند در مرز دستگیر شد. فرمان مرگ السر در ۴ آوریل سال ۱۹۴۵ توسط آدولف هیتلر صادر و حکم در همان روز اجرا شد.[۴۰] زندگی شخصی هیتلر در کنار اِوا براون در حالی که قلادهٔ سگ محبوبش به نام بلاندی را در دست دارد. اِوا براون، معشوقه آدولف هیتلر و برای مدتی کوتاه همسر او بود. آدولف هیتلر، از مشروبات الکلی استفاده نمی‌کرد و سیگار نمی‌کشید.[۴۱] او هم‌چنین گیاه‌خوار بود و از خوردن غذاهای حاوی گوشت حیوانات پرهیز می‌کرد.[۴۲] آدولف هیتلر به موسیقی ریشارد واگنر، آهنگساز آلمانی «عشق می‌ورزید».[۴۳] آشیانهٔ عقاب (به آلمانی: Kehlsteinhaus)‏ تلفظ: کِل‌شتَین‌هاوس، (به انگلیسی: Eagle's Nest)‏ نام اقامتگاه مورد علاقه آدولف هیتلر رهبر آلمان نازی بود که بربالای کوه‌های آلپ قرار داشت.[۴۴] میراث خودروی شخصی هیتلر در نمایشگاه جنگ کانادا خارج از ساختمان زادگاه هیتلر در -براونا-آم-این در اتریش- نوشته‌های حکاکی‌شده این نشان سنگی، یادآور وحشت جنگ جهانی دوم و بانی آن آدولف هیتلر است. از هنگام مرگ آدولف هیتلر کتابهای بسیاری درباره او به‌ویژه با شروع هزاره جدید نگاشته شده. برخلاف جنگ جهانی اول که دولتمردان و حکام مختلفی مسئول شروع آن شناخته شده‌اند، هیتلر به طور عمده و به تنهایی مسبب آغاز جنگ جهانی دوم معرفی می‌شود.[۱]. نمایش صلیب شکسته نازی یا دیگر نمادهای نازی در آلمان ممنوع است. با وجود محکومیتی که توسط بسیاری از شخصیت‌های ملی علیه هیتلر صورت گرفت، نمونه‌هایی از افرادی که به میراث هیتلر الفاظی بی طرفانه نسبت داده‌اند و یا به طرفداری از آن برخاسته‌اند نیز به ویژه در جنوب آمریکا و بخش‌هایی از آسیا وجود داشته‌است. در سال ۱۹۵۳، رئیس جمهور پیشین مصر انور سادات نوشتاری مبنی بر طرفداری از هیتلر به رشتهٔ تحریر درآورده‌است.[۴۵] لوییس فراخان به او نسبت «مرد بسیار بزرگ» داده‌بود.[۴۶] بال تاکرای (Bal Thackeray) رهبر جناح راست حزب شیو سنا (Shiv Sena)، در ایالت ماهاراشترای هند در سال ۱۹۹۵ نشان داد که یکی از تحسین کننده‌های هیتلر است.[۴۷] لئون دگرله فرمانده لژیون اس اس در بلژیک در کتابی که در سال ۱۹۸۵ از وی به چاپ رسید، مدعی شد که نفرت موجود علیه هیتلر توسط سرمایه‌داران و مطبوعات خلق شده و علت آن را مسیر حرکت هیتلر در برخورد با «مصالح سرمایه‌داری کلان» دانست.[۴۸][منبع معتبر؟] خارج از زادگاه هیتلر -براونا-آم-این در اتریش- نشان سنگی حکاکی شده‌ای وجود دارد با این مضمون: FÜR FRIEDEN FREIHEIT UND DEMOKRATIE NIE WIEDER FASCHISMUS MILLIONEN TOTE MAHNEN که ترجمهٔ آزاد آن اینچنین است: برای دستیابی به صلح، آزادی و دموکراسی حکومت فاشیستی دیگر هرگز میلیون‌ها کشته [این را] به یاد [ما] می‌آورد.[۴۹] شرکت خودروسازی فولکس‌واگن به دستور هیتلر در سال ۱۹۳۰ بنا شده‌است. او خواست تا، «خودرویی برای مردم» ساخته بشود؛ که فولکس‌واگن در زبان آلمانی به معنای خودروی مردم است. او از دکتر فردیناند پورشه تقاضا کرد که خودرویی بسازد که عموم مردم قدرت خرید آن را داشته باشند. خانواده هیتلر تبارنامه آدولف هیتلر اوا براون، همسر آلویس هیتلر، پدر کلارا هیتلر، مادر پاولا هیتلر، خواهر آلویس هیتلر (پسر)، برادر ناتنی بریجت داولینگ، زن برادر ویلیام پاتریک هیتلر، برادر زاده آنگلا هیتلر راوبل، خواهر ناتنی گلی راوبال، خواهر زاده ماریا شیکل گروبر، مادر بزرگ یوهان گئورگ هیدلر، پدربزرگ احتمالی یوهان نپوموک هیدلر، جد پدری، عموی بزرگ احتمالی و شاید جد درست پدری خاستگاه نام هیتلر دو نظریه درباره خاستگاه نام «هیتلر» وجود دارد: (۱) در آلمانی هاتلر و مشابه آن، «کسی که در کلبه زندگی می‌کند»، «چوپان». (۲) در اسلاوی هایدلر و هایدلرک و مشابه آن جستارهای وابسته دیدگاههای مذهبی آدولف هیتلر نازیسم نبرد استالینگراد جنگ جهانی دوم مرگ هیتلر کابینه هیتلر منابع ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ Adolf Hitler. (۲۰۰۹). In Encyclopædia Britannica. Retrieved April 30, 2009, from Encyclopædia Britannica Online: http://www.britannica.com/EBchecked/topic/267992/Adolf-Hitler ↑ John Toland, Adolf Hitler, 1976 ISBN 0-385-42053-6 ↑ Adolf Hitler Video. http://www.history.com/topics/adolf-hitler/videos#adolf-hitler History.com. Retrieved 2010-04-28. ↑ نبرد من، آدولف هیتلر، بخش ۲، بند سوم ↑ نبرد من، آدولف هیتلر، فصل ۲، بند ۸ ↑ Lehrer, Steven (2002), Hitler Sites: A City-by-city Guidebook (Austria, Germany, France, United States), McFarland, p. 224, ISBN 0-7864-1045-0 ↑ Alastair Jamieson Nazi leader Hitler really did have only one ball The Daily Telegraph, retrieved on 20 November 2008 ↑ هیتلر، آدولف. نبرد من، تهران: نشر معیار اندیشه، ۱۳۹۰. ISBN 978-600-5462-16-6 ↑ ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ ظهور و سقوط رایش سوم، ویلیام شایرر ↑ Leitz, Christian Nazi Foreign Policy, Routledge: London, United Kingdom, 2004, p. 50. ↑ Weinbeg, Gerhard The Foreign Policy of Hitler's Germany Diplomatic Revolution in Europe 1933–36, Chicago: University of Chicago Press, 1970, p. 65. ↑ Weinberg, Gerhard The Foreign Policy of Hitler's Germany Diplomatic Revolution in Europe 1933–36, Chicago: University of Chicago Press, 1970, p. 66. ↑ Kershaw 1999, pp. 492, 555–556, 586–587 ↑ Messerschmidt, Manfred "Foreign Policy and Preparation for War" from Germany and the Second World War Oxford: Oxford University Press, 1990 pp. 596–597. ↑ Kershaw, Ian Hitler Hubris, New York: Norton, 1999 p. 578. ↑ Messerschmidt, Manfred "Foreign Policy and Preparation for War" from Germany and the Second World War Oxford: Oxford University Press, 1990 pp. 601–602. ↑ ولیام شایرر - ظهور و سقوط رایش سوم - صفحه ۲۳۴ ↑ ولیام شایرر - ظهور و سقوط رایش سوم - صفحه ۲۳۸ ↑ Messerschmidt, Manfred "Foreign Policy and Preparation for War" from Germany and the Second World War Oxford: Oxford University Press, 1990 p. 642 ↑ ظهور و سقوط رایش سوم، ویلیام شایرر صفحه ۲۳۴ تا ۲۳۵ ↑ (2 October 1939). Seven Years War? , TIME Magazine. Retrieved on 30 August 2008 ↑ جایگاه هولوکاست. سید محمد تراهی. مرکز اسناد انقلاب اسلامی. ۱۳۸۴ (ISBN ۹۶۴-۴۱۹-۱۱۰-۲) مرکز اسناد ص ۹۲ تا ۱۰۱ ↑ TR ۱/۲۰۰۳: R. Faurisson: How many deaths at Auschwitz? ↑ رژه گارودی. «اسطوره شش میلیون». اسطوره‌های بنیانگذار سیاست اسرائیل. ترجمهٔ مجید شریف. چاپ اول پائیز ۷۵. تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۵. ۱۷۷ و ۱۷۸. شابک ‎۱-۲۸۲-۳۱۷-۹۶۴. ↑ لوموند ۲۳ ژوئیه ۱۹۹۰ ↑ [۱] ↑ رژه گارودی. «حربه جنایت». اسطوره‌های بنیانگذار سیاست اسرائیل. ترجمهٔ مجید شریف. چاپ اول پائیز ۷۵. تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۵. ۱۵۷. شابک ‎۱-۲۸۲-۳۱۷-۹۶۴. ↑ دیلی تلگراف ۲۵ ژوئن ۱۹۴۶ صفحه ۵ ↑ Simon Wiesenthal: Fraudulent 'Nazi Hunter' ↑ http://www.library.flawlesslogic.com/soap.htm صابون یهودی ↑ رژه گارودی. «اسطوره شش میلیون». اسطوره‌های بنیانگذار سیاست اسرائیل. ترجمهٔ مجید شریف. چاپ اول پائیز ۷۵. تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۵. ۱۵۷ و ۱۵۸. شابک ‎۱-۲۸۲-۳۱۷-۹۶۴. ↑ Holocaust Denial - Conspiracy Theories in American History ↑ جایگاه هولوکاست. سید محمد تراهی. مرکز اسناد انقلاب اسلامی. ۱۳۸۴ (ISBN ۹۶۴-۴۱۹-۱۱۰-۲) مرکز اسناد ص ۱۳۲ تا ۱۳۵ ↑ ۳۴٫۰ ۳۴٫۱ ۳۴٫۲ Historical Revisionism by Castle Hill Publishers ↑ رژه گارودی. «اسطوره دادرسی نورنبرگ». اسطوره‌های بنیانگذار سیاست اسرائیل. ترجمهٔ مجید شریف. چاپ اول پائیز ۷۵. تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۵. ۱۰۸ تا ۱۳۲. شابک ‎۱-۲۸۲-۳۱۷-۹۶۴. ↑ رژه گارودی. «اسطوره شش میلیون». اسطوره‌های بنیانگذار سیاست اسرائیل. ترجمهٔ مجید شریف. چاپ اول پائیز ۷۵. تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۵. ۱۷۷ و ۱۷۸. شابک ‎۱-۲۸۲-۳۱۷-۹۶۴. ↑ Simon Wiesenthal - no 'gas chambers' ↑ BBC News | UK | Gas chambers did not exist - historian ↑ NS-Archiv : Dokumente zum Nationalsozialismus : Adolf Hitler, Politisches Testament ↑ روزنامه جام جم، سه شنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۷، سال نهم، شماره ۲۴۱۴، صفحه ۱۰ ↑ van der Vat, Dan (1997). The Good Nazi: The Life and Lies of Albert Speer. Houghton Mifflin Books. pp. 62. ISBN 039565243X.. See "Hitler's Mountain Home", Homes & Gardens, Nov 1938, pp. 193-195: "Hitler himself never smokes, nor does he take alcohol in any form." See also: آدولف هیتلر, and Smoking ban. The first tobacco ban was imposed by the Nazi Party under direct orders from آدولف هیتلر. ↑ Rudacille 2001, p. 88. ↑ تابوی واگنر در اسرائیل شکسته می‌شود, بی‌بی‌سی فارسی ↑ http://fa.wikipedia.org/wiki/آشیانه_عقاب ↑ Finklestone, Joseph (1996), Anwar Sadat: Visionary Who Dared, Routledge, ISBN 0-7146-3487-5 ↑ Bierbauer, Charles (1995-10-17), Million Man March: Its Goal More Widely Accepted than Its Leader , CNN ↑ "Portrait of a Demagogue", Asiaweek, 1995-09-22, archived from the original on 2001-07-09, Asiaweek , retrieved 2008-05-22 ↑ نبوغ هیتلر، حمید رضا نیک بخش، طرح پشت جلد، ISBN 978-964-8344-88-2 ↑ Austria By Anthony Haywood, Kerry Walker, Edition: 5, illustrated, Published by Lonely Planet, ۲۰۰۸, ISBN 1-74104-670-X, 9781741046700 , Page ۲۱۷ مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «آدولف هیتلر»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۳۰ تیر ۱۳۸۹). مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «آدولف هیتلر»، ویکی‌پدیای آلمانی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۳۰ تیر ۱۳۸۹). مطالب بیشتر ظهور و سقوط رایش سوم، ویلیام شایرر، ۱۹۶۰، آلمان، ISBN 0-517-10294-3 آدولف هیتلر: کتاب‌شناسی، دُرن اِرِزی، جنگل سبز، ۱۹۹۴، ISBN 0877363601 هیتلر و اِستالین: زندگی هم زمان، آلن بلوک، هارپر کولینز، ۱۹۹۱، ISBN 0-679-72994-1 هیتلر: مطالعه استبداد، آلن بلوک، ISBN 0-06-092020-3 هیتلر، جوچیم فِست، هاروست بوک، ۲۰۰۲، ISBN 0-15-602754-2 هیتلر در وین، بریجیتی هامَن و توماس تورنتون، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ویرایش جدید، ۲۰۰۰ دیدگاه جهانی هیتلر: طرح اولیه قدرت، اِبِرهارد جَکِل، کمبریج، انتشارات دانشگاه هاروارد هیتلر ۱۹۳۶-۱۸۸۹: غرور، ایان کِرشاو، دبلیو دبلیو نورث، ۱۹۹۹ هیتلر ۱۹۴۵-۱۹۳۷: انتقام، ایان کِرشاو، دبلیو دبلیو نورث، ۲۰۰۰ ISBN 0-393-32035-9 هیتلر پنهان، ترجمه به انگلیسی توسط جان برونجهون، نسخه اصلی، ۲۰۰۱، ISBN 0-465-04308-9 نبرد من، آدولف هیتلر، انتشارات زنگ آزادی، فوریه ۲۰۰۴، ISBN 1-59364-006-4 یونگ و سیاست، والتر اودنیک، ولودیمیر، بخش نمونه آلمان، ترجمهٔ علیرضا طیب، نشر نی، ISBN 964-312-547-5 نبوغ هیتلر، حمید رضا نیک بخش، پیشرفت‌های اقتصادی و اجتماعی آلمان در دوران نازیسم، نشر ترآوا، ۱۳۸۸، ISBN 978-964-8344-88-2 پیوند به بیرون مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به آدولف هیتلر در ویکی‌گفتاورد موجود است. در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ آدولف هیتلر موجود است. ارائه کتاب‌هایی از هیتلر در کتاب خانه سیاسی موندو نمودار تبارنامه هیتلر ن • ب • و آدولف هیتلر سیاست‌ها دیدگاه‌های سیاسی رهنمودهای سیاسی سخنرانی‌ها نبرد من کتاب دوم وصیتنامه شخصی و سیاسی رویدادها فعالیت‌های نظامی به قدرت رسیدن خیابان‌های نامگذاری شده به نام هیتلر کابینه هیتلر آلمان نازی جنگ جهانی دوم هولوکاست سوءقصدها به هیتلر مرگ هیتلر محل‌های اقامت ستادهای فرماندهی خانه قهوه‌ای برگوف (آشیانه عقاب) Reich Chancellery آشیانه گرگ گرگینه آشیانه عقاب قطار خصوصی Führerbunker Wolfsschlucht I Wolfsschlucht II Anlage Süd Felsennest غیرنظامی بران‌آئو ام این لینتس وین (Meldemannstraße dormitory) مونیخ زندگی شخصی Reichssicherheitsdienst, 1st SS Division Leibstandarte SS Adolf Hitler (Bodyguards) دیدگاه‌های مذهبی تمایلات جنسی میز سخنرانی هیتلر گیاهخواری آدولف هیتلر نقاشی‌های هیتلر تولد پنجاه سالگی هیتلر متعلقات شخصی بلاندی (سگ) گوی‌های هیتلر کتابخانه شخصی هیتلر آثار درباره هیتلر کتاب‌ها هیتلر در فرهنگ عامه پیروزی ایمان پیروزی اراده هیتلر: ۱۰ روز پایانی مفهوم هیتلر مولوخ هیتلر: ظهور شیطان سقوط خانواده اوا براون (همسر) آلویس هیتلر (پدر) کلارا هیتلر (مادر) آلویس هیتلر (برادر ناتنی) آنگلا هیتلر (خواهر ناتنی) Gustav (brother) Ida (sister) Otto (brother) Edmund (brother) پاولا هیتلر (خواهر) Leo Rudolf Jr. (half-nephew) جلی روئبل (half-niece) Elfriede (half-niece) ویلیام پاتریک هیتلر (half-nephew) Heinz (half-nephew) ن • ب • و اعضای کابینه هیتلر آدولف هیتلر – (صدراعظم فورر) هرمان گورینگ – (رییس رایشستاگ) هاینریش هیملر – (رایشزفورر-اس‌اس) رودلف هس – (معاون فورر) فرانتس فن پاپن – (معاون صدر اعظم)     وزیر امور خارجه کنستانتین فن نویرات یواخیم فن ریبنتروپ وزیر کشور ویلهلم فریک هاینریش هیملر وزیر دارایی لوتس گراف شورین فن کروسیک وزیر دادگستری فرانتس گورتنر فرانتس شگلگلبرگر (کفیل) اتو گئورگ تیراک وزیر رایشزور ورنر فن بلومبرگ ویلهلم کایتل وزیر اقتصاد آلفرد هوگنبرگ کورت اشمیت هیالمار شاخت هرمان گورینگ والتر فونک وزیر غذا و کشاورزی آلفرد هوگنبرگ والتر داره هربرت باکه وزیر کار فرانتس زلته وزیر امور پستی پاول فرایهر فن التس-روبناخ ویلهلم انزرگه وزیر حمل و نقل پاول فرایهر فن التس-روبناخ یولیوس درپمولر وزیر هوانوردی هرمان گورینگ وزیر روشنگری مردم و پروپاگاندا یوزف گوبلز وزارت علوم و آموزش برنهارد روست وزیر امور کلیسا هانس کرل هرمان موس وزیر تسلیحات و مهمات فریتس تت آلبرت اشپر وزیر اراضی اشغالی شرقی آلفرد روزنبرگ وزیر دولت بوهمیا و موارویا کارل هرمان فرانک وزیر بدون وزارت ارنست روم هانس فرانک اتو مایسنر آرتور سیز-اینکوآرت مارتین بورمان هانس لامرس ن • ب • و شخص سال مجله تایم (۱۹۲۷–۱۹۵۰) چارلز لیندنبرگ (۱۹۲۷) · والتر کرایسلر (۱۹۲۸) · اون دی یانگ (۱۹۲۹) · ماهاتما گاندی (۱۹۳۰) · پیر لاوال (۱۹۳۱) · فرانکلین روزولت (۱۹۳۲) · هیو ساموئل جانسون (۱۹۳۳) · فرانکلین روزولت (۱۹۳۴) · هیلا سیلاسی (۱۹۳۵) · والیس سیمپسون (۱۹۳۶) · چیانگ کای شک · سونگ می لینگ (۱۹۳۷) · آدولف هیتلر (۱۹۳۸) · ژوزف استالین (۱۹۳۹) · وینستون چرچیل (۱۹۴۰) · فرانکلین روزولت (۱۹۴۱) · ژوزف استالین (۱۹۴۲) · جرج مارشال (۱۹۴۳) · دوایت آیزنهاور (۱۹۴۴) · هری ترومن (۱۹۴۵) · جیمز فرانسیس برنز (۱۹۴۶) · جورج مارشال (۱۹۴۷) · هری ترومن (۱۹۴۸) · وینستون چرچیل (۱۹۴۹) · جنگندگان آمریکایی (۱۹۵۰) فهرست کامل ن • ب • و صدراعظم آلمان امپراتوری آلمان (۱۸۷۱–۱۹۱۸) اتو فون بیسمارک · لئو فون کاپریوی · شلودویگ، شاهزاده هوهنلوهه-شیلینگسفورست · برنهارد فن بولو · تئوبالد فن بتمان-هولوگ · گئورگ میشائلیس · گئورگ فن هرتلینگ · شاهزاده ماکسیمیلیان فن بادن جمهوری وایمار (۱۹۱۹–۱۹۳۳) فیلیپ شایدمان · گوستاف باوئر · هرمان مولر · کنستانتین فرنباخ · یوزف ویرت · ویلهلم کونو · گوستاف اشترزمان · ویلهلم مارکس · هانس لوتر · ویلهلم مارکس · هرمان مولر · هاینریش برونینگ · فرانتس فن پاپن · کورت فن شلایشر آلمان نازی (۱۹۳۳–۱۹۴۵) آدولف هیتلر · یوزف گوبلز · لوتز گراف شورین فن کروسیک (سرپرستی صدارت عظمی) آلمان (۱۹۴۹–)

ابن سینا

بن سینا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ابن سینا
زادروز۳۷۰ قمری (۱ شهریور ۳۵۹)[نیازمند منبع]
بخارا (پایتخت سامانیان)، در ازبکستان کنونی
درگذشتجمعه ۱ رمضان ۴۲۸ قمری (۲ تیر ۴۱۶)
همدان
آرامگاهآرامگاه بوعلی‌سینا
‏۴۷٫۶۲″ ۳۰′ ۴۸°شرقی ‏۲۹٫۵۵″ ۴۷′ ۳۴°شمالی
محل زندگیفرارود، خراسان، گرگان، ری و همدان
نام‌های دیگرابوعلی سینا، پور سینا
پیشهفیلسوف و دانشمند
سال‌های فعالیتاواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم قمری
لقبشیخ‌الرئیس
دورهاواخر سامانیان و اوایل غزنویان
مکتبفلسفه مشایی
آثارشفا، قانون، دانشنامهٔ علایی و رساله‌های بسیاری به عربی و فارسی
گفتاوردتا بدانجا رسید دانش من، که بدانم همی که نادانم

ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا، مشهور به ابوعلی سینا و ابن سینا و پور سینا (زادهٔ ۳۵۹ ه. ش در بخارا -درگذشتهٔ ۲ تیر ۴۱۶ در همدان، ۹۸۰-۱۰۳۷ میلادی[۱])[۲][۳]،[۴] پزشک و شاعر[۵] ایرانی[۶][۷][۸][۹] و مشهورترین و تاثیرگذارترینِ فیلسوفان-دانشمندان ایران است که به ویژه به دلیل آثارش در زمینه فلسفه ارسطویی و پزشکی اهمیت دارد. وی نویسنده کتاب شفا یک دانشنامه علمی و فلسفی جامع است و القانون فی الطب یکی از معروف‌ترین آثار تاریخ پزشکی است.[۱۰][۱۱]

وی ۴۵۰ کتاب در زمینه‌های گوناگون نوشته‌است که شمار زیادی از آن‌ها در مورد پزشکی و فلسفه است. جرج سارتن در کتاب تاریخ علم وی را یکی از بزرگترین اندیشمندان و دانشمندان پزشکی می‌داند.[۱۲] همچنین وی او را مشهورترین دانشمند ایران می‌داند که یکی از معروف‌ترین‌ها در همهٔ زمان‌ها و مکان‌ها و نژادها است..[۱۳]

محتویات

زندگی

اولین سنگ قبر ابن سینا قبل از نبش قبر و جابجایی

ابن سینا در روستای افشانه نزدیک بخارا متولد شد. زبان مادری اش فارسی بود. پدرش از صاحب منصبان در حکومت سامانی بود و وی را به مدرسه بخارا فرستاد در آنجا به خوبی تحصیل کند. پدر و برادر ابن سینا مجذوب تبلیغات اسماعیلیه شده بودند، اما ابن سینا از آن دو تبعیت نکرد. وی حافظه و هوشی خارق العاده داشت. به طوری که در ۱۴ سالگی از معلمان خود پیشی گرفت.[۱۴]

او علم منطق را به استادش ناتیلی آموخت. او کسی را نداشت که از وی علوم طبیعی یا داروسازی را فرا بگیرد و پزشکان مشهور از دستورالعملهای او تبعیت می‌کردند. البته وی در فراگیری علم ماوراءالطبیعه ارسطو دچار مشکل شد که تنها به کمک تفسیر فارابی توانست آن را بفهمد. او امیر خراسان را از یک بیماری سخت نجات داد. امیر خراسان در ازای این کار اجازه داد که ابن سینا از کتابخانه باشکوه مخصوص شاهزادگان سامانی استفاده کند. در سن ۱۸ سالگی، ابن سینا بر تمام علومی که بعدها شناخته شدند، تسلط یافت. پیشرفتهای بعدی وی، مرهون استدلالهای شخصی وی بود.[۱۴]

بخشی از زندگینامه او به گفته خودش به نقل از شاگردش ابو عبید جوزجانی بدین شرح است:

پدرم عبدالله از مردم بلخ بود در روزگار نوح پسر منصور سامانی به بخارا درآمد. بخارا در آن عهد از شهرهای بزرگ بود. پدرم کار دیوانی پیشه کرد و در روستای خرمیثن به کار گماشته شد. به نزدیکی آن روستا، روستای افشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسری برگزید و وی را به عقد خویش درآورد. نام مادرم ستاره بود من در ماه صفر سال ۳۷۰ از مادر زاده شدم. نام مرا حسین گذاشتند چندی بعد پدرم به بخارا نقل مکان کرد در آنجا بود که مرا به آموزگاران سپرد تا قرآن و ادب بیاموزم. دهمین سال عمر خود را به پایان می‌بردم که در قرآن و ادب تبحر پیدا کردم آنچنان‌که آموزگارانم از دانسته‌های من شگفتی می‌نمودند. در آن هنگام مردی به نام ابو عبدالله به بخارا آمد او از دانش‌های روزگار خود چیزهایی می‌دانست پدرم او را به خانه آورد تا شاید بتوانم از وی دانش بیشتری بیاموزم وقتی که ناتل به خانه ما آمد من نزد آموزگاری به نام اسماعیل زاهد فقه می‌آموختم و بهترین شاگرد او بودم و در بحث و جدل که شیوه دانشمندان آن زمان بود تخصصی داشتم.

ناتلی به من منطق و هندسه آموخت و چون مرا در دانش اندوزی بسیار توانا دید به پدرم سفارش کرد که مبادا مرا جز به کسب علم به کاری دیگر وادار سازد و به من نیز تاکید کرد جز دانش آموزی شغل دیگر برنگزینم. من اندیشه خود را بدانچه ناتلی می‌گفت می‌گماشتم و در ذهنم به بررسی آن می‌پرداختم و آن را روشن‌تر و بهتر از آنچه استادم بود فرامی‌گرفتم تا اینکه م

برای دیگر کاربردها، آبراهام لینکلن (ابهام‌زدایی) را ببینید.
مختصات: ‏۲۱″ ۳۹′ ۸۹°غربی ‏۲۴″ ۴۹′ ۳۹°شمالی (نقشه) (نقشه) شناسنامهنام کاملآبراهام لینکلنزادروز۱۲ فوریه ۱۸۰۹زادگاههاردین کانتری، ایالت کنتاکی،  ایالات متحده آمریکاتاریخ مرگ۱۵ آوریل ۱۸۶۵ (۵۶ ساله)محل مرگواشنتگتن دی.سی.،  ایالات متحده آمریکاهمسرماری تاد لینکلنفرزندانروبرت تاد لینکلن
ادوارد لینکلن ویلی لینکلن تاد لینکلناطلاعات سیاسیتاریخ ریاست۴ مارس ۱۸۶۱ تا ۱۵ آوریل ۱۸۶۵ترتیبشانزدهمین رئیس جمهور آمریکاپیش ازاندرو جانسونپس ازجیمز بیوکننجناح سیاسیحزب ویگ (۱۸۳۲-۱۸۵۴) جمهوری خواه (۱۸۵۴-۱۸۶۴) حزب اتحاد ملی (۱۸۶۴-۱۸۶۵) آبراهام لینکلن (به انگلیسی: Abraham Lincoln)‏‏ (۱۲ فوریهٔ ۱۸۰۹ – ۱۵ آوریل ۱۸۶۵) شانزدهمین رئیس‌جمهور ایالات متحدهٔ آمریکا بود. محتویات ۱ مقدمه ۲ دوران آغازین ۳ انتخابات ۴ دوران ریاست جمهوری ۴.۱ انتصابات، مصوبات، و کابینه ۴.۱.۱ دولت و کابینه ۴.۱.۲ دادگاه عالی ۴.۱.۳ مصوبات مهم رئیس جمهور ۵ ترور ۶ میراث و بزرگداشت ۷ نگارخانه ۸ منابع ۸.۱ پانویس ۸.۲ زندگی نامه‌ها ۸.۳ عناوین تخصصی ۹ پیوند به بیرون مقدمه آبراهام لینکلن به عنوان نخستین رئیس جمهور از حزب جمهوری خواه آمریکا انجام وظیفه نمود. امروز او بدین جهت مشهور است که به تاریخ برده‌داری در آمریکا خاتمه داد و ایالات متحده آمریکا را با نظارت بر مسائل مربوط به جنگ در طی جنگ داخلی آمریکا پا برجا نگه داشت. او پایه گذار خردورزی، آزادی، برابری، دموکراسی و احیاگر اندیشه های والای انسانی بود . او همچنین ژنرالها را انتخاب کرد و استراتژی آنها را تایید نمود، افسران ارشد غیر نظامی را برگزید، بر دیپلماسی، عزل و نصب و فعالیتهای حزب نظارت کرد، و از طریق پیامها و سخنرانیها نظرات عموم را جمع آوری نمود. توان بالای او در سخنوری قدرت تأثیر گذاری او را افزایش می‌داد. نطق گتیسبرگ وی تأثیر ماندگاری بر ارزشهای آمریکا داشت. لینکلن می‌بایست برای حفظ آمریکا برده داری را نابود می‌کرد و این کار را با اعلامیه آزادی بردگان و متمم سیزدهم قانون اساسی ایالات متحده به انجام رساند. او شخصاً مسئولیت «بازسازی» را به عهده گرفت و در پی این بود که هرچه سریعتر کشور را دوباره یکپارچه سازد. «جمهوریخواهان تندرو» که طرفدار سیاستهای سختگیرانه تر بودند با او به مخالفت برخاستند. توانمندیهای او را در امر رهبری می‌توان به وضوح در موارد زیر مشاهده کرد: در نخستین عملکرد دیپلماتیک وی در کنترل و اداره ایالتهای مرزی گرفتار برده داری در اوایل جنگ، در ناکام ساختن تلاش پارلمان برای سازمان دهی کابینه وی در سال ۱۸۶۲، در گفته‌ها و نوشته‌های بسیارش که به بسیج کردن و انگیزه دادن به ناحیه شمال کمک شایانی کردند و در فرونشاندن جنجال صلح در انتخابات ریاست جمهوری ۱۸۶۴ آمریکا. کوپرهدز او را به خاطر نقض قانون اساسی، پا را فراتر از قدرت اجرایی خود گذاشتن، اجتناب از سازش و مصالحه در امر برده داری، اعلام قانون ازدواج، معوق گذاشتن حکم احضار به دادگاه، دستور بازداشت ۱۸ هزار مخالف من‌جمله مقامات دولتی و ناشران روزنامه‌ها و کشتار صدها هزار مردان جوانی که به عنوان سرباز در جنگ خدمت می‌کردند، مورد انتقاد قرار داد. «جمهوری خواهان تندرو» نیز او را به دلیل عملکرد کندش در خاتمه دادن به برده داری و عدم اعمال خشونت کافی نسبت به مناطق اشغال شده جنوبی به باد انتقاد گرفتند. تاریخ نویسان بر این باورند که لینکلن بر نهادهای سیاسی و اجتماعی آمریکا تأثیری ماندگار بر جای نهاد به ویژه اینکه این روال را در پیش گرفت که تمرکز قدرت را در دولت فدرال افزایش دهد و از قدرت دولتهای ایالتی بکاهد. اعتبار او مدیون نقش در تعریف مسائل بزرگ و مهم، سازمان دهی جنگ داخلی و پیروزی در آن، از بین بردن برده داری، تجدید نظر در ارزشهای ملی، تشکیل حزب سیاسی نوین و حفظ آمریکا است. ترور او در نگاه میلیونها تن از مردم آمریکا شهادت محسوب شد. دوران آغازین نوشتار اصلی: دوران آغازین آبراهام لینکلن آبراهام لینکلن در ۱۲ فوریه ۱۸۰۹ (هم‌روز با چارلز داروین) در کلبه‌ای چوبی در مزرعهٔ سینکینگ اسپرینگ، به مساحت یک چهارم کیلومتر مربع، به دنیا آمد. پدرش توماس لینکولن و مادرش ننسی هانکز بود. انتخابات نوشتار اصلی: انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال ۱۸۶۰ لینکلن در سال ۱۸۵۵ برای حضور در مجلس سنای آمریکا نامزد شد و یک سال پس از آن به حزب جدید جمهوریخواه پیوست. وی توانست با وجود شکست از فریمونت نامزد این حزب در رقابت‌های انتخاباتی سال ۱۸۵۶، در سمت معاون بالقوه وی به محبوبیت فراوانی در میان افکار عمومی آمریکا دست یابد . وی توانست در کنوانسیون جمهوری خواهان برای رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۸۶۰ به کسب نامزدی این حزب نایل آید و بالاخره در این انتخابات به پیروزی برسد. دوران ریاست جمهوری نوشتار اصلی: آبراهام لینکلن در دوران جنگ داخلی آمریکا لینکلن از آغازین ماه‌های زمامداری‌اش نشان داد که به رغم نظر جیمز بوکانان، معتقد است که دولت ملی قدرت مواجهه با شورشیان را داراست . او گرچه با نظام برده‌داری مخالفت نمی‌ورزید، اما به سرعت دریافت که جنگ داخلی، در کشورش، نمی‌تواند بدون آزادی برده‌ها، به سرانجامی مطلوب برسد . او از یک سو با مخالفت جمهوریخواهان تندرو مواجه بود و از سوی دیگر باید تلاش می‌کرد تا دموکرات‌های طرفدار صلح را با خود همراه کند. تلاش‌های وی برای یافتن راهی میانه در سال ۱۸۶۴ به ثمر نشست و وی برای بار دوم سمت ریاست جمهوری در کشورش را بر عهده گرفت. لینکلن در مراسم تحلیف بر مسامحه با جنوب صحه گذاشت، اما پیش از اینکه این اندیشه وی به بوته آزمایش گذاشته شود، درگذشت. آبراهام لینکلن در خانواده‌ای فقیر در کنتاکی بدنیا آمد. پدرش، در حالی که تنها تبری برای گذران زندگی بهمراه داشت، از آنجا به همراه خانواده خود مهاجرت کرد، و بسوی شهر ایندیانا پیش رفت، پس در شهر ایندیانا، کلبه‌ای چوبی، بدون در و پنجره ساخت که کف آن پر از علف‌های وحشی بود. او برای آنها، رختخواب‌هائی، که تشک آن را با برگ خشک پرکرده بودند به همراه، یک یا دو چهار پایه، یک میز و یک کتاب مقدس فراهم آورد، که همه اثاثیه و دارایی آنها را تشکیل می‌داد. انتصابات، مصوبات، و کابینه لینکلن در دوران ریاست خود بیشتر توجه خود را به مسائل نظامی و سیاست معطوف کرد، اما با حمایت شدید او بود که دولت آمریکا نظام بانک ملی فعلی را از طریق قانون بانک ملی راه اندازی نمود. دولت لینکلن تعرفه موریل را برای افزایش درآمد افزایش داد و برای نخستین بار مالیات بر درآمد را اعمال کرد، صدها میلیون دلار اوراق بهادار و اسکناسهای کاغذی چاپ کرد، مهاجرت از اروپا را ترغیب نمود، نخستین راه آهن میان قاره‌ای را به راه انداخت، وزارت کشاورزی آمریکا را بنا نهاد و از طریق قانون همستید مصوب ۱۸۶۲ مالکیت زمینهای کشاورزی را ترویج کرد. در طی جنگ، وزارت دارایی او به شیوه‌ای کارآمد تجارت پنبه را در نواحی اشغال شده جنوب تحت کنترل گرفت. دولت و کابینه از مشخصه‌های بارز لینکلن این بود که به رقیبان سیاسی اش در کابینه پستهای مهم می‌داد تا تمامی گروههای حزب را در یک جهت نگه دارد و به آنها امکان دهد تا با یکدیگر مبارزه کنند، اما علیه لینکلن متحد نشوند . تاریخ نویسان معتقدند که کابینه او به استثنای کامرون، گروهی بسیار کارآمد بود. سمتنامدوره تصدیرئیس جمهور ایالات متحدهآبراهام لینکلن۱۸۶۵-۱۸۶۱معاون رئیس جمهور ایالات متحدههنیبال هملین۱۸۶۵-۱۸۶۱اندرو جانسون۱۸۶۵وزیر امور خارجه ایالات متحدهویلیام سووارد۱۸۶۵- ۱۸۶۱وزیر دارایی ایالات متحدهسالمون چیس۱۸۶۴-۱۸۶۱ویلیام فسندن۱۸۶۴-۱۸۶۵هوگ مک کولوچ۱۸۶۵وزیر جنگ ایالات متحدهسیمسون کامرون۱۸۶۲-۱۸۶۱ادوین استانتون۱۸۶۵- ۱۸۶۲وزیر دادگستری ایالات متحدهادوارد بیتس۱۸۶۴-۱۸۶۱جیمز اسپید۱۸۶۵-۱۸۶۴رئیس کل پست ایالات متحدهمونتکومری بلر۱۸۶۴-۱۸۶۱ویلیام دنیسون (فرماندار ایالت اوهایو)۱۸۶۵-۱۸۶۴وزیر نیروی دریایی ایالات متحدهگیدئون ولز۱۸۶۵- ۱۸۶۱وزیر کشور ایالات متحدهکیبل اسمیت۱۸۶۳-۱۸۶۱جان آشر۱۸۶۵-۱۸۶۳ دادگاه عالی لینکلن قضات زیر را برای دادگاه عالی ایالات متحده برگزید: نوا هاینس سوآین – ۱۸۶۲ ساموئل فریمن میلر- ۱۸۶۲ استفان جانسون فیلد- ۱۸۶۳ سالمون چیس- ۱۸۶۴ مصوبات مهم رئیس جمهور با امضای لینکلن موارد زیر تصویب شد: قانون درآمد مصوب ۱۸۶۱ قانون همستد قانون Morrill Land- Grant College صدور «اعلامیه آزادی بردگان» در ۱۸۶۲ و افزودن آن به متمم سیزده قانون اساسی ایالات متحده آمریکا.[۱] قانون درآمدهای داخلی مصوب ۱۸۶۲ قوانین راه آهن پسفیک مصوب سال های ۱۸۶۲- ۱۸۶۴ تأسیس وزارت کشاورزی ایالات متحده در ۱۸۶۲ قانون بانکداری ملی – ۱۸۶۳ قانون درآمدهای داخلی مصوب ۱۸۶۴ ترور نوشتار اصلی: ترور آبراهام لینکلن لینکلن توسط یک بازیگر تئاتر به نام جان ویلکس بوث مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در صبح روز ۱۴ آوریل ۱۸۶۵ درگذشت. میراث و بزرگداشت نوشتار اصلی: گرامیداشت آبراهام لینکلن یادبود و گرامیداشت آبراهام لینکلن، یکی از محبوبترین رئیس جمهوران آمریکا، طیف و گستره وسیعی را در اقصی نقاط آمریکا داشته که تا به امروز نیز ادامه دارد. در رأی‌گیری عمومی‌ای که اخیراً تحت عنوان «بزرگ‌ترین آمریکایی» انجام گرفت آبراهام لینکلن پس از رونالد ریگان مرتبه دوم را کسب کرد. نگارخانه آبراهام لینکلن تندیس لینکلن لینکلن در دیدار از فرماندهان خود منزل لینکلن مقبره لینکلن در ایلینوی منابع مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به آبراهام لینکلن در ویکی‌گفتاورد موجود است. پانویس ↑ بیانیۀ رئیس جمهوری به مناسبت صد و پنجاهمین سالگرد صدور اعلامیه آزادی بردگان، وزارت امور خارجه آمریکا زندگی نامه‌ها بوریج، آلبرت جی. «آبراهام لینکلن: ۱۸۰۹-۱۸۵۸» (۱۹۸۲). ج ۲، تا ۱۸۵۸؛ شاخص به خاطر دید سیاسی بی طرفانه. دیوید هربرت دونالد. «لینکلن» (۱۹۹۹)، ISBN ۰-۶۸۴-۸۲۵۳۵-X، به خوبی توسط اندیشمندان بازبینی شده است؛ دونالد به خاطر حسب حال نگاری برنده دو جایزه پولیتزر شده‌است. ویلیام ای جیناپ. «آبراهام لینکلن و جنگ داخلی آمریکا : زندگی نامه»، توسط ISBN ۰-۱۹-۵۱۵۰۹۹-۶(۲۰۰۲)، کوتاه آلن سی گولزو. «آبراهام لینکلن : رئیس جمهور ناجی» ISBN 0-8028-3872-3(1999) جان هی و جان جرج نیکولای. «آبراهام لینکلن: تاریخچه» (۱۸۹۰)؛ به صورت آنلاین در آدرس ده مجلد؛ جزئیات زندگی آبراهام لینکلن و همکاران ارشد وی رینارد اچ لوتین. «آبراهام لینکلن واقعی» (۱۹۶۰) تاکید بر سیاست مارک ای. نیلی. «دائرةالمعارف آبراهام لینکلن» (۱۹۸۴)، اطلاعات دقیق از بسیاری از افراد و جنبش‌های منتسب به AL مارک. ای. نیلی. «آخرین امید جهان: آبراهام لینکلن و آمریکای وعده داده شده» (۱۹۹۳)، برنده جایزه پولیتزر استفان بی. اوتس «به همراه شر تا پوچی: زندگی آبراهام لینکلن» (۱۹۹۴) * جیمز جی. راندال.«رئیس جمهور لینکلن» (جلد۴، ۵۵- ۱۹۴۵؛ چاپ مجدد ۲۰۰۰) نوشته برنده جایزه ** «آقای لینکلن» نوشته‌هایی که توسط ریچارد ان. کارنت (۱۹۷۵) ویرایش شده‌اند. کارل سندبورگ «آبراهام لینکلن: سال‌های اوج» (دو جلد ۱۹۲۶) ؛ «سالهای جنگ» (۴ جلد ۱۹۳۹) برنده جایزه ادبی پولیتزر. بنیامین بی . توماس ؛ «آبراهام لینکلن : زندگی نامه» (۱۹۵۲) عناوین تخصصی بیکر، جین اچ. «ماری تادلینکون: زندگی نامه» (۱۹۷۸) بلز، هرمان. «آبراهام لینکلن، بنیان گرایی و برابر حقوق در زمان جنگ‌های داخلی» (۱۹۹۸) بوریت، گابور اس. "لینکلن و رویای اقتصادی آمریکاً (۱۹۹۴). نظریات و سیاست‌های اقتصادی لینکلن بوریت، گابور، اس. ویرایش «لینکلن، رئیس جمهور جنگ» (۱۹۹۴) بوریت، گابور اس. ویرایش «لینکلن تاریخ نویس» اوربانا : چاپ دانشگاه ایلیونز، ۱۹۹۸، تاریخ نگاری * بروس، رابرت وی. «لینکلن و ابزار جنگ» (۱۹۶۵) در مورد سلاح‌های در حال تولید در زمان جنگ دونالد، دیوید هربرت. «بررسی مجدد لینکلن: مقالاتی در مورد جنگ داخلی» (۱۹۶۰). *دونالد، دیوید هربرت. «ما مردان لینکلن هستیم: آبراهام لینکلن و دوستانش» سیمون و شاستر ، (۲۰۰۳). فونر، اریک. «خاک آزاد، کار آزاد، مردم آزاد: ایدئولوژی حزب جمهوری خواه قبل از جنگ داخلی» (۱۹۷۰) تاریخ جهت گیری‌های فرقه‌های مختلف درون حزب آبراهان لینکلن" هریس، ویلیام سی. «کمک به همه: لینکلن و بازگرداندن مجدد اتحاد» (۱۹۹۷). طرح‌های لینکلن برای بازسازی هندریک بورتون جی«کابینه جنگ لینکلن» (۱۹۴۶). هافستاتر، ریچارد. «سنت سیاسی آمریکا: و افرادی که این سیاست‌ها را رهبری می‌کنند» (۱۹۴۸) فصل ۵: «آبراهام لینکلن و اسطوره خودساخته» هولزر، هارولد. «لینکلن در اتحادیه‌های شبکه سازان: سخنرانی ای که لینکلن را رئیس جمهور ساخت» (۲۲۰۴) مک فرسون، جیمز ام. "آبراهام لینکلن و انقلاب دوم آمریکاً (۱۹۹۲) مگ فرسون، جیمز ام. «فریاد آزادی: دوران جنگ داخلی» (۱۹۸۸). برنده جایزه پولتیزر جنبه‌های مختلف جنگ را بررسی می‌کند" مورگنتو، هانس جی. و دیوید هین «مقالاتی در مورد عقاید و سیاست‌های لینکلن» لانهام، MD: چاپ دانشگاه آمریکا برای مرکز روابط عمومی وایت بورکت میلر در دانشگاه ویرجینا، ۱۹۸۳. نیلی، مارک ای. «سرنوشت آزادی: آبراهام لینکلن و آزادی‌های مدنی» (۱۹۹۲). برنده جایزه پولیتزر. نوینز، آلن. «نظم وحدت» ۸ جلد (۱۹۷۱-۱۹۴۷). ۱ میوه‌های سرنوشت تظاهرات، ۱۸۵۲-۱۸۷۴؛ ۲. تقسیم وطن، ۱۸۵۷-۱۸۵۲؛ ۳. بحران حزب و داگلاس و بوخنان، ۱۸۵۹؛ ۴. درآمدی بر جنگ داخلی، ۱۸۶۱-۱۸۵۹؛ ۵. جنگ فی البداهه، ۱۸۶۲-۱۸۶۱؛ ۶. جنگ به انقلاب تبدیل می‌شود، ۱۸۶۳-۱۸۶۲؛ ۷. جنگ سازمان یافته، ۱۸۶۴-۱۸۶۳؛ ۸. جنگ سازمان یافته به سوی پیروزی؛ ۱۸۶۵-۱۸۶۴؛ پوشش کامل دوره جنگ داخلی، به محوریت لینکلن فیلیپ اس. پلادان «ریاست جمهوری آبراهام لینکلن» (۱۹۹۴)، منتقدان این کتاب را کامل‌ترین معرف دوران ریاست جمهوری آبراهان لینکلن می‌دانند. "لینکلن در اذهان آمریکا نوشته مریل دی پترسون (۱۹۹۴) مردم پس از سال ۱۸۶۵ چگونه از لینکلن یاد می‌کنند راندال، هیترکاکس ، «بزرگ‌ترین ملت جهان: سیاست‌های اقتصادی جمهوری خواهان طی جنگ داخلی» (۱۹۹۷) شنک، یوشاولف. «ملانکولی لینکلن: چگونه رکورد لینکلن را به چالش کشید و به شهرت وی تاثیر مثبت گذارد» (۲۰۰۵) گور ویدال. «لینکلن»، شابک ۶-۷۰۸۷۶-۳۷۵-۵، رمان. ویلیامز، تی. هری «لینکلن و ژنرال‌هایش» (۱۹۶۷). ویلز. گری. «لینکلن در گتیسبورگ: سخنانی که آمریکا را دوباره ساخت» شابک: ۳-۸۶۷۴۲-۶۷۱-۰. ویلسون، داگلاس لی«صدای افتخار آمیز: دگرگونی به سرکردگی آبراهام لینکلن» (۱۹۹۹).